ارغوان تنها: اندوه خونآلود در شعر هوشنگ ابتهاج:
درخت ارغوان در باورهای کهن ایرانی نماد عشق سوگوار و خونِ دل است، اما جالب اینکه گیاهان واقعاً هم «گریه» میکنند؛ پدیدهای به نام گوتاسیون که در آن شیره آوندی تحت فشار ریشه به صورت قطره از برگها تراوش میکند، دقیقاً شبیه اشک. در روانشناسی نیز نسبت دادن اندوه به اشیاء بیجان «پاتتیک فالاسی» نام دارد، شگردی که شاعران بزرگ برای همدلی کیهانی به کار میگیرند. آیا ارغوان برای تنهایی خودش گریه میکرد یا آینهای برای اندوه شاعر بود؟
راهکار:
ارغوان در این شعر نه تنها یک درخت، که «خودِ دیگر» شاعر است؛ در روانتحلیلگری یونگ، این فرافکنی «آنیمای» شاعر روی طبیعت است: بخش زنانه و احساسی روان که در تنهایی رها شده و خون میگرید. دفعه بعد که باغ ارغوانی دیدی، به این فکر کن که شاید درخت در حال بازتاب اندوه توست، نه فقط گلهایش.