جدیدترین متن های کوتاه آبان 1405 از گلچین هزاران متن کوتاه جدید در آبان 1405مناسب بیو . را در بزرگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران تاوبیو بخوانید و در بیوگرافی و استوری خود استفاده کنید
اینهمه آدم تو دنیاست، اون نشد،برو سراغ 8میلیارد و 999 میلیون و 999 هزار و 999 نفر بعدی،-حامیم-:️
شب که میشه خسته ام میبرم وشب میاد هرشب ماه میتابع به اتاقم میگه بیا توروباخودم ببرم دست باز کردم برم باهاش جسمم رورهااا کنم واروم بگیرد این جسم جسمم بکشد نفس اسوده ایی کاش برس اون روز اروم بخوابد روحم جسم♠ جسم خسته ام💔♠️
دستانش گرم ترین نقطه ی جهان برای خوابیدن این کوچولو بودند و یک برف زمستانی گرمای دستانش را به سرمایی یخبندان تبدیل کرد و دگر این کوچولو جایی برای زندگی میان دستان او ندارد :)️
دختر و پسری باهم در رابطه بودن یه روزی... دختر گفت:دیگ خسته شدم بیا بهم بزنیم پسر گفت:خسته شدی؟مطمعنی؟ دختر گفت:اوهوم هیچوقت پشیمون نمیشم و دیگه دنبالم نیا همون لحظه که دختر در ماشین رو باز کرد یه ماشین دیگه با بیشتریین سرعت زد به دختر و همون لحظه دختر مرد از اون لحظه به بعد پسر میره پیش قبر دختر و یه پتو روی خودش میزاره و همونجا میخوابه و الان حدود 21 سال هست ک روند زندگیش همینجوریه... داستان بعدی میخوایین؟؟️
ب هر دل بستنم عمری پشیمانی بدهکارم نباید دل ب هرکس بست،اما دوستت دارم پر از شور و شعف با سر ب سویت میدوم چون رود تو دریا باش تا خود را ب آغوش تو بسپارم دل آزار است یا دلخواه،ماییم و همین یک دل ببر یا بازگردان،من ب هر صورت وفادارم ملامت میکنندم دوستات در عشق و حق دارند توبیزار از منی اما مگر من دست بردارم؟ تو خواب روزهای روشن خود را ببین ای دوست شبت خوش گرچه امشب نیز من تا صبح بیدارم 🥺❤️🩹️
و من از دور ب چشم تو قناعت کردم بار ها رفتم و برگشتم و عادت کردم تا ک از روی خودم روی بریدم دیدم پیش چشم همه از چشم تو صحبت کردم بار ها سخت نگاه تو مرا ریخت بهم ارگ بم بودم و هر بار مرمت کردم باز آن روز ک با دشمن من میرفتی من ولی خنده کنان سخت حسادت کردم دست من نیست ک هی در دهنم میچرخی من ب نام تو ب روی لبم عادت کردم️
تمام چهان را گشت ؛ زیر سنگ ها ، پشت کوه ها ، کنار دریا ، درون اقیانوس ها ، درون تمامی جنگل ها اما پیدایش نکرد . آخرین جا مانده بود که آن هم میان مردم بود اما ؛ کار بسیار ریسکپذیری بود ...️