از كنار تنهايی من كه رد شدی، گوشهايت را بگير، اينجا سكوت آدم را كر میكند!
️شب هيچوقت برای ما شب نبود
نامادری سنگدلی بود كه با خاطرات هرشب
ما را كتک ميزد.
بى اسلحه در جنگ نبودى كه بدانى چه كشيدم...!
️
ﮔﻭﻳﻧﺩ ﮔﺭﻳﻫ ﻋﻗﺩه ﺩﻟ ﺑاز ﻣﻳﻛﻧﺩ
ڂون گریه میڪنم دل من وا نمیݜود...
من با چشم بسته بیدارم :) حرفام به دردام بستگی دارن...
️گیر کردیم بین «ساعتی» که نمیگذره و «عمری» که زود میگذره....:))
️خونریزیہ حنجره بر اثر فریاد هآیِ خفہ شده⸂☁️⸃"
️حالت دفاعی من برابر غم، خوابه..
️- پلک بر پلک می فشاری
و می دانی آنچه تمام می شود
تویی و نَه اَندوه ..
من نیست شدم؛ در تو ازآنم همه تو...
#شیدایی
بغلت کردم بوسیدمت توی آغوشت آروم گرفتم لعنت ب صدای مسیجی ک توش نوشته بود بیدار شو دیگه تا کی میخوای خوابشو ببینی 🙂
️گفتنی ها را
نگفتم تا
ترک برداشتم!
یک نقطه است اشک ز مجموعه غمم...
#صائب
خسته ام از این و آن...
فریاد میخواهد دلم! :)
#امیر_اخوان
اگر نقاش بودم برای هܩـہ یـڪ دل خـــوش میکـشـیدمــ🙂
️من رد پا ندارم؛
ردِ درد را بگیر و به من برس...!
-علیرضا روشن
️اما دردناکتر از تحمل این همه رنج این است که ببینی دنیا کوچکترین اهمیتی هم به رنجی که میبری نمیدهد ...
️شرحی ز حال و حالی ز شرح نیست:)
️‹آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست، بخند :)🧡🌱›
باید جای من باشی تا بفهمی
گاهی با یک آهنگ
آدم روزی صد بار میمیرد
مسئله فراموش کردن کسی که دوسش داری نیست
مسئله کشتن حسته :)
️قسمت تلخ زندگی اونجاست که مجبوریم بدون آدمایی که دوسشون داریم ادامه بدیم :)!
️مرا حضوری که شبیه نبودن است میکشد ...
- محمود درویش
پرسید خود را چگونه ساختی؟
گفت:《زخم بر زخم》
-محمود درویش
️.
باز هم شب شد ،
و دلتنگی ما روشن شد ...!
️