چـــایــت را بــــنوش ..
نگــــرانِ فـــــردا نــــــباش !
از گنــــدمـــزارِ مـن و تــــو ..
کـــاهــی مــی مــانـــد !
بـــــــرایِ بـــــادهــــا !️
5.0
عاشقانه غمگین شعر دوستت دارم دلتنگی عشق یک طرفه
فروغ فرخزاد واقعا به چه درجه ای از درک و شعور رسیده بود که گفت:
دردی که انسان را ب سکوت وا میدارد
بسیار سنگین تر از دردیست
ک انسان را ب فریاد وا میدارد
و انسان ها فقط به فریاد هم میرسند
نه به سکوت هم"
- فروغ | شـــعر🙂️
5.0
شعر فلسفی حقیقت ادبی
«تنهام»
درد !
اون ک خود منم
زخم !
یعنی رد رو تنم
مرگ !
یعنی رویای شبام
خواب !
اون ک نمیاد به چشام
زندگی !
یعنی سیاهی روزام
عشق !
یعنی بغض خاطره هام
سکوت !
یعنی مُهر رو لبام
من هیچی جز تو نمیخواممممم:)))))))
𝓂ℴ𝒽𝒾️
5.0
غمگین شعر سکوت خسته
به حبابِ نگرانِ لب یک رود قسم؛
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند؛
به تنِ لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز..
'زندگی تجربه تلخ فراوان دارد'️
5.0
شعر سکوت زندگی
شاید سرنوشت این نبود
کاش وقتی سرنوشت را مینوشت
جوهر درد تمام میشد
کاش به جای درد، شادی مینوشت
مزهی شیرین خوشحالی مینوشت
کاش در آن سوی دنیا، زیر درختی سبز
کلبهای بیدغدغه برایم مینوشت
️
4.2
غمگین شعر سرنوشت امید آرزو گریز از واقعیت این شعر به زیبایی آرزوی دیرینه انسان برای بازنویسی...
آرزوی یک کلبه بیدغدغه:
این شعر به زیبایی آرزوی دیرینه انسان برای بازنویسی سرنوشت خود را بیان میکند، مضمونی که در ادبیات و فلسفه جهان بازتاب گستردهای داشته است. تمنای "کلبهای بیدغدغه زیر درختی سبز" نمادی کلاسیک از گریز از واقعیت (escapism) است؛ مکانیزم روانشناختی که افراد در آن برای مقابله با دشواریها، پناهگاهی ایدهآل در ذهن خود میسازند و این تخیل، تسکینی موقت و فضایی برای امید فراهم میآورد.
ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین دل سیمین بناگوش
نگاری چابکی شنگی کلهدار
ظریفی مه وشی ترکی قباپوش
ز تاب آتش سودای عشقش
به سان دیگ دایم میزنم جوش
چو پیراهن شوم آسوده خاطر
گرش همچون قبا گیرم در آغوش
اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مهرت از جانم فراموش
دل و دینم دل و دینم ببردهست
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
دوای تو دوای توست حافظ
لب نوشش لب نوشش لب نوش️
5.0
عاشقانه شعر ادبی
قصهای با تو»»
من همچون قلمی در دستانت بودم که با آن عشق را نوشتی عاشقی را مهر زدی و به من دل سپردی:؛ دلم را به نویسنده داستانهای عاشقانهام دادم که شب ها را با من نقاشی میکرد و از دل تاریکیها خورشیدی بیرون میکشید
ادامه دارد...️
3.9
A story with you""
I was like a pen in your hands with which you wrote love, you sealed love and entrusted your heart to me:; I gave my heart to the writer of my love stories who painted the nights with me and brought sunshine out of the darkness
Continued...
عاشقانه شعر روابطعاطفی تاوشعر عشقنوشتن نقاشیاحساسات این قطعهی زیبا، یادآور قدرت کلام و هنر در بیان عم...
عشق و قلم: داستانی در دست نوشتن:
این قطعهی زیبا، یادآور قدرت کلام و هنر در بیان عمیقترین احساسات است. تشبیه خود به قلم در دست معشوق، نشاندهندهی تسلیم و اعتماد کامل است. این مفهوم، ریشه در سنت غنی ادبیات فارسی دارد که عشق را به مثابه آفرینش هنری میداند.
