سیگاری نیستم ولی از بهمنی میکشم که سال 57 شروع شد.️ 3.7 غمگین شعر انقلاب ایران شعر انقلابی بهمن 57 سیگار بهمنی ... سیگاری نیستم ولی از بهمنی میکشم (انقلاب 57):
شب قرار بود پایان روز باشه آغاز درد شد .🖤.️ 5.0 غمگین شعر دلشکستگی شب پایان روز آغاز درد شب آغاز درد شب و غم ... شب آغاز درد شد:
کاش چون آسمان چشمهای بیشتری برای گریه داشتم..️ - غمگین شعر دلتنگی و گریه احساس غم آرزوی گریه کردن آسمان و اشک ... کاش چشمهای بیشتری برای گریه داشتم:
اون دورت نمیگرده تو سرگیجه داری️ 3.7 شعر غمگین نبودن معشوق دور نکردن از عشق حس سرگیجه در عشق سرگیجه عشقی ... دور نمیگرده سرگیجه داری:
-'بِـچَسب به غُـرورِت تَـهِش هَـمه•𝐌𝐢𝐫𝐧•️ 2.4 غمگین شعر بچسب به غرورت غرور تنهایی تهش همه ... بچسب به غرورت تهش همه:
و ارامش چشمانت می لرزد به تمام ویرانی هایم🫧🌒️ - غمگین شعر ویرانی دل احساس غمگینی آرامش چشمانت شعر آرامش و ویرانی ... آرامش چشمانت و ویرانیهایم:
دل از زمین دل کند آسموون متری چند؟️ 5.0 غمگین شعر شعر غمگین آسمون متری چند دل کندن از زمین فاصله تا آسمان ... دل از زمین کندن و آسمان متری چند؟:
همیشه سعی کردم دلی نشکنم اما به خودم که نگاه میکنم تکه تکه ام️ 5.0 غمگین شعر ناراحتی از خود دل شکستگی پنهان قربانی مهربانی تکه تکه شدن روح ... احساس تکه تکه شدن با وجود مراقبت از دیگران:
خوشا خوابی که بیداری نداارد...️ 4.2 غمگین شعر خواب بدون بیداری خواب ابدی مرگ آرام اشعار غمگین ... خوشا خوابی که بیداری ندارد:
کار سن نیست که اینگونِه زمین گیر شدم من به اندازه غم های دلم پیر شدم.️ 5.0 غمگین شعر پیری دل پیری از غم سن و غم زمین گیر شدن از غم ... پیری از غم دل - شعر غمگین:
غُروبمآدَرطُلوعحَسرَتهآست'🖐️🖤️ 2.3 غمگین شعر شعر غمگین غروب حسرت جملات حسرت طلوع حسرت ... غروب ما در طلوع حسرتها:
ا꯭ق꯭ی꯭انوسی با بوي تاریکي….. 🥀 ️ - غمگین شعر احساس تاریکی اقیانوس تاریک بوی تاریکی تاریکی اقیانوس ... اقیانوس با بوی تاریکی:
گرچه تار تار موهایم سیاه است اما؛دل من پیر تر از یک قرن است💔…»️ 1.0 غمگین شعر احساس پیری در جوانی دل پیر غم دلتنگی پیری زودرس دل ... دل پیرتر از یک قرن با موهای سیاه:
مارا به سخت جانی ی خود این گمان نبود...️ 2.6 شعر غمگین بی وفایی دل شکستن گمان نبود سختجانی ... شعر درباره سختجانی و بی وفایی:
من یک قِصه ناتمامم، پر از واژه هایِ مبهم!️ - غمگین شعر داستان ناتمام ناتمامی احساس ناقص بودن واژه های مبهم ... من یک قصه ناتمامم:
کلمات کم میارن از وصفِ حالِمون️ 3.7 غمگین شعر کم آوردن کلمات توصیف حال احساسات ناگفتنی ناتوانی در بیان احساسات ... کلمات کم میارن از وصف حال:
هر که را مینگری مرکز پرگارِ غم است..(:️ 5.0 غمگین شعر غم و غصه نگاه غمگین شعر غمگین مرکز پرگار غم ... هر که را مینگری مرکز پرگار غم است:
سکوتی میکنم در حد فریاد ...️ 3.9 غمگین شعر شعر سکوت سکوت اعتراضی بیان احساسات سکوت در حد فریاد ... شعر سکوت در حد فریاد:
جَونیمونرَنگِپیریگرفته-️ 3.0 غمگین شعر پیری و جوانی از دست دادن جوانی غم پیری جوانی رنگ باخته ... جوانی رنگ پیری گرفته:
رنج کشید و از رنج نوشت... . 🕸 ️ 5.0 غمگین شعر رنج کشیدن احساس درد نوشتن از رنج شعر رنج ... رنج کشید و از رنج نوشت:
بیار باده خامی که خالی است وطن که عاشق زر پخته ز عشق باشد خام️ 1.0 شعر غمگین شعر عاشقانه دلتنگی عشق خام باده ... شعر عاشقانه با مضمون دلتنگی و باده:
مدتی است قهوه مینوشیم؛ تلخ است، بهقاعدهی احوالِ وطن...️ 1.3 غمگین شعر قهوه تلخ احوال کشور تلخی وطن تشبیه وطن به قهوه ... شعر قهوه تلخ و احوال وطن:
تقصیر شب نیست ، سرنوشت ما تاریکه️ 3.0 غمگین شعر سرنوشت تاریک تقصیر شب نیست جملات غمگین غم سرنوشت ... تقصیر شب نیست سرنوشت ما تاریکه:
مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد، شکست.. ️ 5.0 مَـنچـہباشَـمیانَـباشَـم،ڪارہدُنـیالَنـگنیـست! مَـنبِمـیـرَمیابِـمانَمهیچــڪَسـےدِلـتَـنـگنـیـسـت:)💔 غمگین شعر شکستن دل دلتنگی یاد تو افتادم شیشه شکستن ... شکستن دل با یاد تو:
قلبم مثل پرنده ای اسیر میتپد...️ - غمگین شعر احساس اسارت قلب اسیر مثل پرنده در قفس تپش قلب در قفس ... احساس اسارت قلب مثل پرنده:
از داد و وداد ان همه گفتند نکردند یارب چقدر فاصله ی دست و زبان است ؟️ - شعر غمگین وعده های توخالی حرف و عمل ناامیدی فاصله دست و زبان ... شعر درباره فاصله دست و زبان:
و ناگهانـ پیر شد دلی که داشتـ بچگیــ میکرد.؛🖤️ 1.9 غمگین شعر پیر شدن دل ناگهان پیر شدن دل بچگی از دست دادن کودک درون ... پیر شدن ناگهانی دل و از دست رفتن کودک درون:
خوشآ خوآبی کهـ بیدآری ندآرد…:(️ 2.3 غمگین شعر بیداری ندارم خوش آب و هوای غمگین متن احساسی غم ... متن غمگین خوش آب و هوا: