حکایت آن بودکه چون به سوی مشهددرقطارنشسته.بودیم.عهد
کرده بودیم درکشتی بخت نقش سرنوشت خویش رارقم بزنیم. امادست زمانه به میان آمدآن نقش ناتمام رابرآب نوشت من ماندم ریل غباریادتو جدای ازیار
درایستگاه حسرت.
در راه خراسان و در آن قطار
بستیم قراردرکشتی بخت بایار
دست زمانه نقش مارا شکست
ماندیم جدای از یار با ریل قطار
عارف.ل.ا.و.ص🌹🌹🌹ی ا ر+️
کرده بودیم درکشتی بخت نقش سرنوشت خویش رارقم بزنیم. امادست زمانه به میان آمدآن نقش ناتمام رابرآب نوشت من ماندم ریل غباریادتو جدای ازیار
درایستگاه حسرت.
در راه خراسان و در آن قطار
بستیم قراردرکشتی بخت بایار
دست زمانه نقش مارا شکست
ماندیم جدای از یار با ریل قطار
عارف.ل.ا.و.ص🌹🌹🌹ی ا ر+️
-
شعر جدایی دست زمانه و سرنوشت قرار عاشقانه ناتمام سفر با قطار به مشهد شعر جدایی و حسرت اثر زیگارنیک نشان میدهد ذهن، قرارها و نقشهای نات...