یه سندرمی هست، به اسم «smile» همونجایی که بغضت در حال خفه کردنته اشکهاتو جوری مخفی کردی که خودتم شک داری که حالت بده... مرحله ی آخرش هم لبخند زدنه، بی صدا، ساده، آروم
در ذهنم ، بارها و بارها همه چیز را به طرز فجیعی نابود کرده ام ، ظرف ها را شکانده ام ، میز ها را برگردانده ام ، وسایلی را روی زمین انداخته و آنها را نابود کرده ام ، شاید به انسان ها هم صدمه زده ام ، درحالی که در واقعیت فقط به نقطه ای خیره شده و سکوت کرده ام .️
درسته بعد رفتنت اون آدم سابق نشدم ولی یاد گرفتم با هرکی اندازه خودش باید رفتار کرد ن بیشتر ن کمتر اینجاعه که میگ خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند🤙❌️🚬️