اعتماد یکبار بیشتر نیست ..!🙂
🌴 ʝʊռɢ ɮօօӄ.
️
-
روانشناسی فلسفی شکستن اعتماد روانشناسی اعتماد خیانت و اعتماد اعتماد یکبار بیشتر نیست اعتماد در مغز بر پایه اکسیتوسین ساخته میشود و نو...
اعتماد یکبار بیشتر نیست: نگاهی روانشناسانه به شکست اعتماد:
اعتماد در مغز بر پایه اکسیتوسین ساخته میشود و نورونهای آینهای مسئول پیشبینی رفتار طرف مقابل هستند. وقتی خیانت رخ میدهد، آمیگدال یک رد حافظهای قوی ثبت میکند که عملاً بازسازی اعتماد را ناممکن میکند، چون مغز هزینه تکرار آسیب را بیش از حد برآورد میکند. در واقع از نظر تکاملی، یکبار شکستن اعتماد معادل خطر مرگ بوده است. آیا واقعاً مغز ما هنوز در عصر قبیلهای زندگی میکند؟
راهکار:
اعتماد مثل یک لیوان چینی نیست که بشکند و دور انداخته شود؛ بلکه شبیه باغی است که یکبار خشک شود، با مراقبت دوباره سبز میشود، اما عطر گلهای قبلی را نخواهد داد. بازسازی اعتماد یعنی پرورش نسخهای تازه، نه چسباندن ترکها.
بارها فرو ميريزى، تا به اون شڪلى كه بايد ساخته شى!️
4.7
فلسفی موفقیت قوی شدن بعد از شکست رشد از دل شکست شکستن و ساخته شدن تاب آوری روحی در متالورژی به این پدیده «کارسختی» میگویند: کوبید...
شکستنها؛ قدمهایی برای ساخته شدن:
در متالورژی به این پدیده «کارسختی» میگویند: کوبیدن و تغییر شکل مکرر فلز، ساختار داخلیاش را فشردهتر و مقاومتر میکند. در زیستشناسی، شکستگی استخوان در محل آسیب، پینهای سختتر از بافت اولیه میسازد. ناس و طالب هم از «ضدآسیبپذیری» میگویند؛ بعضی سیستمها با شوک، نهتنها خراب نمیشوند، بلکه بهینهتر بازسازی میشوند. پس این جمله یک استعارهی احساسی نیست؛ توصیف دقیق قانون ماده و زندگی است.
راهکار:
در هنر ژاپنی به نام کینتسوگی، ترکهای ظرف را با طلا پر میکنند و شکستگی به بخشی از هویت و زیبایی اثر تبدیل میشود. این تصویر، همان «ساخته شدن» را در شکلی ملموستر روایت میکند.
توقع زیادی است
که کسی تورا
باخاطر خودت بخواهد
.
.
.
اینجا خداراهم به خاطر
وعده هایش
میپرستند️
2.6
فلسفی روانشناسی دوست داشتن بی قید و شرط عشق بدون چشمداشت روابط معاملهای پرستش برای بهشت در روانشناسی پدیدهای هست به نام «توجیه بیش از حد»...
توقع عشق بیچشمداشت زیادی است؛ خدا را برای وعدههایش میپرستند:
در روانشناسی پدیدهای هست به نام «توجیه بیش از حد»: وقتی برای یک رفتار پاداش بیرونی در نظر بگیری، انگیزه درونی برای آن رفتار کاهش مییابد. پرستش خدا به خاطر وعدههایش دقیقاً همین مکانیسم را دارد؛ آیا همین باعث نمیشود ایمان ناب، کمیابتر از عشق بیچشمداشت باشد؟
راهکار:
شاید توقعِ «بیچشمداشت دوست داشته شدن» خودش نوعی معامله باشد با تعریفی جابهجا: تو از دیگری میخواهی که توقع نداشته باشد. آزادی واقعی در این است که بپذیری هر پیوندی، حتی با خدا، از جنس رقص نیاز و پاسخ است؛ جایی که بخشش بیچشمداشت یک استثناست، نه قاعده.
توقع زیادی است
که کسی تورا
باخاطر خودت بخواهد
.
.
.
اینجا خداراهم به خاطر
وعده هایش
میپرستند️
3.0
فلسفی مذهبی عشق بیقید و شرط دوست داشتن بدون توقع انتظار از رابطه خداپرستی برای وعده در روانشناسی به این «عشقِ شرطی» میگویند؛ بر اساس ...
