من ازآن ابتدای آشنایی💕شدم جادوی موج چشمهایت💕تورفتی وگذشتی مثل باران💕ومن دستی تکان دادم برایت💕اگرمی ماندی من تنهانبودم💕عروس آرزوخوشبخت می شد💕 وفکرش رابکن چه لذتی داشت💕شگفتن موی باغ شانهایت💕وحالاباصداقت می نویسم💕همین هایی که من دارم فدایت💕نه رازش می توانم باکسی گفت💕نه کس رامی توانم دید باوی........❤️
4.8
عاشقانه شعر دوستت دارم حقیقت دلتنگی ترسم این است نیایی نفسم تنگ شود
نقش رویایی تو هی کمو کم رنگ شود
ثانیه گم شود عقربه ها گیچ شوند
دل خوش باورم آواره و دلتنگ شود
چه تقدیره بدیست؛
من اینجا بی تو بسوزم
ولی تو آنجا با او بسازی....¿!️
نقش رویایی تو هی کمو کم رنگ شود
ثانیه گم شود عقربه ها گیچ شوند
دل خوش باورم آواره و دلتنگ شود
چه تقدیره بدیست؛
من اینجا بی تو بسوزم
ولی تو آنجا با او بسازی....¿!️
5.0
غمگین شعر دلتنگی «اسیربوسهایهستم
کهاز رویتطلبدارم؛تمامبوسههایمرانبوسیدهبهلبدارم
طبیبیناخوش احوالم،حبیبمگشتهبیمارم
بهشوقعافیتعمریدراینوادیمطبدارم.»
️
کهاز رویتطلبدارم؛تمامبوسههایمرانبوسیدهبهلبدارم
طبیبیناخوش احوالم،حبیبمگشتهبیمارم
بهشوقعافیتعمریدراینوادیمطبدارم.»
️
4.8
عاشقانه شعر دوستت دارم متفرقه یادت میفتـم هنـوزم دلـم میگیـره
ولـی خـب گذشتـم ازش دیگـه نمیتونـه
باکاراش فقط داشتـم میشـدم دیوونـه
الانـم نـرمال نیستـم اینـو خـدا میدونـه
پویاشمس
️
ولـی خـب گذشتـم ازش دیگـه نمیتونـه
باکاراش فقط داشتـم میشـدم دیوونـه
الانـم نـرمال نیستـم اینـو خـدا میدونـه
پویاشمس
️
4.8
Music:Oon nemitoone
Singer:Pooyashams
Singer:Pooyashams
مشابه ها
نمیدانم چه رسمی است
که نامش عاشقی است
درونش آوارگی است
و برونش دلدادگی است
همان رسمی که ز نام و ریشه محروم
از مرهم اسرار و دل است و خموش
عاشق و منطق نشناسد
دنبال یار است و زلف پریشانی یار
فاطمه آذربرا️
که نامش عاشقی است
درونش آوارگی است
و برونش دلدادگی است
همان رسمی که ز نام و ریشه محروم
از مرهم اسرار و دل است و خموش
عاشق و منطق نشناسد
دنبال یار است و زلف پریشانی یار
فاطمه آذربرا️
5.0
عاشقانه شعر ادبی من درباره تو به آن ها نگفته ام
اما تو را دیده اند که در چشمانم شنا میکنی
من درباره تو به آن ها نگفته ام
اما تو را در کلماتم دیده اند
عطر عشق نمی تواند پنهان بماند..
♡:) ️
اما تو را دیده اند که در چشمانم شنا میکنی
من درباره تو به آن ها نگفته ام
اما تو را در کلماتم دیده اند
عطر عشق نمی تواند پنهان بماند..
♡:) ️
5.0
عاشقانه شعر دوستت دارم اگر میپُرسی ازحالم، دقیقاً مثل بیروتم ..لبـم آواز میخـوانـد، خـودم انبــار بـاروتـم..💔💛
️
️
3.7
غمگین شعر تنهایی خودآگاهی استعاره احساسات شعر فارسی این بیت، یادآور اشعار سیمین بهبهانی است. استفاده ا...
