من اونجا فهمیدم ادما انقد میتونن بیمعرفت باشن که وقتی کوچیک بودم معلم انشامون گفت: یه داستان کوتاه درباره بهترین دوستتون بنویسید. من به رفیقم نگاه کردم و لبخند زدم همه چیزای قشنگی که ازش میدونستمو نوشتم بعد که معلم گفت: حالا کي داوطلب میشه با صدای بلند بخونه؟ بهترین رفیقم داستانشو خوند . . ولی اونی که تو داستانش بود من نبودم :)))️
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن؛ به رفتن که فکر میکنی، اتفاقی میافتد که منصرف میشوی، میخواهی بمانی رفتاری میبینی که انگار باید بروی..! و این بلاتکلیفی، خودش کلی جهنم است...!️