#بوسه -خونین پارت 1 توی آینه به خودم نگاه میکنم ،دختر شاد و سرزنده ای که تبدیل شده بود به یک افسرده ی منزوی ،آه عمیقی از ته دل میکشم و زن بابا مو برای بار .... نمیدونم بار چندم لعنت میکنم ،عف..ریته ،لباس عروسی پوشیده بودم که برام حکم کفن داشت و آرایشی که خیلی زیبا بود ولی واسه من نه ،منی که قرار بود با مردی که جای پدرم بود ازدواج کنم اشکام شروع به ریختن میکنه ،با صدای در به خودم میام .️
آدم های غمگین هم یک روز شاد بودند آدم های غمگین هم یک روز میخندید آدم های غمگین هم یک روز زندگی میکردند اما طی یک شب از آن آدم شاد رسیدند به آدمی که حتی حوصله خودش را هم ندارد چه برسد صحبت با دیگران چه برسد به خندید چه برسد به زندگی کردن چه برسد به شاد بودن....🙃️
من از نظر اکثر مردم – غیرحرفه ای ، غیر عادی ، یا یک فرد ناخوشایند – کسی هستم که هیچ موقعیتی در جامعه ندارد و هرگز نخواهد داشت. به طور خلاصه ، کمترین کمترین. خوب ، پس – حتی اگر این کاملاً درست باشد ، پس باید روزی بخواهم با کار خود نشان دهم که چنین عجیب و غریب ، چنین کسی در درون خود ندارم.