### **فریادِ آجر**
آنها میبینند بنایی استوار و بلند،
اما نمیدانند زیرِ این سقف، چقدر ویرانهام.
من آن آجرِ تنها در میانِ فرو ریختن،
در میانِ چشمهایِ بیخبر، در میانِ این سکوتِ بیکفن.
آنها دنبالِ آن دخترِ قدیمی میگردند،
و من را، در هر تپشِ قلب، در غبارِ خود گم میکنند.
من نمیمیرم؛
من فقط دارم از میانِ این ویرانه، عبور میکنم...
به امیدروزی که .. :)️
3.0
شعر تنهایی احساس دیده نشدن تنهایی در میان جمع امید در ویرانه نما و واقعیت در فیزیک کوانتوم، «اثر مشاهدهگر» میگوید نگاه کرد...