ز بهر خیالت نخواهم چیز دیگر
خیالت را ندهم به چیز دیگر ..!
دنیا ز دیدم هیچ و پوچ است
چو خیالت هست دگر چه خواهم؟
اندوه مینشیند بر دل من
چو جز خیالت ندارم چیز دیگر..!
️
خیالت را ندهم به چیز دیگر ..!
دنیا ز دیدم هیچ و پوچ است
چو خیالت هست دگر چه خواهم؟
اندوه مینشیند بر دل من
چو جز خیالت ندارم چیز دیگر..!
️
5.0
غمگین شعر دلتنگی نامردی خودکشی وَصفجملهخوبیهایَت
هَردَمبرزبانجاریست
یادیازماکُن!
فَریاددلمبِشنووبِنِگَر،آینهدوستیرا،
ذَرهذَرهآبمکن!
خوابمشیریناستباتو!
جانِبیجانِمن،بهفدایِتو؛
شاعر:خودم :)️
هَردَمبرزبانجاریست
یادیازماکُن!
فَریاددلمبِشنووبِنِگَر،آینهدوستیرا،
ذَرهذَرهآبمکن!
خوابمشیریناستباتو!
جانِبیجانِمن،بهفدایِتو؛
شاعر:خودم :)️
4.8
عاشقانه شعر دوستت دارم حقیقت سکوت - به شکل های غریبی دلتنگم . .
گاهی شبیه گندم زاری که ؛
خواب داس ها را میبیند . .
گاهی چنان کوچه ای که ؛
انتهایش به دریا نمیرسد . .
و گاهی همانند کلماتی که ؛
شعر نمیشوند . .:)!🖤'🕊️'
️
گاهی شبیه گندم زاری که ؛
خواب داس ها را میبیند . .
گاهی چنان کوچه ای که ؛
انتهایش به دریا نمیرسد . .
و گاهی همانند کلماتی که ؛
شعر نمیشوند . .:)!🖤'🕊️'
️
4.9
غمگین شعر حقیقت خسته در دل تاریکی شب خسوف دیگری در راه بود
پشت هر تلاش بی نتیجه ای دل داده ای پنهان بود
زیر این آسمان پنهان ۱ در ۸۰ گره ای پنهان بود
یکی گره زنو یکی دیگر گره گشایی پنهان بود🚶♂️🚬🍷️
پشت هر تلاش بی نتیجه ای دل داده ای پنهان بود
زیر این آسمان پنهان ۱ در ۸۰ گره ای پنهان بود
یکی گره زنو یکی دیگر گره گشایی پنهان بود🚶♂️🚬🍷️
5.0
غمگین شعر ادبی زندگی و تو زیبا بودی!
نه اشتباه میکنم
شاید آن رویایت بود.
شاید هم عینک زیبابینم را دوباره گذاشته بودم.
هرچه بود زیبا بود
ولی چرا دیگر نیست؟
جوهر رویا تموم شده یا عینک من گم شده است؟️
نه اشتباه میکنم
شاید آن رویایت بود.
شاید هم عینک زیبابینم را دوباره گذاشته بودم.
هرچه بود زیبا بود
ولی چرا دیگر نیست؟
جوهر رویا تموم شده یا عینک من گم شده است؟️
3.1
فلسفی شعر زیباییشناسی رویا ادراک ناپایداری این شعر کوتاه، یادآور مفهوم ناپایداری زیبایی و ادر...
خَـــــم ابروی تو سر مشق کدام استاد است
که خــــرابات دلم در پِی او آباد است
خَـــــم ابروی تورا دیدم و رفتم به سجـــود
صید را زنده گرفتن هنر صیاد است ...
