اِی آنکه دوست دارمت اما ندارمت،
بر سینه میفشارمت اما ندارمت...
اِی آسمانِ من که سراسر ستارهای؛
تا صبح می شمارمت اما... ندارمت،
در عالمِ خیالِ خودم چون چراغ اشک
بر دیده میگذارمت اما ندارمت...
میخواهم ای درخت بهشتی، درختجان
در باغِ دل بکارمت اما... ندارمت،
میخواهم ای شکوفهترین مثل چتر گل،
بر سر نگاه دارمت اما... ندارمت:)🩶🔓
- سعید بیابانکی.️
5.0
عاشقانه شعر دلتنگی ادبی زندگی
حالا که وقت با هم بودن ماست !
وقت خوش گلبوسه چیدن ماست !
بی بهانه بیا در آغوشم
عاشقانه بگیر در آغوشم !!
« شعر نوسخن »️
1.0
شعر دوستت دارم زندگی
«درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
نه ، نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند ... .»
بهمن کاظمی️
-
شعر ادبی
رفته است و مهرش از دلم نمي رود
اي ستاره ها، چه شد که او مرا نخواست ؟
اي ستاره ها، ستاره ها، ستاره ها
پس ديار عاشقان جاودان کجاست ؟
-فروغ فرخزاد-
✨️✨️✨️✨️️
-
غمگین شعر حقیقت ادبی بی تفاوت
شبی آمد، ولیکن دیر وقت آمد.
نه فانوسی ، نه مهتابی
هوا بس تیره بود و دامن دریاچه پر توفان
سوار قایقی گشتیم و بر خیزابها رفتیم تا دیری
ولی دردا چه تقدیری
من او را باز هم نشناختم، نیرا
که شب تاریک بود و موج نیرومند
از آن سو قصه ی تلخی است ؛
ای افسوس ، ای اندوه
او را موجها بردند !
و اینک
هر سحر در قلب من ، نیلوفری نمناک می روید...💔️
-
غمگین شعر دلتنگی ادبی شب
يعَوضني الدمَع وآنه الخَسرته هواي؟
شيعوضني الدمع؟
آنه الخَسرته هواي . . .
علئ رمَلة امل كَل عَمري وشلته!
وآنه الباگو نهاري!
و رحت ادوره بلیل . .
والَمسودن طبع مِیعوف سَالفتة
على نفس الدرِب
ذَبولي بس الصوف!
حته ارجع و اگول ذیِاب ماکلتة .️
-
غمگین شعر از دست دادن عشق استعاره گوسفند و گرگ جبران با گریه شعر عربی غمگین از نظر روانشناسی، گریه کورتیزول را کاهش میدهد و ذ...
جبران با اشک ممکن نیست؛ شعر عراقی تلخ درباره از دست دادن:
از نظر روانشناسی، گریه کورتیزول را کاهش میدهد و ذهن را برای پذیرش فقدان آماده میکند، اما جای خالی را پر نمیکند. در این شعر، راوی میگوید «گرگها گوسفند را نخوردهاند»؛ این یک فقدان مبهم است، سختترین نوع سوگ که پایانی ندارد. چون تکلیف گمشده روشن نیست، مغز مدام در چرخهٔ انتظار و ناامیدی میماند. آیا شما هم فقدانی بیپایان را تجربه کردهاید؟
راهکار:
در این شعر، راوی فکر میکرد همه چیز تمام شده، اما در نهایت میگوید گرگها گوسفند را نخوردهاند. این یعنی چیزی که از دست رفته لزوماً نابود نشده، شاید فقط پنهان شده است. گاهی فقدان یک پایان قطعی نیست، بلکه یک انتظار مبهم است که میتواند به بازگشت ختم شود.
زمانی شاملو در کنایه به سهراب و شعر معروف او ‹ آب را گل نکنیم › گفته بود:
وقتی انسانها چنین در ویتنام قتل عام
میشوند، چگونه میشود شاعری نگران آب
خوردن یک کبوتر باشد! 😏
⤸ و سهراب در پاسخ گفته بود:
انسانی ك نگران آب خوردن یک کبوتر نباشد،
همان انسانی است ك به راحتی آدم هم
میکشد. 😎️
2.3
شعر فلسفی آب را گل نکنیم همدلی و خشونت جدال شاملو و سهراب شعر و سیاست روانشناسان جنایی تأیید میکنند: بیرحمی به حیوانا...
درس همدلی سهراب به شاملو: از کبوتر تا ویتنام:
روانشناسان جنایی تأیید میکنند: بیرحمی به حیوانات یکی از قویترین پیشبینیکنندههای رفتار خشونتآمیز علیه انسانهاست. بیتفاوتی به یک کبوتر تشنه، زنگ خطر خاموش همدلیست که میتواند به جنایتهای جمعی ختم شود. پاسخ سهراب، نبوغی منطبق بر یافتههای پلیسی و روانکاوی مدرن است.
راهکار:
این دیالوگ مشهور، مرز مصنوعی میان شعر ناب و ادبیات متعهد را فرومیریزد: نگرانی برای آب خوردن یک کبوتر، دقیقاً تمرین عضلهای است که از قتلعام جمعی جلوگیری میکند. همدلی خُرد، زیربنای اخلاق کلان است.
