ولی بی سوز :
تورک قیزی 🐺 بیر آیری بیر شی دی(/)(\)
(»ـ«)
\( ۰)/
\. /
قوشاچای قیزیام♥️🚜🐺️
3.1
رفاقتی شعر فرهنگ ترکی هویت منطقهای قوشاچای تورک این شعر کوتاه، نه تنها یک معرفی شخصی است، بلکه باز...
تورک قیزی: هویت و ریشههای قوشاچای:
این شعر کوتاه، نه تنها یک معرفی شخصی است، بلکه بازتابی از هویت منطقهای و فرهنگی قوشاچای و ریشههای تورکی آن است. استفاده از نمادهای بصری مانند گرگ (🐺) و تراکتور (🚜) نشاندهنده پیوند عمیق با زندگی و فرهنگ محلی است.
راهکار:
برای حفظ و ترویج فرهنگ و هویت منطقهای خود، در تاوکوین محتوای مرتبط با ریشهها و سنتهایتان را به اشتراک بگذارید. این کار به تقویت حس تعلق و ارتباط با دیگران کمک میکند.
چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی
منم و خیال یاری غم و نوحه و فغانی
چو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازم
در مسجدم بسوزد چو بدو رسد اذانی...🕊🌓💔!
#مولانا..! ️
5.0
غمگین تنهایی شعر عشق یک طرفه زندگی
ــ ݥۊڷإݩإ ــ ڿ ݫيٻأ ــ ڲڧٹ : ــ
ــ إݩ #ݜٻ ــ ݤِ #ڊڷے ٻۏڐ ــ . . .
ــ ٻ #ݦےݗإݩھ ـ ـ #ݩۺݭٺݥ ـ ـ
ــ إݩ #ٺۊٻہ ڝڊ ښإڷہ ـ ـ ٻ ݥي #ݜݣݭݓݦ ـ ـ
ــ ٵݫ #ٵݓۺ #ڐۏݫݗ ݩځڔإښݥ ـ ـ ݤ إڽ ݜٻ ـ ـ
ــ ݥإ ٺۊٻہ ـ ـ #ݜڭڛٹيݥ ۋڸي ڋڸ #ݩۺݣݭݓݦ ـ ـ️
5.0
غمگین شعر نامردی مولانا
دلم گرفته از همه
این همه غصه بسمه
میخوام برم یه جای دور
من باشم و آتیش و دود
سوختم به پای عشقت
پیدا نشد مثلت
گم شدم بین خاطره هام
پیدا نشد یه خنده رو لبام
اسمت شده ورد زبونم
هرجا ک میرم از تو میخونم
چشمای خستم تا صبح بیداره
زندگی بی تو معنا نداره
𝑚𝑜ℎ𝑖シ︎️
4.8
غمگین شعر خسته عشق یک طرفه
جای جای شهر من از خاطراتـــت پر شده
راه رفتن بعد تو از هر مسیری مشکل است
--------🥀🎼🥀---------
𝒮𝑜𝓇𝒶𝓎𝓎𝒶_ 𝓀𝒶𝓇𝒾𝓂𝒾
--------🥀🎼🥀---------️
4.8
غمگین تیکه دار شعر بهترین ها حقیقت بی تفاوت سکوت
کار ما نیست غزل بافتن از نامِ حسن
کامِ ما مستِ عسل یافتن از جامِ حسن
حسنی نیست لبی کز لب لعلَش نَمکَد
صد و ده بار نمک گیر شده کامِ حسن
حسن بن علی از بس بغلِ مادر بود
مادری شد همۀ عمر و سرانجامِ حسن
#من_امام_حسنےام 💚
#دوشنبه_های_امام_حسنی❤️
ـ ـ ـ ـ ــــــــ•❁•ـــــــ ـ ـ ـ ـ
طلبه بسیجی:)
️
4.5
مذهبی شعر بهترین ها خدا حقیقت
در معراج از هیچ آسمانی گذر نکردم
مگر اهلش را مشتاق دیدار
علی بنابیطالب ﷻ دیدم!
و در بهشت هیچ پیغمبری نبود
مگر اشتیاق دیدار
علی بی ابیطالب ﷻ را داشت..!