راهکار:
برای تقویت ارتباط عاطفی، سعی کنید با معشوق خود فعالیتهای خلاقانه مشترک انجام دهید. این کار باعث ایجاد خاطرات ماندگار و درک عمیقتر از یکدیگر میشود.
رفیق تندیس چشاده 👁❤️
گذاشتم طاق دلم
مثل شمعو پروانه 🕯🦋
هی چرخیدی دورو ورم (:
آینه تونه بینه 🪞🧿
دلش ضعف میره برات
حسودی بزارم لا
خیلی گنگه طرز نگات (؛
مه دلم میگیره
تو غصشه مخوری 🥺💋
غم داشتی بشم بگو
ولی نکنی تک خوری (:
مه بغضم میگیره
تومیریزی اشکشه 💔💧
تاوقتی تونو دارم
غم چو کشک چه 🫀🫂
بفرس برای بهترین رفیقت 💚️
5.0
رفاقتی شعر بهترین ها دوستت دارم
اگه به قول امروزیا روش کراش هستی و پا نمیده کافیه اینو براش بفرستی تا بدونه تا مال خودت نکنیش ولش نمیکنی :
ملامت میکنندم دوستان در عشق و حق دارند
تو بیزار از منی، اما مگر من دست بردارم؟️
4.8
عاشقانه شعر دوستت دارم ادبی
✨
بغضِ من گریه شد و راهِ تماشا را بست
از تو جز منظره ای تار ندارم در یاد ...!
˓ 🖤👣˒
️
5.0
عاشقانه غمگین شعر ادبی
ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود...
وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود،
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او،
گویی که نیشی دور از او بر استخوانم میرود...
فردوسی . . . ️
5.0
شعر حقیقت
آمدی جـانم به قُـربانَت ولی در غِیبتت
یک نفر آمد که حالا کُـل دُنیـایـم شده :)✨⛈️️
5.0
عاشقانه شعر تیکه دار جدایی خیانت ادبی بی تفاوت
سیلی صورت سربازم...
تیر تو سینه اهوازم...
فقر بلوچم...
کولبر کوردم...
زبان مادری...
عربم...
تورکم...
من پسر ایرانی ام...
بختیاری ام...نماد جرات...:))))️
4.8
Slap my soldier's face...
Arrow in the chest of Ahvaz...
Poor Baloch...
Colbert Cordem...
Mother tongue...
My Arab...
torque...
I am an Iranian boy...
Am Bakhtiari...a symbol of courage...:))))
شاخ شعر حقیقت خسته زندگی
تموم عشقای مجازی رو شاملو تو دوتا جمله تعریف کرده :
- دلهای ما كه بهم نزدیك باشد ، دیگر چه فرقی میکند كه کجای این جهان باشیم ؟ دور باش اما نزدیك ! من از نزدیك بودنهای دور میترسم🌚♥️.️
5.0
عاشقانه شعر دوستت دارم دلتنگی شب
آن دوست که مَست از غَزَل خوانیِ ماست
مَدهوشِ شرابِ شِعر عِرفانیِ ماست
بایَد بِدانَد او ، در اِقلیم اَدَب
سُلطانِ سُخن مُشفِق کاشانیِ ماست .
️
5.0
شعر رفاقتی مولانا حافظ موسیقی
دیدی که سخت نیست تنها بدون من
و صبح می شود شب ها بدون من
این نبض زندگی بی وقفه می زند
فرقی نمی کند دنیا بدون من !
کابوس و وحشتم اما برای تو
زیباست همچنان رویا بدون من !
عاشق شدم شبی با تو ؛ کنار تو
عاشق شدی تو نیز اما بدون من !
من که جهنمم تو از خودت بگو
آسوده ای هنوز آیا بدون من ؟!
من مرده ام ولی بسیار واضح است
سر زنده تر شدی هر جا بدون من ...
حالِ تو خوبِ خوب یک روزِ نابِ ناب
خوشبخت می شوی حتی بدون من !
از خود گذشت️
5.0
غمگین شعر دلتنگی عشق یک طرفه
یک چیزایی رو هیچوقت نمیشه برگردوند
حتی اگر از دلتنگی هم بمیری نمیتونی برشون گردونی،
دلی که بشکنه جوش نمیخوره!