4.6
عاشقانه شعر بهترین ها دوستت دارم
برای خیالهای اسیر در ابهام
برای پروانههای سوخته در ایهام
برای رویاهای خفته در خواب
برای فریادهای زیر آب
برای نفسهای گرفتار در قفس
برای تلاش های بیهوده و عبث
برای جوابهای پوچ
برای مجبورانِ کوچ
برای گمشدگانِ دشت
برای رفتگان بیبرگشت
برای غم نهفتهٔ باران
برای صدای گرفته و نالان
برای این درختان بیثمر
برای این کبکان بیخبر
برای مسافران بیمقصد
برای مهاج️
برای خیالهای اسیر در ابهام
برای پروانههای سوخته در ایهام
برای رویاهای خفته در خواب
برای فریادهای زیر آب
برای نفسهای گرفتار در قفس
برای تلاش های بیهوده و عبث
برای جوابهای پوچ
برای مجبورانِ کوچ
برای گمشدگانِ دشت
برای رفتگان بیبرگشت
برای غم نهفتهٔ باران
برای صدای گرفته و نالان
برای این درختان بیثمر
برای این کبکان بیخبر
برای مسافران بیمقصد
برای مهاج️
4.9
غمگین شعر ادبی سکوت گر فلک میزند ذوقت را تقصیر من چه است،
گفتم معرفتم را کم نشمار کم شمردی تقصیر من چه است،
گر پاییز تمام نشود بهار سر نرسد تقصیر من چه است،
حال دلت خوب نباشد سازش باب دلت نباشد تقصیر من چه است،
گر با خود خلوت کنی در خود بپیچی هی تقصیر من چه است،
سرنوشت ز سر ننویسد باتو یار نباشد همراه نباشد تقصیر من چه است،
در تقدیر من آمده است غمی دیرین تو چه میگویی تقصیر من چه است!
|ارغوان|️
گفتم معرفتم را کم نشمار کم شمردی تقصیر من چه است،
گر پاییز تمام نشود بهار سر نرسد تقصیر من چه است،
حال دلت خوب نباشد سازش باب دلت نباشد تقصیر من چه است،
گر با خود خلوت کنی در خود بپیچی هی تقصیر من چه است،
سرنوشت ز سر ننویسد باتو یار نباشد همراه نباشد تقصیر من چه است،
در تقدیر من آمده است غمی دیرین تو چه میگویی تقصیر من چه است!
|ارغوان|️
4.8
شعر ادبی می روی اما نگاه سرسری دیگر نکن
پیش چشمم از رقیبم دلبری دیگر نکن
مهره ی ماری که داری کار خود را می کند
با نگاهت، خنده ات، افسونگری دیگر نکن
آن قدرها که گمانت بود مؤمن نیستم
موی خود را پای بند روسری دیگر نکن
با برادر گفتنت آتش به جانم می زنی
جان من لطفا برایم خواهری دیگر نکن
هر کسی آمد به من زخمی زده حتی تو هم
زخم هایم را به من یادآوری دیگر نکن
زلزله با بم نکرد آن چه تو با من کرده ای
آنچه با من کرده ای با دیگری دیگرنکن️
پیش چشمم از رقیبم دلبری دیگر نکن
مهره ی ماری که داری کار خود را می کند
با نگاهت، خنده ات، افسونگری دیگر نکن
آن قدرها که گمانت بود مؤمن نیستم
موی خود را پای بند روسری دیگر نکن
با برادر گفتنت آتش به جانم می زنی
جان من لطفا برایم خواهری دیگر نکن
هر کسی آمد به من زخمی زده حتی تو هم
زخم هایم را به من یادآوری دیگر نکن
زلزله با بم نکرد آن چه تو با من کرده ای
آنچه با من کرده ای با دیگری دیگرنکن️
4.8
غمگین شعر بهترین ها خاطره چنان جایی هستم که نه میتونم بمونم و نه میتونم برم
بین مصرف شدن و تلاش کردن، دقیقا بین سیاه و سفید...