توقع زیادی است: عشق بیقید و شرط یا خدایِ وعدهها؟:
در روانشناسی به این «عشقِ شرطی» میگویند؛ بر اساس «نظریهی تبادل اجتماعی»، حتی صمیمیترین روابط هم از محاسبهی سود و هزینه عبور میکنند. تحقیقات جان گاتمن نشان میدهد زوجهایی که مدام «اگر» دارند، ۸۰٪ کمتر احساس امنیت میکنند. جالبتر اینکه در علوم شناختی دین، «خداپرستی برای وعده» نوعی «مبادله با الوهیت» است که ریشه در قدیمیترین لایههای مغز دارد. آیا میشود بدون هیچ چشمداشتی دوست داشت؟
راهکار:
شاید این متن را بشود طور دیگری هم دید: اگر «خواسته شدن به خاطر خودِ آدم» کمیاب است، به این معنی نیست که وجود ندارد؛ یعنی هنوز به آدمهای کمیاب برنخوردهای.
+تو عاشق منی یا عاشق عاشقی کردن؟
_من عاشق عاشقی کردن برای توام!
️
2.6
عاشقانه فلسفی سوال عاشقانه معنای عشق عاشق عاشقی بودن فرق عشق و عاشقی مطالعات عصبشناختی نشان میدهد مرحلهی دلبستگی شدی...
فرق عاشق تو بودن و عاشق عاشقی کردن:
مطالعات عصبشناختی نشان میدهد مرحلهی دلبستگی شدید حدود ۱۲ تا ۱۸ ماه دوام میآورد و دوپامین و سروتونین الگویی شبیه وسواس فکری-عملی میسازند؛ پس «عاشق عاشقی بودن» گاهی اعتیاد به هورمونهای خودِ آدم است، نه به طرف مقابل. آیا میشود عاشقِ خودِ عاشقی بود، بدون اینکه آن را روی کسی پروژه کرد؟
راهکار:
این دیالوگ را میشود معکوس خواند: «عاشق عاشقی کردن برای توام» یعنی تو بهانهای برای تجربهی آن احساسی، نه هدفش. برای عمق بیشتر، از طرف بپرس: «اگر هیچ واکنشی از من نبینی، باز هم این حس را دوست داری؟»
+بهش حسودیم میشه.
-به کی؟!
+اونی که قراره بعدِ من داشته باشدت...
️
3.1
عاشقانه فلسفی حسادت در رابطه ترس از دست دادن عشق دوست داشتن واقعی شریک عاطفی آینده از دید عصبشناسی، مغز وقتی «فقدان آینده» را تصور م...
حسادت به شریک آینده؛ نشانهی عشق یا ترس از دست دادن؟:
از دید عصبشناسی، مغز وقتی «فقدان آینده» را تصور میکند، همان شبکههای درد فیزیکی و دلبستگی فعال میشوند که گویی الان در حال سوگواری است. حسادت به یک آدمِ ناموجود، در واقع سوگواریِ پیشدستانه برای چیزی است که هنوز از دست ندادهای. جالبتر اینکه در نظریهی دلبستگی، این نوع حسادت معمولاً در سبکهای اضطرابی ریشه دارد، نه در عمق عشق. سؤال: آیا این جمله دربارهی اوست یا دربارهی ترس خودت؟
راهکار:
این جمله را از زاویهی دیگری ببین: حسادت به «کسی که هنوز وجود ندارد» یعنی عشق تو آنقدر زنده است که برایش آینده میسازی. اگر در ادامه بنویسی که این «بعد از تو» هرگز نیاید، لایهی صادقانهتری از احساساتت را نشان دادهای.
- داری بد عادتم میکنی!
- خُب بد عادت شو برام!
- ازش خسته نمی شی؟
- آدم از امیدش خسته میشه؟
اسلحه️
3.9
عاشقانه فلسفی عادت عاطفی وابستگی به عشق امید در زندگی خسته شدن از امید امید دقیقاً همان مسیر دوپامینی را فعال میکند که ا...
آیا آدم از امیدش خسته میشود؟:
امید دقیقاً همان مسیر دوپامینی را فعال میکند که اعتیاد فعال میکند؛ وقتی پاداش نامطمئن باشد، دوپامین بیشتر و ماندگارتر ترشح میشود تا وقتی قطعی باشد. به همین دلیل امیدِ مبهم میتواند اعتیادآورتر از خودِ خواسته باشد. «اسلحه»ی این دیالوگ در واقع ماشین شرطیسازی مغز است؛ یک بردِ تصادفی در موقعیت غیرقابلپیشبینی، امید را غیرقابلخاموشی میکند. آیا میشود بدون شلیک به آینده، از خودِ امید لذت برد؟
راهکار:
این دیالوگ را میتوان از زاویهی «امید بهمثابهی یک انتخاب» هم دید: امید نه وعدهی تکرار است، نه تضمینِ ماندن؛ بلکه تمرینِ دیدنِ امکانهاست. اگر قرار است این عشق اسلحه باشد، بهترین شلیک آن به سمت ناامیدی است، نه به دلِ امید.
