و من شبی روح خود را کشتم...
تا فراموش کنم ادمهایی را که به قصد درمان روحم به سمتم قدم برمیداشتند...
پس آن دوست داشتن ها چه شد؟
مگر من قلبم را به دست انها نداده بودم؟
از قصد زیر پاهایشان له کردند آن را...
یا که از سر بی حواسی از دستشان سر خورد!؟
نمیدانم چه شد اما...
قلبم دگر هیچوقت، قلب نشد... ️
تا فراموش کنم ادمهایی را که به قصد درمان روحم به سمتم قدم برمیداشتند...
پس آن دوست داشتن ها چه شد؟
مگر من قلبم را به دست انها نداده بودم؟
از قصد زیر پاهایشان له کردند آن را...
یا که از سر بی حواسی از دستشان سر خورد!؟
نمیدانم چه شد اما...
قلبم دگر هیچوقت، قلب نشد... ️
5.0
غمگین تیکه دار نامردی