کاش مثل رودخانه بودم هرچه ازتودورمیشدم.خاطراتت درجانم زنده می شددرکوپه قطارپشت پنجره.باهمان لبخندهای مهربانت بادوربین ازتوعکس گرفتم دستم می لرزیدچون ترسیدم آن لحظه راازدست بدم تولبخند میزدی من شاتررافشاردادم.تمام دنیادرهمان قاب.کوچک.جاگرفت.درخیالم.قطارآرام راه.افتادومن.فقط تورامی بینم وتودستت.رابر روی.پنجره میگذاری ومن درهمان لحظه تورادرآغوش میگیرم.مثل.مسافری که بعدسالهابه خانه برگشته.
عارف.ل.اوص د🌹🌹🌹×
️
عارف.ل.اوص د🌹🌹🌹×
️
-
عاشقانه شعر دلتنگی عاشقانه خاطره بازی با عکس دوری و خاطره سفر با قطار و عشق در روانشناسی شناختی پدیدهای داریم به نام «اثر اخ...