چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم طبیبم گفت : درمانی ندارد درد مهجوری غلط می گفت خود را کشتم و درمان خود کردم🥀️
هوای بهارو دیدی؟ دقیقا رفتنت مث بهار دیوونم کرد یه لحظه آروم و ساکتم یه لحظه دلم میخواد داد بزنم خودمو خالی کنم هرچی دم دستمه بشکنم یه لحظه دلم میخواد فقط گریه کنم یه لحظه میگیرم و نمیبارم انگار دیگه کنترل هیچی دست خودم نیست از خودم بیخودم کردی چش سیا🙃🖤℘🥀️
تو مرا آزردی که خود کوچ کنم از شهرت تو خیالت راحت ، میروم از قلبت . . میشوم دورترین خاطره در شبهایت تو به من میخندی و به خود میگویی باز میآید و میسوزد از این عشق ولی برنمیگردم نه ! میروم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد عشق زیباست و حرمت دارد :)! ️