من، یک دخترِ از هم گسیخته:
در روانشناسی، «خود گسیخته» اغلب با مفهوم «اختلال شخصیت مرزی» مرتبط است، اما در سطحی فلسفیتر، فیلسوفانی مانند دیوید هیوم معتقد بودند «خود» یک واحد ثابت نیست، بلکه دستهای از ادراکات گذراست. شاید این احساس، نه یک نقص، که درکی پیشرفته از سیالیت هویت باشد. آیا این چندپارگی میتواند منبع خلاقیت باشد؟
راهکار:
این حس «از هم گسیختگی» میتواند نشانهای از یک ذهن پیچیده و چندلایه باشد که در حال تجربه و کشف خود است. بسیاری از هنرمندان و نویسندگان بزرگ، خلاقیت خود را از همین احساس چندپارگی سرچشمه گرفتهاند.