متن تلخ و کنایهدار: برای دیگران بودی و خلایق هر چه لایق:
در روانشناسی، ایثار یکطرفه اغلب مکانیزمی برای فرار از مواجهه با نیازهای شخصی است؛ فرد با «برای دیگران بودن» از دلبستگی اضطرابی خودش میگریزد و بعد بهجای سوگ، به طعنهی اخلاقی پناه میبرد. عبارت «خلایق هر چه لایق» دقیقاً یک پرخاشگری منفعلانه است: چون خشم مستقیم به دیگری تهدیدکننده است، به سرنوشت و لیاقت جمع فرافکنی میشود. به همین دلیل بغضِ گفتهنشده، در لباس حکمتِ نیشدار بازمیگردد.
راهکار:
این بغض، در واقع صدای یک «قربانی نامرئی» است؛ کسی که تمام هویتش را وقف دیگران میکند، برای اطرافیانش به موجودی بدون نیاز تبدیل میشود و بعد خودش از همین بیاعتنایی میسوزد. جملهی «خلایق هر چه لایق» بیشتر از آنکه نفرین باشد، اعتراف تلخی است به قانون نانوشتهی توجه: آدمها معمولاً به کسی بها میدهند که برای خودش مرز و اولویت قائل است.