منم آن برگه زرده خشکه افتاده از درخت، در فصل بهار :)
️_ دلهره هستی ؛ آلبرکامو .️
🎐 سَرگَشتِه چو پرگار ، هَمِه عُمر دَویدیم ، آخَر بِه هَمان نُقطِه کِه بودیم رسیدیم 🌹🍀✨
️میگفت: “هزار نفر را بوسیدهام تا بتوانم یک نفر را فراموش کنم” و من از اندوه پنهان آدمهایی که تن به بوسهی فراموشی او دادند، غمم گرفت …
️
دل مراقبت میخواهد، تا دل بماند …
️شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد
•نجمه زارع
اگر بایستد، میسوزد
اگر بدود، بیشتر میسوزد...
-علیرضا روشن️
ای کسی که گریهی ترسیدهها رو میبینی ..️
یا من یری بکاء الخائفین...
چون یاد تو میآرم خود هیچ نمیمانم️
چترت را بگیر . . .☂️ چشم های من . . .🙈 بزرگ شده ی بارانند . . .💦☔🌧️💧
️[مه خآموش]
️
چه هوای خوبیست امروز...
چنان خوب که نمیدانم چای بنوشم
یا خودم را دار بزنم!
-آنتوان چخوف
️اشتیاقِ تو مرا سوخت کجایی، بازآ...
️نه شبنم که خــون از شبم میتراود.. ️
پاییز در برگ های خشکیده اش، شعر را محصور میکند 🍂
️خیال مرا شانه میکنی !؟
پریشان است ...
🗯 صالحی
کاش هجرانت ، وصالی داشت ...
تمام عمر در انتظارت عاشقانه می ماندم ...🖤🕸
پرسید خود را چگونه ساختی؟
گفت:《زخم بر زخم》
-محمود درویش
️هرکس خود داند و خدای دلش که چه دردی است در کجای دلش ،....💫❤️
️من رد پا ندارم؛
ردِ درد را بگیر و به من برس...!
-علیرضا روشن
️تۅے دݩیاے ڪه هسټیمـ🖤 ڪݪمات بیشټــر از گݪولہ هآ ادݥ ڪشتنـ🙂💔
️جملهی «ولشکنپرومیشه» نذاشت خیلی از حرفای قشنگو بزنیم.
️