روزای سختیه صبرم تموم میشه اعصابم خورده حال روحی افتضاحه تحمل میکنم به اجبار یه اجبار که اخرش امیدواریم یه نور یه نسیم یه شادی یا یه خنده از ته دل باشه خسته از گذشته و حال فقط امیدواریم
هر آدمی تا یهجایی بهتون فرصت میده، ولی بالاخره خسته میشه از حسِ اضافی بودن، از جنگیدن واسه موندن، از قهر و آشتی مکرر، از توضیحدادنِ خودش از برطرفکردنِ سوتفاهما کاسه صبرِ آدمای زندگیتونو لبریز نکنیدممکنه دیگه هیچ آدمی، به این اندازه وصل وجودتون نباشه.💙:))
تو میتونستی کسی باشی که کنار من میخنده. میتونستی کسی باشی که درکنارش یکی یکی پله های ترقی رو میریم بالا. میتونستی گرما باشی تو سرمای زندگی. میتونستی بارون باشی رو آتیش دلم. میتونستی شیرینی باشی رو تلخی تقدیر. میتونستی رویا باشی وسط کابوسای شبانه. میتونستی حامی باشی میون گرگای دوروبر. میتونستی مسکن باشی وسط این همه درد بی درمون. تو میتونستی درمان باشی. ولی شدی یه بیماری لاعلاج که هرجا میرم میگن: "شرمنده کاری از ️