حضرتمحمّد(ص)
-الریاضالنضرة،ج٣،ص١٢٠
#حدیث️
4.9
شعر مذهبی مولانا پدر امام حسین
من زلیخایت شدم یوسف تویی
پیر کنعانم به چشمانم سویی
ای عزیز جان من پیشم بمان
من چو بنیامین بدان پیشت نشان
بین بدونت خشکسالم ای بتم
کن دگر تدبیر تا بر تو رسم
خواه از حق چارهای بهرم کند
تا که از چاه فراق ردَّم کند
ای که دانی این مثال است بهر تو
یوسفان را کِی رسند بر خال تو
یوسف ار بیند کمی از نور تو
ول کند مصر و شود قربان تو
سیّد عرشی چشیده نور تو
ول دگر کرده ابد چون غیر تو
سیدعرشی️
3.3
عاشقانه شعر عشق الهی یوسف و زلیخا عرفان اشتیاق این شعر، با استعارهی داستان یوسف و زلیخا، به شکلی...
یوسف و زلیخا: حدیث عشق الهی از سید عرشی:
این شعر، با استعارهی داستان یوسف و زلیخا، به شکلی ژرف، اشتیاق عاشق را به معشوق ازلی به تصویر میکشد. «پیر کنعان» بودن شاعر، نشان از بلوغ روحی و انتظار طولانی دارد و «خشکسالی» بدون معشوق، عمق نیاز و وابستگی او را بیان میکند. این واگویهی دل، اوج توسل به درگاه حق برای رهایی از فراق است.
راهکار:
در عشق، خود را گم کن و در معشوق بیاب. این اشتیاق، پلی است به سوی وصال ابدی.
مي گن اسبت رفيق روز جنگه
مو مي گويم از او بهتر تفنگه
سوار بي تفنگ قدرت نداره
سوار وقتی تفنگ داره سواره
تفنگ دسته نقره م رو فروختم
براي وی قباي ترمه دوختم
فرستادم برايش پس فرستاد
تفنگ دسته نقره م داد و بيداد️
3.3
شعر جدایی رفاقت عهد وفاداری تفنگ در این شعر، شاعر به زیبایی نشان میدهد که چگونه وف...
شعر تفنگ: رفاقت و وفاداری در جنگ:
در این شعر، شاعر به زیبایی نشان میدهد که چگونه وفاداری و ارزش یک رفیق یا ابزار در زمان سختی مشخص میشود. تفنگ، نمادی از اتکا و قدرت است، اما در نهایت، انتخاب و تصمیم فرد است که اهمیت دارد.
راهکار:
به یاد داشته باشید که ارزش واقعی هر چیز، در شرایط سخت مشخص میشود. در انتخاب همراهان و ابزارها، به کارایی و وفاداری آنها در زمان نیاز توجه کنید.
علّت عاشق ز علتها جداست
عشقْ اصطرلاب اسرارِ خداست
گرچه تفسیرِ زبان روشنگرست
لیک عشقِ بیزبان روشنترست
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
🌬️⚠️. ️
3.2
عاشقانه شعر حقیقت مولانا زندگی
بانوی من:
تو جوهره همه شعرها هستی.
و گل سرخ همه آزادی ها.
همین که اسمت رو بنویسم کافیه
تا اینکه سلطان شعر شد..
و فرعون کلام...
کافی است زنی مثل تو مرا دوست داشته باشد.
تا اینکه وارد کتاب های تاریخ شد.
برای من بنرها بلند شد...️
4.9
Leydim: Sen tüm şiirlerin özüsün... ve tüm özgürlüklerin çiçeğisin. Adını hecelemek bana yeter... şiirin kralı ve kelimelerin firavunu oluncaya kadar... senin gibi bir kadının bana tapması yeter... ki tarihe gireyim kitaplar... ve benim için pankartlar kaldırılıyor...
عاشقانه شعر دوستت دارم
تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست ، پشت هرکه قایم گشتم تیر بر کتفم نشست ، دوستی با هر که کردم آخرت زهرش بر تنم نشست ، همنشینی بر حالم در بدترین حالت فرو نشست ، عاشقی با هر عاشقی کردم پایانش قلبم شکست 🌱:"). [ شیوام ] . . .️
4.5
غمگین شعر رفاقتی نامردی لاشی
بسی رنج بردم،در این سال سی✨️
عجم زنده کردم به این پارسی✨️
پی افکندم از نظم کاخی بلند✨️
که از باد و باران نیابد گزند✨️
بناهای آباد گردد خراب✨️
ز باران و از تابش آفتاب ✨️️
4.9
شعر ادبی
۬ ިࡅ߳ࡐ ܢ̣ܭَܥ̇ܢܚ݅ࡅ߳ܩܢ ࡐ ܢ̣ܭَܥ̇ߊܢܚ݅ࡅ߳ܩࡅ߳ߺߺܙ ܢ̣ߊ ܥࡅ࡙ܭَܝߊࡍ߭ ...🥀
ࡅ߳ࡐ ܢ̣ܩߊࡍ߭ ܢ̣ߊ ܥࡅ࡙ܭَܝߊࡍ߭ ࡐߊܨ ܢ̣ܘ حߊܠܙ ܥࡅ࡙ܭَܝߊࡍ߭ ...🥀️
5.0
عاشقانه شعر جدایی مولانا
نشان گل
داد از آن دل که از گل نشانی نرسد
خسته آن تن که از آن جانی نرسد
کورشودآن چشم که توراخرم شادندید
هرکه جز توندیدتوصیف به زبانی نرسد..
