راز زندگی ویرانگی دوستی خالص پر از دشمنی دشمن دانا دوست نادان شکسته برد را پر از باخت ها عاشق اوست تمام بادها راهی جنگل با ترس ها چراغی خاموش با غصه اخه شکسته دلش زود مرده
نشسته بودم یه گوشه که یهویی دست به قلم بردم و رپ نوشتم: نام: طوفان ساکت آرام اما خود باران طوفان دریا شکست معما ترسو ترسناک ولی با راز زیبا خوشرنگ ولی پر رنگ عاشق تنها شکست دل ها ساحل و دریا نبود رنگا خورشید و ابرها اما ذوب اب ها رنجش و رانش پر از فحاش نامیده مشهور پر از احساس عاطفه ممنوع دنیا تگزاس میگه با خاک هم صداس اما میده پاس به دیگران همتا