آب ریخته شده جمع نمیشه!
سنگی که پرت بشه برگشته نمیشه!
لیوانی که شکسته درست نمیشه!
چیزی که فراموش بشه به یاد نمیاد!؛️
5.0
غمگین شعر حقیقت حاضر جوابی قاضی
تو تنها مردمان چشمان منی
که در وسعت نگاهت
جهان رنگ میبازد
خورشید
دزدانه از پلکهایت طلوع میکند
و ماه
میان سایههایت به خواب میرود
تو همان رؤیای زندهای که شبها
در میان واژههایم پرسه میزند
تنها مردمان چشمان منی
که در سرزمینت
هیچ غریبهای راه ندارد
فیروزه سمیعی️
4.9
Sen, gözlerimin tek sakinisin,
Bakışının enginliğinde dünya solup gider.
Güneş, kirpiklerinden gizlice doğar,
Ve ay, gölgelerinde uykuya dalar.
Sen, kelimelerimde geceleri dolaşan canlı bir rüyasın,
Gözlerimin tek sakinisin,
Ve topraklarında hiçbir yabancıya yer yoktur.
— Firuze Semii ✨
عاشقانه شعر دوستت دارم ادبی
اونجا که شیخ بهایی میگه:
«آن کَس که بَدَم گفت، بدی سیرت اوست
و آن کس که نِکو گفت مَرا، خود نیکوست
حالِ مُتکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست...️
4.9
شعر فلسفی حقیقت ادبی زندگی
تـو با قلب ویرانه مـن چـه کردی؟
ببین عشق دیوانه مـن چـه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
توبا بال پروانۀ مـن چـه کردی؟
ننوشیده ازجام چشم تومستم
خماراست میخانۀ مـن چـه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تـو با حسرت شانۀ مـن چـه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفرکرده باخانۀ مـن چـه کردی؟
جهان مـن از گریه ات خیس باران
تـو با سقف کاشانه ي مـن چـه کردی️
3.9
شعر عاشقانه شعر نو احساسات عشق ویرانی این شعر، تصویری عمیق از تاثیر یک رابطه بر روان ارا...
شعر ویرانی عشق: تو با قلب من چه کردی؟:
این شعر، تصویری عمیق از تاثیر یک رابطه بر روان ارائه میدهد. در روانشناسی، اصطلاح "ویرانی عاطفی" برای توصیف احساسات عمیق غم و ناامیدی پس از یک تجربه آسیبزا به کار میرود. این شعر به خوبی این حس را منتقل میکند.
راهکار:
برای رهایی از حس ویرانی، به دنبال فعالیتهایی باشید که به شما احساس قدرت و کنترل میدهند؛ مثلاً یک سرگرمی جدید را شروع کنید.
عشق اول می کند دیوانه ات
تا ز ما و من کند بیگانه ات
عشق چون در سینه ات مأوا کند
عقل را سرگشته و رسوا کند
میشوی فارغ ز هر بود و نبود
نیستی در بند اظهار وجود
زنده دلها میشوند از عشق، مست
مرده دل کی عشق را آرد به دست
عشق را با نیستی سودا بود
تا تو هستی، عشق کی پیدا بود
«مولانا»️
5.0
شعر فلسفی مولانا
بَرایِ آرِزوهایِ مَحالِ خویش میگِریَم...!
اَگَر اَشکی نَمانَد دَر خیالِ خویش می گِریَم!
