خستهام…
مثلدرختسرویکهسالهادربرابرطوفانایستاد!
وروزیکهبهنسیمیدلداد؛
شکست...!
زهوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
️" لحظه تشیع من، از دور بویت می رسید
تا دوساعت بعد دفنم، جان داشتم هنوز."
هیچکس مطلقا فراموش نمیشه، فقط
جاش تو قلبت تغییر میکنه مثلا تصمیم
میگیری بفرستیش تهِ قلبت تو یه اتاق
و درو قفل کنی.
️
مث برف باش!
زیبا،
ولی سرد....
جنسیتش مهم نیست ،
من حسودم، به هرکس كه نزدیک تر
از من به تو
ایستاده است...
من بدون تو میمیرم...!:")
️Mᴀɴ ʙᴇᴅᴏᴏɴ ᴛᴏᴏ ᴍɪᴍɪʀᴀᴍ,!)
هیچکدوم، یه دلِ خوش، یه خیالِ راحت، یه زندگیِ ساده️
بعضی وقت ها دلم میخواهد
حالم بد باشد
دنبال بهانه میگردم که غمگین باشم
فقط برای یک چیز
که توبیایی وبا نگرانی بپرسی
ازچه چیزناراحتی
و من بگویم: 'هیچ'
دلم برای نگرانیت تنگ شده بود
ماهمان لبخندهایی هستیم که به بغض آلوده شدن:)
️ولی نه، شاید هم چیز خوبی نباشد! مخصوصا وقتی آدم خیلی فکرهای دیگر دارد که باید بکند.
📖 خاطرات خانه مردگان _ داستایوفسکی️
من مجبورم سالگرد رویا های خود را جشن بگیرم .
سالگرد آنچه زمانی برایم دلچسب بود .
اما در واقع هرگز وجود نداشتـ....》
فئودور داستایوسکی ◡̈⃝ㅤ️
- پلک بر پلک می فشاری
و می دانی آنچه تمام می شود
تویی و نَه اَندوه ..
شاید دل من عروسکی از چوب است....
مثل قصه پینوکیو محبوب است...
چه دماغی دارد این بیچاره!
از بس که نوشت حال من خوب است.....
مرگ شیرین ترین حس دنیاست.....♡
️آںكھ ڑفٹ، بھ حُڑمٹ آں چھ كھ بإ خؤڈ بڑڈ حَق بازگشٹ ںڈإڑڈ....
️«اشکها را پشت لبخندی مخفی میکنیم که خیلی درد
میکند، و هیچکس نمیفهمد ما را درِد همین نفهمیدن
میکُشد؛نه زخمها.»
-•سهراب سپهری
شــازده ڪوچولو:آدݥـ هآی تنهآ ڪجـا میرَنـ؟≈)
روبــاه :تـو خودݜــوڹــ!
من بی ستارگیمو به آسمون نمیگم!
️به تو که گفتی دوری بهتر است؛
آیا اندوهت پایان یافت؟️
تڪ...! تڪ...! اشڪاماسیـدمیشہࢪوےقݪبـتیہࢪوز💜✨
️نشستهام به امیدی که یار خواهی شد
#هلالی_جغتایی️
علیرغم آنهمه روزهای خوب و عمیق، همهچیز تمام شد. میدانی؟ عشق مراقبت میخواهد، و ما میانهی راه یادمان رفت که چه سخت همدیگر را بهدست آورده بودیم.️