آن شب چشمانم پر از اشک بود آن شب به سمت چاقوی آشپزخانه رفتم آن شب به سمت قرص رفتم آن شب به طرف طناب رفتم آن شب نامه خداحافظی را نوشتم آن شب گریه کردم... اما هیچوقت دیگر به آن آدم سابق برنگشتم...️
آره بابا بلاخره تموم میشه میگذره؛ ولی من هیچوقت یادم نمیره وسط خیابون، زیر بارون، کنار دوستام، سر کلاس، توی پارک، پیش خاله هام و حتی تو بغل مامانم چقدر بخاطرش اشک ریختم.️