الان توی بزرگسالی فقط سیاهی میبینیم ...
( گفته ی شیدا کوشولو )️
دلم کارِ دست است
خودم بافتمش…
تارش را از سکوت
پودش را از تنهایی
همین است که خریدار ندارد….
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم
قناعت می کنم
با درد چون درمان نمی یابم
تحمل می کنم با زخم ،
چون مرحم نمی بینم 🍃🖤
نبض شب آن قدر آرام میزد که نیمهشب مُرد...
️رهگذر داشت،به لب سیگاری گفت آتش داری؟! اشاره به دلم کردم و گفتم آری!
️یک نقطه است اشک ز مجموعه غمم...
#صائب
【میگِعٌ کِ ≈ تا کِ بودیمٌ نَبودیمٌ کَصیٌ】✞︎ 「کُشتٌ مارا غَمٌ بیٌ هَمٌ نَفَصیٌ」✞︎ 〔تا کِ خُفتیمٌ هَمِعٌ بیدارٌ شُدَندٌ〕✞︎ 『تا کِ مُردیمٌ هَمِگیٌ یارٌ شُدَندٌ』✞︎
️مانند شهریار ک در شهر یاری نداشت
️فاضل نظری :
مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم
هزار روحم و در یک بدن نمیگنجم ...
تنها مدارا میکنیم،دنیا عجب جایی شده...
️یاد گرفته ام
تنهایی را
ماهرانه پشت روزنامه ای پنهان کنم
اما از مهتاب
که بوی شانه های تو می داد
چیزی را نمی توان پنهان کرد ...