«اشکها را پشت لبخندی مخفی میکنیم که خیلی درد
میکند، و هیچکس نمیفهمد ما را درِد همین نفهمیدن
میکُشد؛نه زخمها.»
-•سهراب سپهری
و ما می دانیم سینهات تنگ میشود از آنچه میگویند...
سورهی حجر؛ ۹۷
از آش نخورده روزگار چنان دهانم سوخت که از ترس،آب یخ را هم فوت میکنم...
️حافِظ کُجای کاری❓ فالَت ، غَلط درآمد❌ گُفتی غمَت😔سرآید.... این عُمر بود سرآمَد💔
️بیچاره آسمان
دلش به خورشیدی خوش است که هر روز دورش میزند
هر وقت باران می بارد
خاطراتمان جانِ دوباره می گیرد
و این باران است که مرا بی حضور تو
راهی خیابان ها می کند …!
و مردانی را ک
عشق می باختند
آنها ترانه ها را کشته اند
و کسانی را
ک ترانه می خواندند
آری آنها هر چ را
ک در زمین محبوب
لازم بوده است
کشته اند
اما ن گل کوچکی را
ک هنوز نشکفته بود🖤🦋🌚:)!
#مارکوس آنا! ️
رَفتِہ رَفتِہ مي رَوي اَز یادِمان...)
️*یار آمد و می در قدح یاران ریخت*
*از سنبل تر رونق عطاران برد*
*وز نرگس مست خون هشیاران ریخت*
️
ناز آلووده را
هر شب در آغوش
که می بندی عزیز سالها دورم ️
ما معمولیا یکیو نداریم که وقتی قهر کردیم بهمون بگه:
«ناز کنی؛ نظر کنی؛
قهر کنی؛ ستم کُنی
گر که جَفا، گر که وَفا،
از تو حذر نمیشود»
ما اگه قهر کنیم، زود میندازنمون دور...
واسه همین همیشه هستیم!
وقتی کسی را عاشق خودت میکنی . . .
در برابـــرش مسئولـــی . . .
در برابـــر اشکهایش . . .
شکستن غرورش . . . .
لــحظه های شکستن در تنهایی . . . .
و اگر یـــادت بـــرود ! !
در جایـــی دیگر سرنوشــــت به یادت خواهـــد آورد . . . !!!
🎐 این انسانهـا نیستند که مـا را آزرده میکنند، بـلکه امیـدی سـت که مـا به آنهـا بستـه ایم..🌱
ρєoρℓє do ռot нurt us, our нoρєs ʄroм tнєм нurt us..
بدون تو موندن میدونی چه جوریه ؟
زنده ای ...
اما نمیتونی نفس بکشی :)❤️
چه خواهش ها
در این خاموشی گویاست
نشنیدی؟
هوشنگ ابتهاج
️تکرار مسواک زدن در همه شبها ، دندانها را سفید میکند
و تکرار خاطرات در همه شبها ،
موها را
يك نفر در آب در آب دارد می سپارد جان
يك نفر دارد که دست و پای دائم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ می بندید بر کمرهاتان کمربند
در چه هنگامی بگویم من ؟
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان قربان...!️
من سقوط کردم و...
همه سکوت کردن!
من چه سوخت قلبم همه چه سود کردن من شدم تاریکیه،همه شدن نور
این وسط همه شدن تبر
همه زخم دارن رو این جسد
همه یه جور سهم دارن از این بدن
محو آسمون شدم که من و زمین زدن عه،
من میخواستم که اصلا نه به اهل این زمین نگم!
شاید واسه همین بدم!
جنسیتش مهم نیست ،
من حسودم، به هرکس كه نزدیک تر
از من به تو
ایستاده است...
به سربازها بگوييد
نامهی معشوقههایشان را اگر بلندبلند بخوانند
جنگ تمام میشود...!
به ما نیامده در این نبرد «بی طرفی»
#فلسطین️
برای مدتِ طولانی تنها بودن خطرناکه، یه زمانی میبینی چقدر آرامش بخشه و دیگه دوست نداری با کسی آشنا بشی..
اونی که بخاطر دلتنگی از چشمامون سرازیر میشه اشک نیست قلبمونه که آب میشه...
️