و با هر حرفت .. درد را حس کردم تا مغز و استخوان ... دردی همانند بریدن گوشت ذرهِ ذرهِی تنم .. به هنگام حس کردن وزن شیئی سنگین بر روی سر و گردن و ستون فقراتم . و چه بی درمان بودند تمام این درد ها ...️
محمود درویش گفته: «دوستت داشتم با وجود اینکه تو را به آغوش نکشیدم و تو را همیشه نمی بینم! دوستت داشتم چون برایت نوشتم و برایت خواندم وبخاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم! تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی ولی نزدیکترین به قلبم..!»️