گهی گریان گهی خندان گهی چون ابر سرگردان گهی عاقل تر از عاقل گهی نادان تر نادان این شعر رفتار کسی با من بود که من هرگاه و هر جا با او مهربان تر از مهربان بودم اما او فقط در حال گریان و سرگردان و نادانش با من بود️
در کالبدِ بزرگسالیِمان کودکي بود؛ که میخواست ماه را به چنگ بیاورد! اما حالا او نیز آرام گرفته است و تنها به تماشايِ تنهایي بيانتهايِ ماه خو کرده است . . .️
اونجایی که وحشیبافقی میگه: جان من سنگدلی، دل به تو دادن غلط است! بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است چشم امید به روی تو گشادن غلط است روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است!❤️🩹'₎️