وحشت اصلی: زندگی نکردن، نه مردن:
این ایده یادآور مفهوم «مرگ روانی» در روانشناسی اگزیستانسیال است؛ زمانی که فرد از ترس شکست یا قضاوت، از ریسککردن و تجربهکردن عمیق زندگی دست میکشد و مدتها پیش از مرگ فیزیکی، میمیرد. آیا شما در حال حاضر بیشتر از مرگ، از «زندگی نکردن» میترسید؟
راهکار:
این جمله میتواند به این شکل بازتعریف شود: تمرکز از ترسِ پایان، به وحشت از «شروع نکردن» یا «تجربه نکردن» تغییر میکند. شاید مفید باشد که از خود بپرسیم: «امروز چه کاری میتوانم بکنم که حس «زندگی کردن» به من بدهد؟» — حتی اگر کوچک باشد.