مـن از این جا خواهم رفت
و فرقی هم نمیکند
کـه فانوسی داشته باشم یا نه
«کسیکه می گریزد
از گم شدن نمیترسد…»
خاطره» ️
1.0
تنهایی شعر خاطره و فرار نترسیدن از گم شدن رفتن بدون فانوس شعر ترک کردن ...
شعر من از این جا خواهم رفت و نترسیدن از گم شدن:
- در واپسین نفس های
امید مرا جستجو کن .
در لطافت قاصدك
قبلِ ازهم گسستگی
تار و پودش با فوت صیاد
در سُرور نرگسِ سرزندهی
دشت قبل از چیده شدن ،
در شادی دختربچهی
خیس زیر باران قبل از سیلی
مادر ،
لابهلای غم ها دنبال من بگرد
من دفن شدهام در اندوه روزگار . .
️
-
غمگین شعر فلسفی زندگی
- شب فرو می افتاد ،
به درون آمدم و پنجره ها
را بستم ، باد با شاخه
در آویخته بود
من در این خانه تنها ، تنها
غم عالم به دلم ریخته بود -
ناگهان حس کردم ك کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجرهام میگرید
صبحگاهان شبنم
میچکید از گل سیب . .
- ابتهاج️
-
غمگین شعر فلسفی زندگی
- هوای آمدنت دیشبم به سر
میزد ، نیامدی ك ببینی
دلم چه پر میزد .
به خواب رفتم و نیلوفری
بر آب شکفت ،
خیال روی تو نقشی به چشمتر
میزد ، شراب لعل تو میدیدم
و دلم میخواست ، هزار وسوسهام
چنگ در جگر میزد ،
زهی امید ك کامی از آن دهان
میجُست ،
زهی خیال ك دستی در آن
کمر میزد ، دریچهای به تماشای باغ
وا میشد . دلم چو مرغ گرفتار
بال و پر میزد ، تمام شب
به خیال تو رفت و میدیدم
ك پشت پردۀ اشکم سپیده سر میزد . ️
-
غمگین شعر فلسفی زندگی
خورشید گفت: هر روز میدوم تا تو را ببینم…
ماه آه کشید: و من هر شب میشکنم از نبودنت.
خورشید: اگر حتی لحظهای کنارم بودی، جهان میسوخت.
ماه: بگذار بسوزد، فقط یک لحظه کنار تو بودن… میارزد.
#سالین 🪷️
-
Sun: “Each day I chase the horizon for you.”
Moon: “And each night I crumble from your absence.”
Sun: “If you were near me, the world would burn.”
Moon: “Let it burn… one moment beside you is worth eternity.”
#selen🪷
عاشقانه شعر طبیعت
شاید
عشق یعنی بدوی تا برسی زود به هیـچ
بدوی تا برسی زود به مقصود؛ به هیـچ
مژده دادند که مأیوس نباید بودن
می رسد هرکه در این راه نیاسود، به هیـچ
(در ازل پرتو حسنش ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و...) جز هیچ نیفزود به هیـچ
کمترین معجزهی عشق همین نومیدی است
ای خوشا هرکه شود راضی و خشنود به هیـچ
گفتم آخر به کجا می رسد آدم با تو؟
عشق خندید به حال من و فرمود: به هیـچ.️
5.0
عاشقانه شعر ادبی
در آتشدان خانهی چوبی، آتشی زبانه میکشید. آرام بود اما پرهیاهو. عجله ای نداشت اما گویا ز دندان هایش عطشی می چکید. او تنها آنجا نشسته بود و می نگریست؛ به دندان های زردش، به نگاه خونینش.
او آنجا نشسته بود درحالی که آتش با لب های سرخ و سوزانش آرام بر تنش بوسه میزد و آن بوسه ها آنقدر داغ بودند که پس از هنگامی که هردوی آنان آرام گرفتند، خانه ز پایه سوخته بود.️
-
شعر فلسفی خودکشی ادبی
ابی تر از انم که بی رنگ بمیرم
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من امده بودم تا مرز رسیدن به تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم
شاید که خدا خواست بی کس بمیرم️
1.0
شعر ادبی
●نشستهام به در نگاه میکنم
🚪دریچه آه میکشد
تو از کدام راه میرسی؟🕊
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانیام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد!
#هوشنگ_ابتهاج🍃🌦️
1.0
شعر تنهایی دلتنگی ادبی زندگی
محبت ” شکر”است و آدم ها” چای”
کم بریزی ,احسای کمبود می کنند
وزیاد بریزی,سیر می شوند.
باید در محبت کردن به آدمها میانه نگه داری تا نه آنها آسیب ببینند نه تو…
قبل از آنکه شکر بریزی,ظرفیت فنجان را
بسنج؛که چای های کم شیرین بی میل می کنند وچای های بیش اندازه شیرین,حال آدم را به هم می زنند ؛)️
5.0
شعر مهربانی متفرقه حقیقت
دلت را بتکان غصه هایت که ریخت تو هم همه را فراموش کن..