در شرف از دست دادن و در مرز یک زندگی جدیدم...
اگر بمونم درد میکشم و اگر برم زندگیم نابود خواهد شد.
❤️مولانا❤️️
بین مصرف شدن و تلاش کردن، دقیقا بین سیاه و سفید...
در شرف از دست دادن و در مرز یک زندگی جدیدم...
اگر بمونم درد میکشم و اگر برم زندگیم نابود خواهد شد.
❤️مولانا❤️️
5.0
شعر تنهایی مولانا نوش
ناز کن بر ما صنم تا عیش را شیرین کنی
هیچ مرو ازپیش ما تا خُلق راغمگین کنی
رنگ آن رویت چون گل و زیبای مثل ماه
ضرب دست تو طلا چهره بر یاررنگین کنی..
عارف..🌷💚🌷️
ناز کن بر ما صنم تا عیش را شیرین کنی
هیچ مرو ازپیش ما تا خُلق راغمگین کنی
رنگ آن رویت چون گل و زیبای مثل ماه
ضرب دست تو طلا چهره بر یاررنگین کنی..
عارف..🌷💚🌷️
3.7
عاشقانه شعر عشق زیبایی دلبری شعر عاشقانه شاعر در این غزل، هنر ناز و کرشمه معشوق را ستوده و ...
درگذر از روزگار بی کسی
دلی داشتم دادمش دست کسی
بی هراس از غصه و دلواپسی
سرگذاشتم در پی هم نفسی
...
اون کسی که زندگیمو پای بودنش گذاشتم
همه عاشقانه هامو برای چشاش نوشتم
اونی که قبله عشق و با نگاهم آشناکرد
من و با یک دل عاشق پس چرا تنها رها کرد ️
دلی داشتم دادمش دست کسی
بی هراس از غصه و دلواپسی
سرگذاشتم در پی هم نفسی
...
اون کسی که زندگیمو پای بودنش گذاشتم
همه عاشقانه هامو برای چشاش نوشتم
اونی که قبله عشق و با نگاهم آشناکرد
من و با یک دل عاشق پس چرا تنها رها کرد ️
5.0
غمگین شعر خسته گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
کلِ این دهکده فهمید که عاشق شده ام
خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید
در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول!
گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید…
نان عاشق شدنم را پسر خان می خورد
لقمه ای هم به منِ بچه ی دهقان نرسید️
راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
کلِ این دهکده فهمید که عاشق شده ام
خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید
در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول!
گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید…
نان عاشق شدنم را پسر خان می خورد
لقمه ای هم به منِ بچه ی دهقان نرسید️
3.4
عاشقانه شعر عشق نرسیده تقدیر صبوری قصه ناتمام این شعر با ظرافت، حسرتِ عشقی را بیان میکند که حتی...
با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم
به خیابان شلوغی که نباید رفتیم
میشنیدیم صدای قدمش را اما
پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم
زندگی سرخیِ سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانیست
دربهدر در پی گم کردن مقصد رفتیم
مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم
دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم.
-فاضل نظری.️
به خیابان شلوغی که نباید رفتیم
میشنیدیم صدای قدمش را اما
پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم
زندگی سرخیِ سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانیست
دربهدر در پی گم کردن مقصد رفتیم
مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم
دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم.
-فاضل نظری.️
3.2
شعر فلسفی سرگردانی مرگ زندگی فاضل نظری فاضل نظری در این شعر، با زبانی شیوا و تصاویری دلنش...
