یکم باهم مدارا کنید . . زود عصبانی نشید، زود هر آدمی رو حذف نکنید، این شهر لعنتی بوی تنهایی میده (: اگه فکر می کنید درست میشه ترک نکنید، این روزا دیگه کسی حوصلهی آشنایی با آدم جدید نداره یه سری روزا و یه سری آدما دیگه تکرار نمیشن .️
هیچکس نمیپرسه حالت خوبه یا نه... همه فقط میخوان که قوی بمونی، حتی وقتی تهموندهی جونتم دیگه تو مشتت جا نمیشه. من خستهم، نه از راه… از زنده بودن تو جایی که نه صدام آشناست، نه نگاهمو کسی میفهمه. یه جور مردنِ بیصداست این غربت… و من هر شب، با چشمای باز، تو خوابهام دفن میشم.»️
احتیاج دارم که مدتی دور باشم. از اتاقم از کتابام از گوشیم از تختم از شهرم و نهایتا از خودم و دنیای خودم.. احتیاج دارم که مدتی به آغوشی پناه ببرم. به آغوش خاطراتم به آغوش گذشته به آغوش ساحل به آغوش اشکها و لبخندهایی که یک روزی حالم رو بدتر و بهتر کردن، به آغوش طبیعت، و درنهایت به آغوش هر چیزی که تونسته خوشحالم کنه.. دوست دارم که مدتی جدا باشم. از جنجال از نفرت از دروغ از خشم و از حال بد..❤️🩹️