و چقدر کم در کنارم زندگی کردی...
️·.¸¸.·♩♪♫" چشم هایـم را میـبندم " کور بودن را بـہ دیـدنِ جایـِ خالیـت ترجیـح میـدهم♫♪♩·.¸¸.·
️مثلا قول داده بودیم کنار هم عصا به دست راه بریما ;)
ولی فهمیدم گلی مصنوعی هستی،،،،!)️
بهترین دقایق سال گذشته،
هم صحبتی با تو بود.️
𝒑𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝒎𝒚 2025
°《قصد رفتن کرده ای
تا باز هم گویم بمان بار دیگر میکنم
خواهش اما اصرار نـہ! >》°彡
جدایی آن جاست
که تو
دیگر از گفتن حرف دلت
دست میکشی...
تا توانی می گریز از یار بد یار بد بد تر بود از مار بد مار بد تنها تو را بر جان زند یار بد بر جان و بر ایمان زند ......👀💫
️دیشب شنیدم صدام زدی پریدم
قاطی میکنم این صداها رو جدیدا...
🎐 مـن اقیـانوس بودم تـو رودهـا رو میخـواستی؛ مـن مـاه بودم تـو ستـارهها رو دنبـال کردی..🌱
️ɪ ᴡᴀs ᴛʜᴇ ᴏᴄᴇᴀɴ ʏᴏᴜ ᴡᴀɴᴛᴇᴅ ʀɪᴠᴇʀs; ɪ ᴡᴀs ᴛʜᴇ ᴍᴏᴏɴ ʏᴏᴜ ᴄʜᴀsᴇᴅ ᴛʜᴇ sᴛᴀʀs..
همان قدر
که نمیگویم !
همان قدر
که نمیدانی !
همان قدر
که نمی آیی..!:(💔️
گُفتـے چَشـم روی هَـم بُگـذاری بَر مے گَـردَم... مُقَصِـر تو نیستـے از روزی کـہ رَفتـہ ای چَشـم بَر هَـم نَگـذاشتہ ام..:)
️رفتیم تو قرنی که قراره توش بمیریم . . .
️هنو منتظرتم :)
نذار مثل برفا ذره ذره آب بشم :)❄️️
️
The subscriber is busy, please call back later...
سِیـلِ آبشـارِ دِلَـم آنجـا مُـرداب شُـد کـہ چَشمـانَت را از مَـن گِرِفتـی..:)
️داد میزد میگفت :
همین حسی که تو به من داری
من به یکی دیگه دارم بفهم :)e²
... دلتنگی یعنی روبروی دریا ایستاده باشی و خاطرهی یه خیابون خفهات کنه... | |
️🇫🇷 Manquant signifie, Tenez vous devant la mer Et le souvenir d'une rue Vous étouffer
من همونیم که بیشتر از همه اهمیت میدم
و از همه بی اهمیت ترم :)
ی سری وقتا وقتی کسی نیست..تنها میرم پیش داداشم..کنارش دراز میکشم..باهاش حرف میزنم..بش میگم چرا نامردی کردی رفتی؟میگم این بود رسم معرفت؟مگه قول مردونه نداده بودی؟مگه نمیگفتی ممد مارو باهم خاک میکنن ؟
متین داداشم احساس تنهایی نکنیا خودم زودی میام پیشت قلبوم😭💔️
ℕ𝕒𝕗𝕒𝕤𝕒𝕞رفت که
رفت ℕ𝕒𝕗𝕒𝕤𝕒𝕞💔🚬️
ڪہ هَنوز صِداےِ دَر سَرَم هَست
اینو فَہمیدَم هَمون لَحظہ
ڪِہ هرڪے سَنگدِل بَرَندس🏔️🕊️️
واقعیت این است که زندگی به خودی خود، آنقدر دهشتناک است که دیگر نیازی به رنجهای تحمیلی از جانب دیگران نیست.️
ﭘــــﺎﺕ ﻭﺍﯾﻤﯿـــــﺴﻢ
ﺣـــَــﺮﻑِ ﻣــــﻦ ﺣــَـــﺮﻓـــﻪ …
” ﺭﻓـــــــﺖ … ”
ﺭﺍﺳـــﺖ ﻣﯽ ﮔﻔــﺖ …
ﺣﺮﻓــــﺶ ﻓﻘــﻂ ” ﺣــﺮﻑ ” ﺑﻮد💔🖤️
یادت که افتادم عربده زدم
اونی که غرق سکوتِ تویی
اونی که صداش میاد هردفعه منم
روحم بودی🖤🥲
️
همسرتو خوشبخت کن اون لیاقت تورو داره...
پسر:(گریه)..
بــــــــوق...خط صــــــــاف...
دستای بی جون دختر از دستای بزرگ پسر سر خوردوافتاد..
صدای گریه پسر بلند شد..
صبح تشییع جنازش بودو پسر تابوت عشق سابقش روی دوشش بود..
همسرش چیزی نمیگفت..فقط اونم گریه میکرد و به پسر حق میداد و به عشق دختر احترام میزاشت..
حالا یک سال از مرگش میگذره و پسر هرروز سر قبر دختر اشک میریزه..
️