عارف. 💚✨🌹️
5.0
عاشقانه شعر دوستت دارم
بر چه گریان گشته بودی؟...
آه، ای چشم سیاه!
از تپیدن باز میماند دل خوش باورم،
در گمان اینکه شاید...شاید آن اشک نهان
بود در خلوتسرای سینهات یادآورم!...
_ه.الف.سایه!
️
3.2
غمگین شعر خسته دلتنگی زندگی
با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم
به خیابان شلوغی که نباید رفتیم
میشنیدیم صدای قدمش را اما
پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم
زندگی سرخیِ سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانیست
دربهدر در پی گم کردن مقصد رفتیم
مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم
دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم.
-فاضل نظری.️
3.2
شعر فلسفی سرگردانی مرگ زندگی فاضل نظری فاضل نظری در این شعر، با زبانی شیوا و تصاویری دلنش...
کوچه سرگردانی: شعری از فاضل نظری:
فاضل نظری در این شعر، با زبانی شیوا و تصاویری دلنشین، به مفهوم ناپایداری زندگی و اجتنابناپذیری مرگ اشاره میکند. او سرگردانی را نه صرفاً گم شدن در مکان، بلکه گم شدن در معنا و هدف زندگی میداند. این شعر یادآور این نکته است که زندگی، علیرغم تمام زیباییها، سرشار از تناقض و گذر است.
راهکار:
در مواجهه با سرگردانی و احساس پوچی، به جای تلاش برای یافتن مقصدی بیرونی، به درون خود رجوع کنید و ارزشهای شخصیتان را بازتعریف کنید. این کار به شما کمک میکند تا معنای زندگی را در خود بیابید.
تو این سکوت بی کسی صدای دلدار و ببین
تو این شبا تو رویاها چهره عاشق رو ببین
وقتی دلت تنگه براش بغض چشاتو میگیره
تو لحظه های عاشقی نم نم بارون رو ببین
️
4.3
شعر غمگین عشق یک طرفه دلتنگی
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپاپی برو کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر
از یاد رفته️
4.9
غمگین شعر خسته دلتنگی
╰⊱♥⊱╮ღ꧁ اے امیـב روزگارم♛
اے اونے همـہ کارم با توکل بر او✿
تو را בعا میکنم♬
کـہ مرا بیامرزیஜ
تو را سپاس میگویم✧
کـہ مرا مورـב مهربانیات گذاشتی✯
تو بهترین בوست منی♡
اے خـבاے من❀ ꧂⊱♥≺╰⊱⊱╮ღ
️
5.0
╰⊱⊱╮ღ꧁ Ey Emir ב Günüm, bütün işlerimi sana güvenerek yapacağım, sana geleceğim, lütfun için teşekkürler; lütfun var.
شعر مذهبی خدا آرامش
ای دلبر قصه ما
پس بگو بغضی نیست در گلوی ما
تو چ دانی از حال آشفته ما
مگر آگاهی از درون ما
نباشد خیالی جز خیال عشق ناقص ما
نزارم بیگانه ایی وارد شود در دل اسیر ما
زیرا که هر زیبا رویی نشود لیلی اصیل ما
پس مینویسم حرف دل را
بغضی ک نگنجید در گلوی ما
شد اشکی و افتاد در جامه ما
صعب است دل کندن از یار دلدار ما
چه بسا، حیف شدآن عشق نا فرجام ما
گرچه میکنم جانم را فدای لیلی قصه ما
پس گویم یا رب بشو نگه دار کام همیشگی ما️
4.8
غمگین شعر خاطره
ایران ای سرای امید
بر قامت سپیده دمید
بنگر کزین ره در خون
خورشیدی خجسته رسید
اگر چه دل ها پر خون است
شکوه شادی افزون است
سپیدی ما گلگون است
که دست دشمن در خون است️
3.5
شعر تاریخی ایران امید شعر فارسی خون و شورش این شعر از ابوالقاسم لاهوتی، فراتر از یک توصیف ساد...
