بعد از جدایی بهتر از تو هست: یک پاسخ تیکهدار:
در نظریه تبادل اجتماعی، ما مدام «سطح مقایسه جایگزین» را میسنجیم. این بیت یک جنگ روانی بر سر آن سطح است: یکی ادعای انحصار دارد، دیگری با یافتن جایگزین بهتر، ارزش خود را بازتعریف میکند. پژوهشها نشان میدهند صرف باور به وجود گزینههای بهتر، سطح رضایت را کاهش میدهد. بهنظرتان این یک دفاع روانیست یا واقعبینی تلخ؟
راهکار:
این دیالوگ انگار یک بازی روانی مقایسهای است. قدرت واقعی شاید نه در پیدا کردن گزینهی بهتر، که در بیتفاوتی به کل این رقابت باشد. انگار هر دو طرف میخواهند به هم ثابت کنند ارزشمندترند، در حالی که رهایی از این نیاز به اثبات، بهمراتب قدرتمندتر است. وقتی دیگر لازم نباشد «دور بزنی» و ببینی چه خبر است، یعنی به آرامش رسیدهای.