آدمی که یکبار احساساتش آسیب دیده قلبش شکسته و ترجیح داده توی تنهاییاش بمونه و از آدما دوری میکنه نه دنبال جلب توجهه نه توقع زیادی داره، اون فقط یه حصار دور خودش کشیده که از نزدیک شدن آدمای دوروزه دور باشه و فقط کسی ازین مرز رد میشه که بهش این اطمینانو بده که برای قلب حساسو تازه مداوا شدش امانتدار خوبیه.️
من به تنهایی معتاد بودم اگه هر روز کمی با خودم خلوت نمیکردم مثل این بود که ضعیف تر میشدم... چیزی نبود که به اون افتخار کنم اما وابستهش شده بودم. تاریکی داخل اتاق برام مثل نور آفتاب بود...️
فکت: آدمایی که حال دیگران را خوب میکنند کسی را ندارند:
یه وقتایی انقدر توی خودم فرو میرم که صدای دنیای بیرون شبیه نویز میشه نه خوشحال میشم، نه ناراحت، فقط یه حالت معلق بین این دوتا انگار زندگیم گذاشته روی پخشِ آهسته و من عقب افتادم ازش همه دارن جلو میرن و من هنوز دارم یه جملهی نصفه رو هضم میکنم جملهای که هیچوقت کامل گفته نشد ولی اثرش موند️