جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های ادبی غمگین / بهترین متن ادبی غمگین [پیشنهادی]

3663 پست
متن های ادبی غمگین گلچین , تعداد 3,663 متن ادبی غمگین به ترتیب بهترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های ادبی غمگین / بهترین متن ادبی غمگین [پیشنهادی]
غمگین ادبی شعر غمگین غمگین عاشقانه غمگین جدایی تنهایی غمگین غمگین شاخ غمگین تیکه دار ادبی تیکه دار ادبی تنهایی ادبی عاشقانه دلتنگی غمگین
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب

سرخطِّ خبرهای جهان: خط لبانت!
دنیا شده مبهوتِ دو ابروی کمانت

آنقدر که شیرین‌سخنی، با تو که باشم
شیرین بشود قهوه‌ام از قند دهانت

رحمی بکن از خانه به ندرت برو بیرون
هرکس که تو را دید شده "شاد روانت" ️
-
عاشقانه غمگین حقیقت دلتنگی ادبی
زیبایی‌ات من را به یادِ آن زمان انداخت
روزی که چشمت چایی‌ام را از دهان انداخت ..

من از قلم افتاده‌ای بودم که چشمانت
نامِ مرا در کوی و برزن بر زبان انداخت(:️
5.0
عاشقانه غمگین حقیقت دلتنگی ادبی
نصب برنامه اندروید تاوبیو
آسمان بودم و می‌خواست زمین گیر کند
عشق آمد که مرا یک شبه تسخیر کند

من سپردم دلِ خود را به مه چارده‌ای
تا خداوند چه خواهد، و چه تدبیر کند️
5.0
عاشقانه غمگین حقیقت دلتنگی ادبی
مشابه ها
+فراموشش کردی؟

-هزاران بار قسم خوردم که نامش را بر لب نیاورم اما قسم به نام او بود...️
1.0
غمگین ادبی
عشق‌ها دام‌اند و دل‌ها صید و گیسو‌ها کمند
بگذر و بگذار، دل در هرچه می‌بینی مبند

شادمانی خود غم دنیاست پس بی‌اعتنا
مثل گل در محفل غم‌ها و شادی‌ها بخند️
3.7
غمگین شعر حقیقت ادبی
شایدم شاملو میدونست من چقدر تو دوست داشتن مظلومم که گفت:(من برای ان چیزی که از خود به تو بفهمانم جز چشم هایم چیزی ندارم.)داستان فراموشیه تو مثل داستان حل شدن قند توی لیوان چاییه ،قنده حل میشه،محو میشه اما مزه اون چایی واسه همیشه تغییر میکنه..️
2.7
عاشقانه غمگین دوستت دارم عشق یک طرفه ادبی
کوه ها رخت سپید بر تن کرده اند
مردم رخت سیاه به تن دارند
چه تناقض عجیبیست
کوه های بی جان عروس شده اند
و‌ مردم مهربان عزا دار 😔💔️
2.0
غمگین حقیقت ادبی
همه شو تا سحر اختر شمارم
که ماه رویت آیو در کنارم

شوان گوشم بدر چشمم براهت
گذاری تا بکی در انتظارم

«باباطاهر»️
2.3
عاشقانه غمگین حقیقت شب ادبی
حیف و صد حیف
هر دوی ما پایان تلخی خواستیم
من سوختم به آتش تنفرت
تو هم خواهی سوخت به آتش نفرینم :)️
2.9
غمگین شعر ادبی
نمیدانم چه شد اما شبی میان افکارم گمش کردم و دیگر خبری از عشق او و رد پایش در قلبم پیدا نشد...باور کرده بودم که همه چیز دروغ بوده است و آنچنان خودم را قانع کردم که دیگر نمیشناختمش که هیچ نمی خواستمش اورا که گمان میکردم با دیگران فرق دارد و آنچنان میپرستیدمش که خدا بُهت زده نگاهم می‌کرد...! ️
3.1
عاشقانه غمگین خسته ادبی بی تفاوت
همچنان پس از غروب افتاب؛ و هنگامی که نور ماه به سرتاسر شهر می‌تابد به یاد می‌آورم که غم هایم چقدر زیاد است و در برابر افکار و درد هایم چقدر ضعیف هستم:(️
1.0
غمگین تنهایی خسته دلتنگی ادبی
به همان ضرورتی که که سنگ بر روی زمین می‌افتد؛
گرگ گرسنه، دندان‌هایش را در گوشت شکارش فرو
می‌برد، غافل از این که خود او نیز به میزان نابودگری
خودش به ورطه‌ی نابودی کشیده خواهد شد.
ـ شوپنهاور
1.0
غمگین فلسفی ادبی
چه غریبانه در خود مردیم
در انتظار سراغی از آشنایی...

𝙼𝙰𝚃𝙸𝙽ᵐᵇ⁴️
2.7
غمگین ادبی انگیزشی
اونجا که پروین اِعتصامی میگه:مرا در کودکی شوقِ دگر بود،خیالم زین حوادث بی خبر بود ..🫠✨️
2.7
غمگین شعر ادبی