خرم آن روز که بازآیی و سعدی گوید:آمدی وَه که چه مشتاق و پریشان بودم
️باید از دور تماشا کنی یارت را...!🖤😞️
هر چه باشی شیردل دنیا شکارت میکند
هر چه باشی با لب خندان میان دیگران
عاقبت دست طبیعت اشک بارانت میکند
𓍯 ִֶָ ࣪𝓼𝓱𝓲𝓻𝓲𝓷️
اوجِ دلتنگی و غم اونجاست که
مریم قهرمانلو میگه:
"وقتی که میرفتی احـيانا
جانم به پيراهنت گیر نکرده بود؟"e²
سینه ی تاریک من؛سنگ قبر آرزو بود️
اوست گرفته شهر دل...
من به کجا سفر کنم؟!♥️
خیال میبافم
به درد کدام فصل میخورد...? e²
آمدي جانم به قربانت ولي دير امدي بي وفا حالا که از جانم شدم سير امدي
️که دلم میشکنی:))
سعدی:️
شَـبیجـامـانـدِهدَرمَـن
کِـههَـرگِـزصُـبـحنَـخـواهَـدشُـد 🖤💔️
A night remains in me
That will never be morning 🖤💔
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم!
من آمده بودم که تا مرز رسیدن
همراه تو به فرسنگ بمیرم...!
یک جرأت پیدا شدن و شعر چکیدن'
بس بود که با آن غزل آهنگ بمیرم!
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد..
در غیرت من نیست که در ننگ بمیرم!
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم..
شاید خدا خواست که دلتنگ بمیرم(((:🍃️
°《قصد رفتن کرده ای
تا باز هم گویم بمان بار دیگر میکنم
خواهش اما اصرار نـہ! >》°彡
قرار نبود هرچه قراره بشه*️
تا توانی می گریز از یار بد یار بد بد تر بود از مار بد مار بد تنها تو را بر جان زند یار بد بر جان و بر ایمان زند ......👀💫
️سرگشته محصیم و در این وادی حیرت عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم
️اما هنوز بغز تو گلو منه چه زشت
آخه این روانی تو قصرم که باشه
غربت تازیانه رو میزنه بهش
لش مثل مرحوم توپاک هه
بیرونم یخ توم کولاک من شدم یه آدم آهنی منظوی مظلوم توپاک!! ️
آه از این درد که جز مرگِ مَنش
درمان نیست ...
#هوشنگ_ابتهاج
اندوه
شعر نیست
اندوه
آدمیست
كه شعر میگوید...e²
و اما نیمه شبی من خواهم رفت از دنیایی که مال من نیست از زمینی که مرا بیهوده بدان بسته اند... #شاملو
️ای مَبحَثِ چِشمانِ تو تَکلیفِ اضافی ما مسئله داریم به اَندازه ی کافی...💙
️عشقی که با تو نباشد خب برای من نیست
یعنی در کنج دلت جایی برای من نیست؟ 🌀
گویند سرانجام ندارید شما ماییم ک بی هیچ سرانجام خوشیــم
️جهان و کار جهان
جمله
هیچ
در هیچ است.