از کلمه دست تنها خوشم میاد! غم و استقلال زیادی توشه انگار میتونی آستینت رو بکشی رو چشمات، اشکات رو پاک کنی و بعد کوه رو بندازی روی دوشت و به جلو حرکت کنی...️
اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد. ️
بعضی وقتا ادم باید با خودش تنها شه ،یه گوشه دنج بشینه و به زمین زل بزنه. گاهی باید لکه ها رو کنار بزاریم و روحمونو آزاد کنیم. گاهی، یه گوشه تاریک میتونه جای امنی برای یه نفر باشه و تاریکی تو آرامش خودش بغلت کنه:) ️
آدمیزاده دیگه؛هرچقد هم قوی باشه، وقتی دلش میگیره هیچی از منطق نمیفهمه، فقط از خودش و دنیا و زمین و زمان میپرسه:«یعنی من انقد دوستنداشتنیام؟! چی کم دارم از بقیه؟!» هیچوقت هم جوابشو پیدا نمیکنه متاسفانه . - ️