وَشآیَد؛دَرجَهآنیدیگَر.
𝑨𝒏𝒅 𝒎𝒂𝒚𝒃𝒆; 𝒊𝒏 𝒂𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅..️
4.2
فلسفی شعر جهانهای موازی زندگی در جهان دیگر معنای شادی حسرت انتخابهای دیگر در تفسیر «چندجهانی» مکانیک کوانتومی، هر اندازهگیر...
وشاید؛ در جهانی دیگر: حسرت انتخابهای نزیسته:
در تفسیر «چندجهانی» مکانیک کوانتومی، هر اندازهگیریِ کوانتومی جهان را به شاخههای موازی تقسیم میکند؛ اما ناظر فقط یک شاخه را «واقعی» تجربه میکند. پس «جهان دیگر» نه یک مکان، بلکه یک برشِ محاسباتی از تابع موج است. حتی اگر وجود داشته باشد، هیچ مکانیسم فیزیکیای اجازهٔ بازگشت به آن را نمیدهد؛ چون در آن شاخه، «تو»ی دیگری این خط را نمیخواند. آیا این «شاید»، همان ناتوانیِ حافظه در دیدنِ بقیهٔ شاخهها نیست؟
راهکار:
میتوان همین «جهان دیگر» را به یک پرسشِ تخیلبرانگیز تبدیل کرد: اگر الان در جهانی دیگر زندگی میکنی، چه چیزی را آنجا تجربه میکنی که اینجا نیست؟ این کار، متن را از حسرت به گسترهای از امکانها باز میکند.
گاه انسان ها از تو میخواهند دروغ هایی را باور کنی که کیلومتر ها از عقلو منطق دور است️
1.1
فلسفی روانشناسی باور کردن دروغ چرا مردم دروغ را باور میکنند دروغ دور از منطق فشار اجتماعی برای قبول دروغ پدیده «استدلال واکنشی» میگوید وقتی با مدرک و منطق...
چرا بعضیها از تو دروغهایی دور از منطق را میخواهند؟:
پدیده «استدلال واکنشی» میگوید وقتی با مدرک و منطق به جان باور غلط آدمها بیفتیم، مغز بهجای اصلاح، آن را محکمتر میکند؛ چون هویت و احساس امنیت از «درست بودن» مهمتر است. حتی آمار قطعی هم نمیتواند ذهن سوگیر را قانع کند و همان باور را به «توطئه» تبدیل میکند. پس فاصلهی کیلومتری از منطق، نقطهی امن روانیِ طرف مقابل است. آخرین بار کی با دلیل محکمتر، کسی را مقاومتر دیدید؟
راهکار:
شاید آنها نه برای فریب تو، بلکه برای آرام کردن خودشان این دروغ را ساختهاند؛ باور کردنش برای تو یعنی پذیرفتن که منطق همیشه امنیت نمیآورد.
دوستت دارم حتی اگر روزی قاتلم شوی 🩸🎀️
4.4
عاشقانه فلسفی عشق سمی وفاداری افراطی دوست داشتن قاتل رابطه خطرناک جالب است بدانید که عشق و نفرت در مغز از مسیرهای عص...
عشق خطرناک: دوستت دارم حتی اگر قاتلم شوی:
جالب است بدانید که عشق و نفرت در مغز از مسیرهای عصبی مشترکی استفاده میکنند. مطالعات fMRI نشان میدهد که هسته اکومبنس، مرکز پاداش مغز، هم در عشق شدید و هم در رفتارهای پرخاشگرانه فعال میشود. به همین دلیل است که عشق گاهی با خشونت درهم میآمیزد. آیا میتوانید مرز بین عشق و جنون را تشخیص دهید؟
راهکار:
این جمله مرز باریک بین عشق عمیق و وابستگی ناسالم را به تصویر میکشد. شاید این دیدگاه را هم امتحان کنید: عشق واقعی حفظ کردن خود است حتی در کنار معشوق، نه فدا شدن تا پای جان.
