دیدمت چشم تو جا در چشمهای من گرفت
آتشی یک لحظه آمد در دلم دامن گرفت
آنقدر بی اختیار این اتفاق افتاد که
این گناه تازهی من را خدا گردن گرفت
در دلم چیزی فرو میریزد، آیا عشق نیست
این که در اندام من امروز باریدن گرفت؟
زندهام تا در تنم هرم نفسهای تو هست
مرگ میداند: فقط باید تو را از من گرفت
‹نجمه زارع›️
آتشی یک لحظه آمد در دلم دامن گرفت
آنقدر بی اختیار این اتفاق افتاد که
این گناه تازهی من را خدا گردن گرفت
در دلم چیزی فرو میریزد، آیا عشق نیست
این که در اندام من امروز باریدن گرفت؟
زندهام تا در تنم هرم نفسهای تو هست
مرگ میداند: فقط باید تو را از من گرفت
‹نجمه زارع›️
4.9
غمگین دخترانه یلدا صبح بخیر طبیعت