شَبِ دِل کَندَنَت می پُرسَم آیا باز می گَردی؟
جَوابَت هرچِه باشَد؛ بر سوال خویش می گِریَم!️
4.8
عاشقانه شعر نامردی عشق یک طرفه دلتنگی
هی گنه کرديم و گفتيم خدا مي بخشد
عذر آورديم و گفتيم خدا مي بخشد
آخر اين بخشش و اين عفو و کرامت تا کي
او رحيم است ولي ننگ و خيانت تا کی
بخششي هست ولي قهر و عذابي هم هست
ای مردم به خدا روز حسابي هم هست️
5.0
غمگین شعر دلتنگی زندگی خدا
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
بر سینه می فشارمت اما ندارمت
ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت اما ندارمت
در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت اما ندارمت
می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت اما ندارمت
می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت اما ندارمت💔💔🙁️
5.0
غمگین شعر خسته عشق یک طرفه ادبی
شب جمعه است و دلم کرببلا می خواهد
کربلا هم که دلِ غرقِ صفا می خواهد
چه کنم من که ندارم به جز این قلبِ سیه
دلِ من از تو حسین قدری دوا می خواهد
روضه ی آب و عطش گر چه ملول است و ولی
دلِ بشکسته و صد شور و نوا می خواهد
شب جمعه شد و مادر به حرم آمده است
وا که این صحنه عجب حال و هوا می خواهد
آخر این غرقِ گنه را چه به این حال و هوا
دلِ من جرعه ای از آبِ شفا می خواهد
کی شود قسمت من هم بشود کرببلا
دلم عطر حرم شاه ولا می خواهد️
4.9
شعر مناسبتی امام حسین
° شده دردی به دلت ریشه کند آب شَوی؟ •
° همه شب با غم دلتنگی خود خواب شوی؟ •
° شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند؟ •
° گره در روح و روانت، به جهانت بزند •
° شده دلتنگ شَوی غم به جهانت بزنند؟ •
° گرهات کور شَود غم به روانت برسد؟ •
° شده دلتنگ شَوی چاره نیابی جز اشک؟ •
° من به این چارهی بیچاره دچارم هرشب •️
4.9
عاشقانه شعر همسر خسته دلتنگی
جای معلم ادبیاتامون خالیه!
که کلی تفسیر بیارن برامون که معشوق اینجا یعنی عشق فرازمینی!
بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را
به من آورید آخر صنم گریزپا را
وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم
همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را
به ترانههای شیرین به بهانههای رنگین
بکشید سوی خانه مهِ خوبِ خوشلقا را
چو جمال او بتابد چه بود جمال خوبان
که رخ چو آفتابش بکشد چراغها را️
3.0
شعر فلسفی ادبیات فارسی دلتنگی برای معلم معشوق فرازمینی تفسیر اشعار حافظ در سنت تفسیر عرفانی، هر بیت حافظ را میتوان در سه ...
دلتنگی برای معلم ادبیات و تفسیر عشق فرازمینی حافظ:
در سنت تفسیر عرفانی، هر بیت حافظ را میتوان در سه سطح خواند: عشق زمینی، عشق عرفانی، و حتی سیاسی. جالب اینجاست که خود حافظ در اشعارش به این چندلایگی اشاره دارد. به نظر شما کدام تفسیر به روح حافظ نزدیکتر است؟
راهکار:
پیشنهاد میکنم در تاو یک چالش تفسیر شعر راه بندازید و از بقیه بخواهید نظرشان را دربارهٔ معشوقهای فرازمینی و زمینی در حافظ بگویند.
شایدنور... وشایدروشنایی زاده شد...!
ازرویایی خاموش شده...! ازمرز بی پایان سیاهی...!!!!
شایددرپس این کوچه های سرخ رنگ... !
درمیان تمنا برای زنده ماندن...!!
بازهم نورامیدازروزنه ای درقلب تاریکی طلوع کرد...!
رهامیشویم از اشک هایی که ریختیم...!!!!
درحالیکه محکوم شدیم به صبر!...
درزندان پست وانفرادی زندگی...!!!!!
به امیدرهایی(:️
3.7
شعر فلسفی امید تابآوری فلسفه وجودی شعر معاصر این سروده، مفهوم امید را نه به عنوان رهایی از تاری...
طلوع امید: نوری در قلب تاریکی و تنهایی:
این سروده، مفهوم امید را نه به عنوان رهایی از تاریکی، بلکه به عنوان نقطهای جوشیده از دل بیکرانترین سیاهیها مطرح میکند. این تصویر به تفکراتی در فلسفه اگزیستانسیالیسم نزدیک است که انسان در مواجهه با تنهایی و پوچی، معنا و نور را در همین مسیر پرچالش کشف میکند و نه خارج از آن.
راهکار:
حتی در تاریکترین لحظات، به یاد داشته باشید که نور امید اغلب از درون خود ما و از دل مقاومت ما در برابر سختیها سرچشمه میگیرد. تمرین خودآگاهی و بازنگری در تجربیات سخت، میتواند روزنههای جدیدی به روی شما بگشاید.