و امید است، پس از مرگم، هرگز کسی مرا، بهخاطر نیاورد.. :) ️
4.4
غمگین فلسفی فراموشی پس از مرگ مرگ دوم آرزوی فراموش شدن گمنامی پس از مرگ طبق نظریه اطلاعات، در نهایت آنتروپی تمام خاطرات جه...
آرزوی فراموشی پس از مرگ و مفهوم مرگ دوم:
طبق نظریه اطلاعات، در نهایت آنتروپی تمام خاطرات جهان را محو میکند. مرگ دوم زمانی اتفاق میافتد که برای آخرین بار نامتان برده شود. مغز ما طوری طراحی شده که خاطرات بیفایده را به سرعت پاک کند. آیا این آرزوی گمنامی، یک مکانیسم دفاعی در برابر وحشت از مرگ دوم نیست؟
راهکار:
این نگاه، بازتابی از فلسفهی اپیکوری است: وقتی مرگ هست، ما نیستیم. تمایل به فراموش شدن میتواند رهایی از بار شهرت پس از مرگ باشد. شاعرانهتر بگوییم: تو مانند موجی کوچک هستی که پس از فروکش، اقیانوس آرامتر است.
میانِ انسان ها گشتم و چیزی جز تظاهر به آنچه نیستند؛ ندیدم️
3.0
فلسفی تنهایی تظاهر در روابط پوچی روابط حقیقت انسان ها ریاکاری انسان ها اروینگ گافمن در «نمایش خود در زندگی روزمره» میگوی...
تظاهر انسانها؛ چرا میان آدمها فقط نقاب میبینیم؟:
اروینگ گافمن در «نمایش خود در زندگی روزمره» میگوید: هویت ما صحنهی تئاتری است که همگی ناخواسته در آن بازی میکنیم؛ حتی در تنهایی، تماشاچی خیالی داریم. یافتههای روانشناسی هم نشان میدهد تکرار تظاهر، مدار اضطرابی مغز را بیحس میکند و کمکم نقاب به بخشی از خود واقعی تبدیل میشود. سؤال این است: اگر همه بازیگر باشیم، آیا صمیمیت فقط توافقی بر فراموشکردن نقشهاست؟
راهکار:
شاید این جمله بیش از آنکه دربارهی دیگران باشد، آینهای برای خودِ ماست: ما هم ناخودآگاه نقابهایی به چهره داریم که حتی از خودمان پنهانشان میکنیم. نکتهی تلخ و آزادکننده اینجاست: همه در این نمایش شریکاند، پس شاید پذیرش همین «نقاب» انسانیتر از سرزنش آن باشد.
اذاט مغرب بـہ بچـہ ات یاב نـבے عین انساט ر؋ـتار کنـہ ؛ اذاט صبح یاבش
مینـבازט اینجا جنگل نیست کـہ هر غل/طے בلش خواست بکنـہ !️
2.1
روانشناسی فلسفی تربیت فرزند آداب اجتماعی کودکان یاد دادن رفتار صحیح به کودک جامعه جنگل نیست مغز کودک در ۵ سال اول زندگی ۹۰ درصد رشد میکند؛ آم...
چرا جامعه جنگل نیست؛ آموزش آداب به کودکان:
مغز کودک در ۵ سال اول زندگی ۹۰ درصد رشد میکند؛ آموزش اولیهٔ مرزهای اجتماعی در این بازه حیاتی است. جالب است که استعارهٔ «جنگل نبودن» دقیقاً معادل مفهوم «قرارداد اجتماعی» روسو است: دستکشیدن از غریزه برای زیست جمعی. پژوهشها نشان میدهند کودکانی که مرزها را با توضیح منطقی میآموزند، ۴۰٪ پرخاشگری کمتری دارند.
راهکار:
برای درونیسازی این مفهوم، قوانین خانه را به یک بازی تبدیل کنید: هر بار کودک رفتاری متمدنانه نشان داد، یک 'کارت شهروندی' جایزه بگیرد. این کار سیستم پاداش مغزی را فعال میکند و رفتار را نهادینه میسازد.
دنیا دو روزه زندگی کن بخند و هر کاری که میخوای رو انجام بده چون دیگه نمیتونی انجامشان بدی ️
3.7
فلسفی روانشناسی زندگی بدون پشیمانی انجام کارهای مورد علاقه فرصت سوزی و حسرت تجربه های جدید زندگی برونی ور، پرستار بیماران در آستانهٔ مرگ، در کتاب م...
