جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های ادبی تنهایی / بهترین متن ادبی تنهایی [پیشنهادی]

678 پست
متن های ادبی تنهایی گلچین , تعداد 678 متن ادبی تنهایی به ترتیب بهترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های ادبی تنهایی / بهترین متن ادبی تنهایی [پیشنهادی]
تنهایی ادبی شعر تنهایی تنهایی غمگین عاشقانه تنهایی ادبی تیکه دار تنها دلتنگی ادبی عاشقانه ادبی غمگین تنهایی شاخ دخترانه ادبی
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب

تا زمانی ک رسیدن ب ت ( امکان دارددد) زندگی درد قشنگیست ک جریان دارد .
وقتی نباشی وقتی رسیدنی وجود نداره
زندگی مرگ قشنگیست ک پایان دارد . :)

4.8
تنهایی عاشقانه شعر عشق یک طرفه ادبی
نصب برنامه اندروید تاوبیو
گفتم عاشق نیستم.. مادرم خندید و گفت: لابد گل های بالشت را هر شب ‌ من آب میدهم):️
4.1
غمگین تنهایی ادبی
مشابه ها

‏خدایا اگر من بد کردم، تو را بنده ای دیگربسیار است.اگر تو با من مدارا نکنی مراخدایی دیگر کجاست...؟💜🖇️✨

4.5
مذهبی تنهایی خدا ادبی

تکرار مسواک زدن در همه شبها ، دندانها را سفید میکند
و تکرار خاطرات در همه شبها ،
موها را

3.9
غمگین تنهایی ادبی خاطره


برای مدتِ طولانی تنها بودن خطرناکه، یه زمانی میبینی چقدر آرامش بخشه و دیگه دوست نداری با کسی آشنا بشی..

4.1
تنهایی غمگین آرامش ادبی

اونی که بخاطر دلتنگی از چشمامون سرازیر میشه اشک نیست قلبمونه که آب میشه...

4.3
تنهایی غمگین ادبی

🥀ما از آن پاک دلانیم که زکس باک نداریم 🥀 🥀یک شهرهمه دشمن و یک یار نداریم:)

5.0
عاشقانه تنهایی ادبی

گاه تنها میشوم تنهاتر از همه
گوشه ای میشینم و حسرت ها را مرور میکنم
نمیدانم کدام خواهش ها را نشنیدم
و به کدام تنهایی خندیدم که تنهاترینم…

3.5
غمگین تنهایی ادبی خسته
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید،
مبادا که ترک بردارد ؛
چینی نازک تنهایی من.️
3.8
شعر تنهایی ادبی

وقتی بچه بودم از روح می ترسیدم.وقتی بزرگ شدم فهمیدم آدما ترسناکترند..🥀

4.1
تنهایی حقیقت ادبی

-خَیلے‌وَقتہ‌!- عَقربہ‌هآی‌سآعت‌هَمونجایی‌ مونده‌ک‌ط‌ُرفتی:)!💔

4.8
تنهایی غمگین ادبی
‹ به نام کسی مینویسم که نمیگیرد حتی سراغی ز خلوت دلتنگی هایم؛ گر حالش بی من خوب است بگذارید منِ بی او همینطور بماند و بماند و بماند:)! ›️
3.3
غمگین تنهایی ادبی دلتنگی
درمیان این درختان بلندقامت و بلندپرواز
من تنها پیچکی تنها هستم
که از زمین سخت، نرم روییده و ساقه نحیف‌ش را دور خود جمع کرده است. روزها می گذرند و درختان صفحه آسمان را می خراشند، روزها می گذرند و زمین به رویِش معکوس من می خندد.
آفتاب می‌تابد و برگ های سبز و نو‌ی‌شان را جلا می دهد، آفتاب می تابد و دست داغش را بر سرم می کشد و ز هر نوازش برگی زرد می شود و فرو می‌افتد.️
3.2
تنهایی فلسفی ادبی