ایده بیو تک خطی عاشقانه:
_زندگی ترکم کرده بود ، زندگی آوردی:)
_واژه ها شعر میشوند ، وقتی ط لبخند میزنی♡
_ھر خمِ زلف ط صد حلقهی دامست مرا ࣫
_عاشق موی ط و شیفتهٔ روی توام♡
_خوش است گنج خیالت در این خرابه ما…
_گنج عِشق خود نمآدی در دل ویرآن ما:)
_صنما چگونه گویم که ط نور جان مایی ..️
_زندگی ترکم کرده بود ، زندگی آوردی:)
_واژه ها شعر میشوند ، وقتی ط لبخند میزنی♡
_ھر خمِ زلف ط صد حلقهی دامست مرا ࣫
_عاشق موی ط و شیفتهٔ روی توام♡
_خوش است گنج خیالت در این خرابه ما…
_گنج عِشق خود نمآدی در دل ویرآن ما:)
_صنما چگونه گویم که ط نور جان مایی ..️
4.9
عاشقانه شعر دوستت دارم ادبی حقیقت بشود زنگ زنی،حال دگرگون نشود؟
بشود لفظ بیایی،دلم آگون نشود؟
نکند یاد کنی،دل به بلندا ببری…
بشود نظر کنی،تنم افسون نشود؟
چه کنم؟رام شوی،دل بدهی،کج بروی
بشود نفرت و کینه،ز دلت برون شود؟
برهی،گریه کنم،حال دلم خوب شود؟
بشود جان بدهم،قلب تو بیدار شود؟
شاید که دلم،لایق قلب تو نبود
بشود در خواب منم،قلب تو هم رام شود؟️
بشود لفظ بیایی،دلم آگون نشود؟
نکند یاد کنی،دل به بلندا ببری…
بشود نظر کنی،تنم افسون نشود؟
چه کنم؟رام شوی،دل بدهی،کج بروی
بشود نفرت و کینه،ز دلت برون شود؟
برهی،گریه کنم،حال دلم خوب شود؟
بشود جان بدهم،قلب تو بیدار شود؟
شاید که دلم،لایق قلب تو نبود
بشود در خواب منم،قلب تو هم رام شود؟️
3.2
عاشقانه شعر ادبی گیرمغمروزگارسَنگینباشد
گیرمدِلبیقَرارغَمگینباشد
بایدبِکَنیمبیستونیدرخویش
تاآخرشاهنامهشیرینباشَد...!💙
᯽⊱┈──╌❊╌──┈⊰᯽
️
گیرمدِلبیقَرارغَمگینباشد
بایدبِکَنیمبیستونیدرخویش
تاآخرشاهنامهشیرینباشَد...!💙
᯽⊱┈──╌❊╌──┈⊰᯽
️
5.0
موفقیت شعر ادبی چشم
در پیچ تاب زلفت درآن میان نشستی
در آن خیال جانم در جای جان نشستی
گفتی مرا چوجانت درجسم و جان ببینی
یعنی تو نوره چشمی درجای آن نشستی..
عارف💙✨🌹️
در پیچ تاب زلفت درآن میان نشستی
در آن خیال جانم در جای جان نشستی
گفتی مرا چوجانت درجسم و جان ببینی
یعنی تو نوره چشمی درجای آن نشستی..
عارف💙✨🌹️
5.0
عاشقانه شعر آرامش دوستت دارم آدم تنها در بهشت هم باشد، به او خوش نمىگذرد، ولى کسى که به کتاب یا تحقیق علاقهمند است، هنگامى که به مطالعه یا تفکر مشغول است، جهنم نیز براى او بهترین بهشتهاست.
موریس مترلینگ، شاعر و فیلسوف بلژیکی
***️
موریس مترلینگ، شاعر و فیلسوف بلژیکی
***️
5.0
شاخ شعر ملکه سکوت شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که دربند توام آزادم️
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که دربند توام آزادم️
5.0
شعر متفرقه فروغ فرخزاد میگه: رفته است ومهرش از دلم نمی رود‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘ ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟ ای ستاره ها، ستاره ها ، ستاره ها‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘پس دریایی عاشقان جاودان کجاست؟ ️
4.9
غمگین شعر نامردی