به خدا گفتم: یه روز از عمرم کم کن بزار بهش برسم.. گفت: نمی شه گفتم: پنج سال از عمرمو کم کن بزار بهش برسم..... گفت: نمی شه گفتم: پانزده سال کم کن گفت: نمی شه گفتم همه ی عمرمو بگیر فقط بزار یه روز پیشش باشم...))
خدا بغض کرد و گفت:#چیکار_کنم_وقتی_نمی_خوادت:/️💔🙂..️
صد ها بار گفتمت ای جان من عاشقانه دوستت دارم باور نکردی زمزمه های عاشقانه ام را گفتی من هم مانند دیگرانم تمامی سخنانم پوچ تو خالیست حالا که رفتی..... دیگر من سابق به وجود نیامد نیمه ای از خود را انگار گم کرده ام قبل از رفتنت با دست گل آمده بودم پیشوازت..... کدام دیوانه ای پیشواز زندگی اش میرود که من می روم...... نشنیدم.... زمزمه های مردمان را که گفتند نگو و نخر من ساده را باش گفتم عشقم را می گویم و خلاص.. آری️
من بیلمه میشدیم، ایسته دیگیم غیره یار ایمیش اول وفالی، آخیری بی اعتبار ایمیش جانان یولوندا ناله ایله گئچدی گونلریم عشق اهلینین نصیبی بوتون آه و زار ایمیش _şahryar️