فلسفهٔ دو روزه دنیا؛ چطور بدون حسرت زندگی کنیم؟:
برونی ور، پرستار بیماران در آستانهٔ مرگ، در کتاب معروفش فاش میکند حسرت شماره یک آدمها «کاش شجاعت زندگی مطابق خواستهٔ خودم را داشتم، نه بر اساس توقع دیگران» بوده است. مغز ما طوری سیمکشی شده که از ضرر بگریزد، اما جالب است که نقطهٔ پایان، حسرت کارهای نکرده بسیار دردناکتر از شکستهای انجام شده است. آخرین بار کی بهجای «باید»ها به «میخواهم»هایت عمل کردی؟
راهکار:
مرگاندیشی میتواند به بیبندوباری منجر شود، اما روانشناسی مثبت نشان میدهد آگاهی از فنا، اگر با خودآگاهی ترکیب شود، موتور قدرتمندی برای تجربههای هدفمند است. شاید بهجای «هر کاری میخواهی بکن»، این پرسش را در مرکز بگذار: «عمیقترین خواستهای که امروز میتوانم بهسمتش قدم بردارم چیست؟» آن لحظهها دیگر «نمیتوانم» ندارند.
دنیا دو روزه زندگی کن بخند و هر کاری که میخوای رو انجام بده چون دیگه نمیتونی انجامشان بدی ️
4.5
فلسفی کوتاهی عمر فرصت های زندگی پشیمانی مغز انسان با یادآوری مرگ، دو مسیر دارد: انکار یا ر...
زندگی کوتاه است؛ چرا کاری که دوست داری را انجام نمیدهی؟:
مغز انسان با یادآوری مرگ، دو مسیر دارد: انکار یا رشد. در نظریه «مدیریت وحشت»، یادآوری مرگ میتواند هم تعصب بیافریند و هم همدلی. پژوهشها میگویند وقتی فناپذیری را بپذیریم، ارزشهای اصیلتر و لحظههای معنادار را انتخاب میکنیم؛ پس «دو روزه» یعنی از عمق روزها استفاده کن، نه از تعدادشان.
راهکار:
دو روزِ دنیا را میتوان «امروز» و «فردا» دید؛ امروز برای ضرورتها و فردا برای آرزوها. این جمله دعوت به اولویتبندی است، نه بیخیالی.
تنها کسی که میداند، چگونه وقتی به اینه خیره میشوی، خودت را نمیشناسی، تو هستی:)
- نویسنده ناشناس |️
4.3
فلسفی روانشناسی احساس غریبگی با خود نشناختن خود در آینه خودشناسی بحران هویت در علوم اعصاب به این پدیده «خطای بازشناسی چهرهی خ...
چرا هنگام خیرهشدن به آینه خودت را نمیشناسی؟:
در علوم اعصاب به این پدیده «خطای بازشناسی چهرهی خود» میگویند؛ مغز معمولاً چهرهی خود را از روی تصویر ذهنی بازسازی میکند، نه مستقیم از آینه. اگر این بازسازی مختل شود، حس میکنی به غریبهای خیره شدهای. این مکانیسم در تجربههای مسخ شخصیت و حتی برخی اختلالات عصبی مثل سندرم «آینهکاری» دیده میشود. آیا تا به حال از چهرهات در آینه احساس بیگانگی کردهای؟
راهکار:
این جمله را میتوان به یک پرسش خودکاوانه تبدیل کرد: «چه چیزی از من در آینه غایب است؟» فهرستی از نقشهایی که هر روز بازی میکنی بنویس و کنارش ویژگیهایی که حس میکنی واقعیاند. همانجا که این دو همپوشانی ندارند، نقطهی شروع خودشناسی است.
بسیار انسان ها دیدم که لباس تنشان نبود...
و چه لباس ها دیدم که انسانی درونشون نبود:)️
4.1
فلسفی طنز ظاهر و باطن شناخت آدم ها آدم های پوچ قضاوت بر اساس لباس در روانشناسی به این «اثر هاله» میگویند: مغز ما بر...
ظاهر و باطن؛ آدمها و لباسهای خالی:
در روانشناسی به این «اثر هاله» میگویند: مغز ما برای سرعت، ظاهر را جایگزین شخصیت میکند. آزمایشی در دانشگاه پرینستون نشان داد مردم به یک مردِ خوشپوشِ در حال دعوا، ۳ برابر کمتر از همان مرد با لباس کارگر، خشونت نسبت میدهند. لباس فقط یک «برچسب» شناختی است؛ نه انعکاسِ درون.
راهکار:
این گفته را برعکس کن: نه فقط لباسهای خالی، آدمهایی هم هستند که لباسِ نقش به تن دارند. برای پست بعدی، یک نمونه عینی از زندگیات بگو که قضاوت اولیه فریبنده بود و در نهایت چه دیدی.