ایران، سرای امید: شعری از دل تاریخ:
این شعر از ابوالقاسم لاهوتی، فراتر از یک توصیف ساده از ایران، بازتابی از روحیه مقاومت و امید در برابر ستم است. استفاده از تصویر خون، نه به معنای ناامیدی، بلکه نمادی از فداکاری و تولد دوباره است. این مضامین در طول تاریخ ایران بارها تکرار شدهاند.
راهکار:
برای درک عمیقتر شعر فارسی، به بررسی وزن و قافیه آن بپردازید. این کار به شما کمک میکند تا زیبایی و ظرافت کلام را بهتر درک کنید.
تو اولین ارزو،اولین لبخند ،و شیرین ترین امتحان خدایی منی :
☆بهار که از راه رسید
☆عطر تو ، در جان شکفت
☆بر لب خندان تو
☆عشق بهاری شکفت
☆سحر که سر زد ز نو
☆بوسه ی شیرین تو
☆مرهمی بر جان من
☆عطر دل انگیز تو
تو پناه هر شبم
☆خواب و خیال وتبم
☆جان وجهان منی
☆روح و روان منی
️
4.9
شعر تبریک تولد
آن عقربی که بر وطن افتاد حاضر است
آن خائن ستمگر جلاد حاضر است
آن خط و ثبت و دفتر و اسناد حاضر است
کردند بر تو ناخلفان ظلم ها وطن
بیکس وطن، غریب وطن، بینوا وطن! ️
3.6
تاریخی شعر وطن پرستی ظلم ایران خائن این شعر از مشاعر وطنپرستانه و درد ناشی از خیانت و...
عقرب و وطن: شعری در رثای ایران:
این شعر از مشاعر وطنپرستانه و درد ناشی از خیانت و ظلم بر وطن سخن میگوید. استفاده از تصویرسازی قوی مانند 'عقرب' برای اشاره به دشمنان و 'خائن ستمگر' نشاندهنده عمق احساسات شاعر است. این نوع شعر، ریشه در سنت ادبی ایران دارد که همواره به مسائل اجتماعی و سیاسی توجه داشته است.
راهکار:
برای درک عمیقتر این اشعار، به بررسی تاریخ ایران و دورههای ستمگری در آن بپردازید. شناخت تاریخ، به درک بهتر احساسات و مفاهیم موجود در شعر کمک میکند.
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بیبرگی، روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران، سرودش باد
جامهاش شولای عریانیست
ور جز اینش جامهای باید،
بافته بس شعله زر تارِ پودش باد…
مهدی اخوان ثالث️
4.8
شعر عاشقانه دلتنگی
من آشنای کویرم،تو اهلِ بارانی
چه کرده ام که مرا از خودت نمیدانی؟
مرا نگاه!که چشم از تو برنمیدارم
تو را نگاه!که از دیدنم گریزانی
من از غمِ تو غزل میسرایم و آن را
تو عاشقانه به گوشِ رقیب میخوانی...️
4.9
عاشقانه شعر حقیقت عشق یک طرفه دلتنگی
آمـدی حال مرا سخت بگیری بروی
زخم احوال مــرا دست بگیری بروی!
قــول دادی که بیایی به دلم سربزنی
بعد ازآن گر نفسی هست بگیری،بروی؟
آمــدی تکیه زدی بر تن بیچارگی ام
تا کــه بیچارگی ام تخت بگیری،بروی
اخرین خاطرهٔ خـوب مرا چشمانت
داد بـر باد ، که سرمست بگیری،بروی!
با خداحافظی تلخ تو هر حادثه ایی
خنـده زد جان مرا سخت بگیری،بروی
میروی،کاش دراین بی کسیِ تبدارم
جام خوشبختی ما مست بگیری،بروی!
️
3.8
شعر دوستت دارم دلتنگی زندگی
صدایی آشنا می شنوم ..
صدای باران
بغض آسمان ترکید
چه با اقتدار آسمان را می خواند
چه با اقتدار فرستادگانش را می خواند
من هنوز در خوابم
چشمانم را باز می کنم
همه جا پایکوبی و جشن است
همه شادند
باد صورت همه را نوازش می کند
حتی صورت مرا
باران به صورت همه بوسه می زند
حتی به صورت من
باور نکردنی است
آفتاب با من سخن می گوید
با همان کسی که از آفتاب فرار می کرد
لبخندی متین و مهربان
مهربان همچو ساقی
متین همچو سرو ️
4.7
؟ مگر موسیقی باران گوشت را نوازش نکرد
؟ مگر صدای شادی مردم این شهر را نمی شنوی
؟ مگر باد صورتت را نوازش نکرد
از خواب غفلت برخیز
؟ نمیدانم چه زمانی است
.فقط می دانم طلوع نزدیک است
فلسفی شعر بهترین ها درسی