عمری به هر کوه و گذر گشتم که پیدایت کنم اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم عاشقت بودم و این عشق به جایی نرسید تو خودت ماندی و من خودم، کار به مایی نرسید️
از خوش می پرسد:«من چرا باید به یک نفر احتیاج داشته باشم که با او دو کلمه حرف بزنم؟ خودم با خودم میتوانم بیشتر از دو کلمه حرف بزنم و حرف های خودم را راحت تر بفهمم!» و اگر کسی به اینجا برسد دیگر نه بر میگردد نه انتظار میکشد.️
از هر چه عشق و عاشقی تنفر دارم در گفتن این حرف ها کمی تبحر دارم دیروز یکی را دوست می داشتم اکنون از او هم تنفر دارم خود را عاشقی ساده و بی ریا می دیدم اکنون از سادگی ام هم تنفر دارم️