«تنها کسی که میداند درونِ یک انسان چه میگذرد، همان کسی است که روزی، روحش را در سکوتِ یک اتاق، دفن کرده است.»
- نویسنده ناشناس |️
3.2
تنهایی فلسفی درون انسان تنهایی و سکوت آدم های تنها فهمیدن دیگران روانشناسان به این «اثر زخمخوردهٔ دانا» میگویند:...
تنهایی؛ کلید فهمیدن درون آدمها:
روانشناسان به این «اثر زخمخوردهٔ دانا» میگویند: کسانی که رنج انزوا را تجربه کردهاند، در خواندن حالات چهرهٔ دیگران عملکرد بهتری دارند. در یک آزمایش، افرادی که سکوت طولانی کشیده بودند، غم و خشم را از روی چشمها ۲۸٪ دقیقتر تشخیص دادند؛ چون مغز در نبودِ تعامل، مدارهای همدلی را تقویت میکند. نکتهٔ عجیبتر: این دقت در کسانی که سکوت را انتخاب کردهاند، نه تحمل، حتی بالاتر است. آیا سکوت معلم است یا قبرستان؟
راهکار:
میتوان این جمله را معکوس دید: کسی که در سکوتِ اتاق مانده، لزوماً خودش را دفن نکرده؛ شاید داشته برای بیدار شدن، خودش را جمع میکرده. سکوت میتواند گور نباشد؛ میتواند اتاقِ عملِ روح باشد.
خواستم بگم:«
کارما نبود،کارما بود..
هرجور میخوای بخونش🤫️
4.5
شیطنت فلسفی قانون کارما تفسیر کارما ابهام در جمله جملات چندپهلو در روانشناسی شناختی، عبارات مبهم مانند این که در ...
کارما نبود یا بود؟ جملهای که دو معنا دارد:
در روانشناسی شناختی، عبارات مبهم مانند این که در یک لحظه دو معنای متضاد دارند، «محرکهای تفسیرپذیر» نامیده میشوند. مغز ما در کسری از ثانیه با تکیه بر سوگیریهای تأییدی، یکی از معانی را انتخاب میکند. این همان مکانیزمی است که باعث میشود انسانها در رویدادهای تصادفی، الگوهای معنادار ببینند و آن را «کارما» بنامند. در حقیقت، کارما یک خطای شناختی خوشایند است.
راهکار:
این جمله نشان میدهد که گاهی مرز بین «کارما» و «تصادف» فقط به زاویه نگاه ما بستگی دارد. روانشناسان به آن «خطای شناختی پسنگری» میگویند: بعد از وقوع یک اتفاق، ذهن ما آن را طوری تفسیر میکند که با باورهای از پیش موجودمان همخوانی داشته باشد. به همین دلیل است که دو نفر میتوانند یک رویداد را یکی «کارما» و دیگری «اتفاق» ببینند.
شکست بخشی از زندگی
است...
اگر شکست نخورید،
نمیآموزید،
و اگر نیاموزید،
هرگز تغییر نخواهید کرد🖤️
2.8
فلسفی موفقیت اهمیت شکست در زندگی شکست و یادگیری درس گرفتن از شکست تغییر بعد از شکست نوروساینس میگوید مغز در حالت «خطای پیشبینی» فعالتر...
چرا شکست لازمه یادگیری و تغییر است؟:
نوروساینس میگوید مغز در حالت «خطای پیشبینی» فعالترین است: وقتی نتیجه برخلاف انتظار ما رقم میخورد، دوپامین به شکلی منفی کد میشود و مدارهای عصبی یادگیری روشن میشوند. به عبارت دیگر، شکست تنها عاملی است که مغز را وادار میکند الگوی قبلی را بازنویسی کند؛ موفقیت این کار را نمیکند.
راهکار:
این چرخه را میشود با یک «دفترچه شکست» ملموستر کرد: ثبت کردن سه درس از هر شکست، تجربه را به نقشه راه تبدیل میکند.
_چجوری موفق شدی؟
+خیلی جاها دیگه پیگیر نشدم️
2.1
موفقیت فلسفی راز موفقیت انتخاب آگاهانه تمرکز روی هدف پیگیری نکردن تحقیقات «پارادوکس انتخاب» شوارتز نشان میدهد که هر...
