میگفت: “هزار نفر را بوسیدهام تا بتوانم یک نفر را فراموش کنم” و من از اندوه پنهان آدمهایی که تن به بوسهی فراموشی او دادند، غمم گرفت …
️
دل مراقبت میخواهد، تا دل بماند …
️شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد
•نجمه زارع
اگر بایستد، میسوزد
اگر بدود، بیشتر میسوزد...
-علیرضا روشن️
ای کسی که گریهی ترسیدهها رو میبینی ..️
یا من یری بکاء الخائفین...
چترت را بگیر . . .☂️ چشم های من . . .🙈 بزرگ شده ی بارانند . . .💦☔🌧️💧
️چون یاد تو میآرم خود هیچ نمیمانم️
چه هوای خوبیست امروز...
چنان خوب که نمیدانم چای بنوشم
یا خودم را دار بزنم!
-آنتوان چخوف
️اشتیاقِ تو مرا سوخت کجایی، بازآ...
️پاییز در برگ های خشکیده اش، شعر را محصور میکند 🍂
️خیال مرا شانه میکنی !؟
پریشان است ...
🗯 صالحی
کاش هجرانت ، وصالی داشت ...
تمام عمر در انتظارت عاشقانه می ماندم ...🖤🕸
[مه خآموش]
️
پرسید خود را چگونه ساختی؟
گفت:《زخم بر زخم》
-محمود درویش
️نه شبنم که خــون از شبم میتراود.. ️
هرکس خود داند و خدای دلش که چه دردی است در کجای دلش ،....💫❤️
️من رد پا ندارم؛
ردِ درد را بگیر و به من برس...!
-علیرضا روشن
️تۅے دݩیاے ڪه هسټیمـ🖤 ڪݪمات بیشټــر از گݪولہ هآ ادݥ ڪشتنـ🙂💔
️جملهی «ولشکنپرومیشه» نذاشت خیلی از حرفای قشنگو بزنیم.
️امسال از همیشه پاییزتر است
انگار کسی در قلبم سوزن فرو می کند...
می سوزد ، تیر می کشد، صدایش در نمی آید!
#ساناز_قاسمیان 🌱💛
️«چون بی تو گذشت، بگذرد بیدگران.»️