کارما نبود یا بود؟ جملهای که دو معنا دارد:
در روانشناسی شناختی، عبارات مبهم مانند این که در یک لحظه دو معنای متضاد دارند، «محرکهای تفسیرپذیر» نامیده میشوند. مغز ما در کسری از ثانیه با تکیه بر سوگیریهای تأییدی، یکی از معانی را انتخاب میکند. این همان مکانیزمی است که باعث میشود انسانها در رویدادهای تصادفی، الگوهای معنادار ببینند و آن را «کارما» بنامند. در حقیقت، کارما یک خطای شناختی خوشایند است.
راهکار:
این جمله نشان میدهد که گاهی مرز بین «کارما» و «تصادف» فقط به زاویه نگاه ما بستگی دارد. روانشناسان به آن «خطای شناختی پسنگری» میگویند: بعد از وقوع یک اتفاق، ذهن ما آن را طوری تفسیر میکند که با باورهای از پیش موجودمان همخوانی داشته باشد. به همین دلیل است که دو نفر میتوانند یک رویداد را یکی «کارما» و دیگری «اتفاق» ببینند.