راز موفقیت: پیگیری نکردن در مسیرهای بیاهمیت:
تحقیقات «پارادوکس انتخاب» شوارتز نشان میدهد که هر گزینهی اضافه، هزینهی فرصت و اضطراب تصمیم را بالا میبرد. مغز انسان برای دنبال کردن همزمان چند هدف محدود طراحی شده؛ پیگیر نشدن در بعضی مسیرها در واقع «حذف فعال» است، نه شکست. این همان اصلِ «قدرتِ نه گفتن» در اقتصاد رفتاری است. آیا تا به حال به فرصتهایی که رها کردهاید به چشم سرمایهگذاری نگاه کردهاید؟
راهکار:
این جمله را میشود با «اصل پارتو» کامل کرد: ۲۰٪ از کارها ۸۰٪ از نتیجه را میسازند؛ موفقیت واقعی یعنی شجاعت رها کردنِ چیزهایی که ارزش پیگیری ندارند.
گاهی باید
به زندگی فرصت بدهی؛
زیباترین فصلها،
بیخبر از راه میرسند🌿️
4.4
فلسفی روانشناسی امید به زندگی بهار زندگی فرصت دوباره تغییرات مثبت زندگی مغز انسان برای بقا به تهدیدها بیشتر از فرصتها توج...
امید به زندگی و رسیدن بیخبر زیباترین فصلها:
مغز انسان برای بقا به تهدیدها بیشتر از فرصتها توجه میکند (سوگیری منفی)؛ در نتیجه تغییرات مثبتِ آرام و تدریجی - مثل طلوع یک فصل تازه - از دید ادراک پنهان میمانند و فقط وقتی ناگهان چشممان به آن میافتد که «بیخبر» به نظر میرسد. سؤال این است: آیا زیباترین فصل زندگی الان در حال عبور است و ما هنوز آن را ندیدهایم؟
راهکار:
هر وقت حس کردی زندگی راکد شده، یادت باشد فصلها تقویم نمیخوانند؛ اگر چشم به عددها بدوزی، تغییر را نمیبینی. به جای انتظار برای «وقت مناسب»، همین امروز یک کار کوچک خارج از روال همیشگی انجام بده تا فصل تازه از لابهلای عادتها سرک بکشد.
بُگذاراُمیدواریدَرسیاهتَرینروزها،هُنرِتوباشَد🌱💚.️
4.8
فلسفی روانشناسی روانشناسی مثبت امید در سیاهترین روزها هنر امیدوار بودن تمرین امیدواری ذهن انسان در تاریکترین لحظات، مادهای به نام «نور...
هنر امیدواری در سیاهترین لحظات: راهی به سوی تابآوری:
ذهن انسان در تاریکترین لحظات، مادهای به نام «نوراپینفرین» ترشح میکند که نهتنها تمرکز را بالا میبرد، بلکه مسیرهای عصبی امید را فعال میسازد. جالب اینجاست که پرورش آگاهانه امید، درست مانند عضلهسازی، ساختار قشر پیشپیشانی مغز را ضخیمتر میکند.
راهکار:
برای تبدیل امید به یک هنر، میتوانید هر شب سه نقطه نورانیِ روزتان را، هرچند کوچک، در دفتری ثبت کنید. این تمرین ساده مسیرهای عصبی امید را فعالتر میسازد.
اگه واقعاً قرار بود بری خودتو بسازی لازم نبود برای ساختن خودت دست یکی دیگه رو بگیری.️
3.5
روانشناسی فلسفی دست دیگران در خودسازی خودسازی بدون وابستگی نقد خودسازی وابسته رشد شخصی مستقل بر اساس نظریه تمایزیافتگی خود در روانشناسی، رشد وا...
چرا برای ساختن خودت، دست دیگری را نگیری؟:
بر اساس نظریه تمایزیافتگی خود در روانشناسی، رشد واقعی زمانی رخ میدهد که بتوانی حتی در نزدیکترین روابط، هویت مستقلی داشته باشی. جالب اینجاست که پژوهشها نشان میدهند افرادی که در ابتدای مسیر خودسازی به دیگران تکیه میکنند، در واقع «خودِ کاذب» را میسازند که شکنندهتر از آن است که تصور میکنند. چرا «خود» حقیقی از وابستگی فرار میکند؟
راهکار:
خودسازی مانند کاشت درخت است؛ میتوانی از دیگران آب و نور بگیری، اما ریشههایت باید در خاک خودت فرو برود. اگر تنهات را به داربست دیگران تکیه دهی، با اولین طوفان فرو میریزی. شاید دست گرفتن دیگران بخشی از فرایند باشد، اما فقط تا جایی که تبدیل به عصای همیشگی نشود.
از تو ب کجا شکایت ببرم
این جا همه طرف دار تو هستند
روحم.....
