بعدِ مَن کِ مثلِ مَن تو را میپرستد...? هیچ یک ازآنان تو را دوست میدارند? و جوابی نداری جز متاسفتم... اما دگر دیر شد دگر تو را نمیپرستم دگر تورا دوست نمیدارم...️
شب از چشم هایم آغاز شد و تو رفتی... بی آنکه حتی سایه ات را جا بگذاری روی دلم من ماندم... با صدای نفس هایت در خلوت خواب با عکسی که هنوز در چین پیراهنم نفس میکشد تمام پنجره ها بوی تو را میدهند اما هیچکدام باز نمی شوند میدانم... دلم بعد تو نه می تپد نه میمیرد فقط آرام مثل ستاره ای خاموش در دورترین گوشه شب ... نامت را با اشک می نویسد️
گمان میکردم که دوستم دارد حتی اگر در تاریکی غرق باشم روز ها پی در پی گذشت و نگفت نگفت آنچه در قلبش میگذرد را تا رسید آن روز شوم... روزی که بعد از آن او را نداشتم شاید اگر میگفت باهم حلش میکردیم اما نگفت ..... گفت ولی روز که دیگر نداشتمش من عاشقانه دوستش داشتم و او کسه دیگری را دوست داشت گفت تمامش را گفت گفت دیگر دوستت ندارم دیگر نمیخوامت رفت و ندید ندید ناله های سوزناک ام بر اثر تیر حرفاش رفت و حالا من دلتنگ دلبر️
دلتنگ نگاهت به خواب می روم روز های پی در پی میگذرد و من دلتنگ تو زمان را سپری میکنم در هرجا خاطراتی از تو به یاد مانده می گویند فراموشت کنم اما نمی دانند حتی توان فکر به این کلمه را ندارم حال تو در اغوش یار زمان را سپری میکنی من در چهار دیواری کوچک در دلتنگی تو️
ای کسی که نبودنت مرا حیران کرد بودنت مارا پشیمان کرد گر صد سال هم برگردم به عقب مجددا گرفتار این رفاقت میشدم دوستی از نفرت سر منشء میگیرد همان جور مثل ما دوری کردن از هم از دوستی زیاد ریشه میگیرد مانند ما:(
همیشه اونی که میره بیخیال و بی معرفت و بی عاطفه نیست؛ گاهی مجبوری بری در حالی که میدونی تموم وجودت توی رابطه ست ولی اینم میدونی که اگه بمونی اونقدر میشکنی که چیزی ازت باقی نمیمونه.️