فراموشی مثل شکستگی پا؛ انتظاری بیمعنی:
از نظر عصبشناسی، درد عاطفی و درد فیزیکی مسیرهای مغزی مشترکی را فعال میکنند. شبکههای مرتبط با درد در مغز وقتی طرد میشوید، دقیقاً مانند شکستگی استخوان روشن میشوند. به همین دلیل است که 'فراموش کن' گفتن به کسی که دلشکسته، بیمعنی است؛ شما از مغز میخواهید سیگنالهای درد واقعی را نادیده بگیرد. اما نوروپلاستیسیتی این امکان را میدهد که با تکرار الگوهای جدید، این مسیرها بازنویسی شوند.
راهکار:
به جای 'فراموش کن' به خودت بگو 'زندگی کن'. مغز تو دستور 'فراموش کردن' را نمیفهمد، اما میتوانی با ساختن تجربههای تازه، مسیرهای عصبی جدیدی بسازی که سایهی درد کهنه را کمرنگ کند. فراموشی یک دستور نیست، محصول جانبی حرکت به جلوست.