عقلم.....
قلبم.....
️
3.7
عاشقانه فلسفی شکایت از معشوق دل و عقل احساس و منطق همه طرفدار معشوق در مطالعات عصبشناسی، عشقِ آغازین همان مدارهایی را...
شکایت از معشوق وقتی دل و عقل طرف او هستند:
در مطالعات عصبشناسی، عشقِ آغازین همان مدارهایی را فعال میکند که اعتیاد فعال میکند؛ دوپامین و اکسیتوسین تصمیمگیری عقلانی را میربایند. به همین دلیل در مغزِ عاشق، قاضی و شهود و مدافع همه طرفدار معشوقاند و دادگاه بیرونی وجود ندارد. سؤال این است: اگر شکایت از معشوق به خودِ رابطه هم راه پیدا کند، آنوقت از کدام سمت درون میتوان اقامه دعوا کرد؟
راهکار:
این سه واژهی پایانی (روح، عقل، قلب) مثل سه شاهدِ پروندهاند. میتوانی متن را ادامه بدهی و به هرکدام یک بیت یا یک جمله بدهی که چرا طرفِ او هستند؛ این بازیِ درونی، شعر را به گفتوگویی فلسفی تبدیل میکند.
یه دختر زمانی ترسناک میشه که...
قلبش حرفای مغزشو تأیید کنه️
4.0
A girl becomes scary when her heart confirms what her brain says
روانشناسی فلسفی منطق و احساس شخصیت قوی هماهنگی قلب و مغز قدرت دخترونه در روانشناسی به این پدیده «انسجام شناختی-هیجانی» م...
دختری که قلب و مغزش یکی میشه؛ قدرت واقعی ترسناک:
در روانشناسی به این پدیده «انسجام شناختی-هیجانی» میگویند. وقتی منطق و احساس همجهت میشوند، فرد به «صداقت درونی» میرسد؛ جایی که تصمیمها هم بیرحمانه درستاند، هم عمیقاً انسانی. تحقیقات نشان میدهد این افراد در مذاکره و رهبری بسیار موفقترند، چون شکاف درونیای ندارند که بشود از آن سوءاستفاده کرد. برای دیگران ترسناکاند، چون آینهای میشوند برای بیثباتی پنهان خودشان. چرا اینقدر این ترکیب کمیابه؟
راهکار:
این همراستایی درونی، نقطهای است که قدرت نرم به قدرتی توقفناپذیر تبدیل میشود. وقتی منطق و احساس همنوا باشند، تصمیمگیریها هم عمیقاً انسانیاند هم بیرحمانه دقیق. ترسناکی چنین فردی در این نیست که پیشبینیناپذیر است، بلکه برعکس، در ثبات وحشتناکش است؛ چون تزلزلی در درونش نیست، دیگران را مجبور میکند با ناپایداری خودشان روبهرو شوند.
زندگی خندهکُنان شاهد جان دادن ماست؛🚶♂🖤
️
4.5
فلسفی غمگین طنز تلخ زندگی فلسفه مرگ و زندگی پوچی هستی معنای زندگی اپیکور گفته: «تا من هستم، مرگ نیست؛ تا مرگ هست، من...
زندگی و مرگ؛ تماشای خندهآلود هستی:
اپیکور گفته: «تا من هستم، مرگ نیست؛ تا مرگ هست، من نیستم.» اما زیستشناسی شوخی بزرگتری دارد: هر روز حدود ۳۰۰ میلیارد سلول در بدن ما میمیرند تا همین «من» که مرگ را تماشا میکند، زنده بماند. مرگ فقط پایان نیست؛ موتور محرکهای است که زندگی را به جلو میراند. سؤال این است: اگر سلولها نمیمردند، ما اصلاً وجود داشتیم؟
راهکار:
شاید زندگی لزوماً تماشاگرِ خندانِ مرگ ما نیست؛ میتوان آن را آیینهای دید که هر بار با رفتن چیزی، شکل تازهای از «بودن» را نشانمان میدهد. همان نگاه را امتحان کنید، اما این بار مرگ را نه دشمن، که معمارِ لحظههای آگاهانه بدانید.
قتل؟؟؟
طرف مشکل شخصی هم داشته باشه نمیاد قلب در بیاره
شش در بیاره
پوست سر بِکَنه
از جناق سینه تا روی شکمو بشکافه
تاریخ در حال تکرار است مردم!
نگذارید خون آرمانمون و حمیدرضامون پایمال بشه!!!
#هوشیارباشیم️
3.8
غمگین فلسفی انتقام امام حسین سرباز