دلت را بتکان اشتباه هایت که افتاد روی زمین،بگذار همان جا باقی بماند فقط از لابه لای اشتباه هایت یک تجربه بکش بیرون قاب کن و بزن به دیوار دلت….
دلت را محکم تر که بتکانی تمام کینه هایت هم میریزد تمام آن غم های بزرگ و همه ی حسرت ها و آرزوهایت...
حالا آرام تر،آرام تر بتکان..
تا خاطره هایت نیفتد تلخ یاشیرین،چه تفاوت میکند…
خاطره ،خاطره است باید باشد باید بماند…️
5.0
عاشقانه شعر خاطره حقیقت به سلامتی
چو دل در عشق شیرین بست فرهاد برآورد از وجودش عشق فریاد
به سختی میگذشتش روزگاری نمیآمد ز دستش هیچ کاری
نه صبر آن که دارد برگ دوری. نه برگ آن که سازد با صبوری
نظامی گنجوی
️
5.0
عاشقانه شعر به سلامتی باران آرامش
«و من دعا میکنم نه برای خودم،
بلکه برای همهٔ آنان که
در سرمای صفها ایستادهاند؛
برای آنان که درِ زندانها را بستهاند
و برای آنان که پشت آن درها ماندهاند—
باشد که امید،
حتی اگر نامی نداشته باشد،
در دلشان خاموش نشود.»
_آنا آخماتووا_️
-
شعر زندگی
گیتی به نور مهتاب، صفا یافت امشب
چشمِ زمانه هم با تو وفا یافت امشب
شببخیر ای دلِ بیقرارم، یار من
که صبحِ امید، از خوابِ تو پیدا یافت امشب
شبتون بخیر💞️
-
شعر شب بخیر شب
سعدی به یارش نمیگفته مثل «ماه شدی» اما
بهجاش این شعر و براش میخونده:
خلایق در تـو حیرانند و جای حیرتست الحق
ك مه را برزمین بینند و مه برآسمان باشد:) . . ! ♥️◝️
-
عاشقانه شعر حافظ همسر مولانا
اونجایی که احمد سلگی میگه:
گر ستم خوب است آری بر شما هم میرسد
هرچه میخواهی بدی کن وقت ما هم میرسد
از همان دستی که داری بیگمان خواهی گرفت
ترکههایت را بزن چوب خدا هم میرسد.️
2.3
تیکه دار شعر ادبی کارما انتقام
بقیه میگن" اضطراب دارم"،ولی یه نویسنده میگه:
خواستم زیر پتو،از دست ثانیه ها پنهان شوم؛
بلکه روزگار رحم کند،
اندکی آهسته تر براد.
اما خوب میدانستم،
نه زمان هرگز برایم صبر میکرد؛
و نه من هیچ وقت آماده میشدم.️
1.0
غمگین شعر اضطراب و زمان احساس آماده نبودن پنهان شدن از ثانیه ها زمان برای کسی صبر نمیکند ...
متن ادبی درباره اضطراب و پنهان شدن از زمان:
از سهراب سپهری عزیز بخونیم:
چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی
خود تنهایی؟
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه
در فردایی؟
پیله ات را بگشا
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی 🌱🦋:)️
-
موفقیت شعر تغییر و رشد شخصی زیبایی درونی پیام امیدبخش شکستن پیله تنهایی ...
شکستن پیله تنهایی: تو به اندازه پروانه شدن زیبایی:
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد
شاد باش! این رنج بیپایان به پایان میرسد
گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکست
سرو میماند ولی توفان به پایان میرسد
زندگی بر مردم آزادهی بیآرزو
سخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد
داستان شمع با آتش روایت شد ولی
عاقبت با دیدهی گریان به پایان میرسد
سیل آه خلق سدّ ظلم را خواهد شکست
قصهی تاریخ بیسلطان به پایان میرسد..🖤🫠
️
1.0
شعر فلسفی امید به پایان مشکلات پایان رنج شکستن ظلم زندگی سخت اما گذرا ...
پایان رنج و امید به زندگی:
خیال رویت
ای انگار تو که برُدی دلم و
نازت
مه هرگز خبر نارم دو رمز و
رازت
چی پروانه پر زنم مه دو باغ
مهرت
دعشقت دو دل بازم وصوت
سارت
عارف..ف+🌹.🌹ی💚ق🌹ه🌹
️
-
عاشقانه شعر شعر عاشقانه دلبری و ناز خیال رویت پروانه و عشق ...
+باید بروم دلتنگ که شدی گلدان کوچک پشت پنجره ات را ببوس !
من یک روز که خیلی دلتنگت بودم دلم را همان جا خاک کردم .
- پس خاک گلدان را با اشک چشم تر میکنم ،
بوسه بماند برای زمانی که دلت چون جوانه ای سر از خاک بیرون آورد و گلی از آن شکوفا شود️
1.0
عاشقانه شعر بوسه بر گلدان جوانه زدن دوباره خاک کردن دل شکوفایی عشق بعد از جدایی ...
شعر دلتنگی عاشقانه: بوسه بر گلدان: