هرگز هرگز نکنم نگهی به نگاه کسی که اگر تو به داد دلم نرسی میمیرم... ️
1.0
غمگین شعر دلتنگی خودکشی ادبی گرچه رفته قلم چشم به راهش مانده
گرچه رفته دلم تنگ به پایش مانده
آمدم جانم به جانانم دهم
آمدم دل به دلدارم دهم
رفتی من و ماندم یک خانه و یک حوض آب
ماهی ها مرده اند مانند من در این خواب
نیمه شب از عشق تو دیوانه شدم
من عاشق یک دفعه ویرانه شدم
آمدی جانم بگیری جان فدایت
یک چشم دیدم مردم برایت
فقط مانده دو تا چشم از ان عاشق سرسخت
بریز ای اشک آن هم فدایت️
گرچه رفته دلم تنگ به پایش مانده
آمدم جانم به جانانم دهم
آمدم دل به دلدارم دهم
رفتی من و ماندم یک خانه و یک حوض آب
ماهی ها مرده اند مانند من در این خواب
نیمه شب از عشق تو دیوانه شدم
من عاشق یک دفعه ویرانه شدم
آمدی جانم بگیری جان فدایت
یک چشم دیدم مردم برایت
فقط مانده دو تا چشم از ان عاشق سرسخت
بریز ای اشک آن هم فدایت️
5.0
غمگین شعر دلتنگی زندگی ادبی تورا دیدمت با دیگری در خیابان های شهر، ولی تا ابد این دوران نشود🚫🖤️
-
غمگین شعر حقیقت دلتنگی عشق یک طرفه گفتمش
شیرین ترین آواز چیست ؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند
قطره قطره اشکش از مژگان چکید
لرزه
افتادش به گیسوی بلند
زیر لب غمناک خواند
ناله زنجیرها بر دست من
گفتمش
آنگه که از هم بگسلند
خنده تلخی به لب آورد و گفت
آرزویی دلکش است اما دریغ
بخت شورم ره برین امید بست
و آن طلایی زورق خورشید را
صخره های ساحل مغرب شکست
من بخود لرزیدم
از دردی که تلخ
در دل من با دل او می گریست
گفتمش
بنگر د راین دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی ست️
شیرین ترین آواز چیست ؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند
قطره قطره اشکش از مژگان چکید
لرزه
افتادش به گیسوی بلند
زیر لب غمناک خواند
ناله زنجیرها بر دست من
گفتمش
آنگه که از هم بگسلند
خنده تلخی به لب آورد و گفت
آرزویی دلکش است اما دریغ
بخت شورم ره برین امید بست
و آن طلایی زورق خورشید را
صخره های ساحل مغرب شکست
من بخود لرزیدم
از دردی که تلخ
در دل من با دل او می گریست
گفتمش
بنگر د راین دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی ست️
-
غمگین شعر خسته ادبی متفرقه مشابه ها
عاقبت روزی مزار سرد من
معدن رنجی برایت میشود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت میشود
میگذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم میشود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتیم
یاد من میماند و فردای تو🖤
️
معدن رنجی برایت میشود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت میشود
میگذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم میشود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتیم
یاد من میماند و فردای تو🖤
️
1.4
غمگین شعر حقیقت نه آرامشت را به چشمی وابسته کن
نه گرمای دستت را به دستی دلخوش کن
چشم ها بسته می شوند و دست ها مشت
و تو می مانی و یک دنیا تنهایی..
✍ فروغ فرخزاد
️
نه گرمای دستت را به دستی دلخوش کن
چشم ها بسته می شوند و دست ها مشت
و تو می مانی و یک دنیا تنهایی..
✍ فروغ فرخزاد
️
-
غمگین شعر ادبی کوچک ترین تلاش خستهام میکند! ️
1.4
غمگین شعر متفرقه حقیقت سکوت ⌝ نه تاب جفا ، نه میل لذت داریم ،
عمریست ز نامِ عشق، وحشت داریم!
از غربتِ بی کسی نترسان مارا . .
ما خدمت بیکسی ارادت داریم :)!📬🩶⌞️
عمریست ز نامِ عشق، وحشت داریم!
از غربتِ بی کسی نترسان مارا . .
ما خدمت بیکسی ارادت داریم :)!📬🩶⌞️
1.9
غمگین شعر زندگی دوستت دارم من دیوانه چشمان تو هستم، من در نگاه تو گم شدهام. درست است که از دستانت دورم، اما میتوانم از دور آنها را لمس کنم. من تمام زندگیام را فدای یک تار موی تو میکنم. میخواهم در آغوش تو غرق شوم. هیچکس نمیتواند تو را از من بگیرد.️
-
غمگین شعر خسته دلتنگی عشق یک طرفه - غمگینتر از این شعر شهریار؟
کسی چون من اگر دیدۍ
براۍ ماندنت جان داد،
از او بِستان تو جانش را
ولۍ با او بمان لطفا! ':)❤️🩹»️
کسی چون من اگر دیدۍ
براۍ ماندنت جان داد،
از او بِستان تو جانش را
ولۍ با او بمان لطفا! ':)❤️🩹»️
3.0
غمگین شعر خسته #جـرعهایشعربنوشیم☕️
‹ چه خبر یار؟ شنیدم ك گرفتار شدی...
دل سپردی و برای دگری یار شدی!
بعد دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟
خوب شد زندگیت... یا ك بدهکار شدی؟
تو خودت خواستی از قصه ی من پر بکشی
پس نگو کار خدا بوده و ناچار شدی!❤️🩹›️
‹ چه خبر یار؟ شنیدم ك گرفتار شدی...
دل سپردی و برای دگری یار شدی!
بعد دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟
خوب شد زندگیت... یا ك بدهکار شدی؟
تو خودت خواستی از قصه ی من پر بکشی
پس نگو کار خدا بوده و ناچار شدی!❤️🩹›️
3.7
غمگین شعر حقیقت دروغ بــــزن بــارون بـــــزن به قلب مــن
بــــــزن آروم شـــه قــــلبـ من یکـمـ
بــــه این سیــنه یه لحـــظه دسـتـ بزن
ببین چپش جنگه یه جــــنگـ تن به تن
️
بــــــزن آروم شـــه قــــلبـ من یکـمـ
بــــه این سیــنه یه لحـــظه دسـتـ بزن
ببین چپش جنگه یه جــــنگـ تن به تن
️
2.6
شعر غمگین باران برای آرامش قلب جنگ درون سینه صدای باران برای استرس تپش قلب عصبی آیا میدانستید که صدای باران یک 'نویز صورتی' طبیعی...
•امشب شعله ی شمع زبانه کشید و اشک هایش بر روی میز ریختند. خاموشش کردم؛ مثل خودم که همیشه اما- خاموش بودم.️
3.7
غمگین شعر خاموشی درونی سکوت اجباری اشک های شمع خودسانسوری احساسی شمع نمیسوزد، بخار موم است که میسوزد. شعله، حبابی...
اندوه مرا بچین ک وقت رسیده است💤✨️
3.7
غمگین شعر شعر کوتاه غمگین اندوه مرا بچین چیدن اندوه زمان رهایی از غم اشکهای احساسی حاوی هورمونهای استرس مانند کورتیزو...
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم ؟
به طاقتی که ندارم ، کدام بار کشم ؟!️
به طاقتی که ندارم ، کدام بار کشم ؟!️
1.0
شعر غمگین غم زمانه فراق یار شعر حافظ بیطاقتی مغز انسان درد عاطفی (مثل فراق) را دقیقاً با همان م...
در و دلِ جانم غمی به قامتِ کوهِ دماوند شده
آتشِ زخمِ روزگار در درونم شعلهور و چون تفتان شده.
منی که پیشتر دلم چون دشتِ سوسن سرسبز بود و شاداب،و قلبم چون رودِ کارون زلال و آکنده از امید و طراوت.
آن شکوهِ گذشته کجاست؟
اکنون درونم جز طنینِ غم، چیزی نمانده…
دُربانو️
آتشِ زخمِ روزگار در درونم شعلهور و چون تفتان شده.
منی که پیشتر دلم چون دشتِ سوسن سرسبز بود و شاداب،و قلبم چون رودِ کارون زلال و آکنده از امید و طراوت.
آن شکوهِ گذشته کجاست؟
اکنون درونم جز طنینِ غم، چیزی نمانده…
دُربانو️
5.0
غمگین شعر آتشفشان تفتان در شعر دلتنگی گذشته سبز غم شبیه کوه دماوند شعر دُربانو غمگین دماوند و تفتان هر دو آتشفشانهای خفتهای هستند که ...
در و دلِ جانم غمی به قامتِ کوهِ دماوند شده
آتشِ زخمِ روزگار در درونم شعلهور و چون تفتان شده.
منی که پیشتر دلم چون دشتِ سوسن سرسبز بود و شاداب،و قلبم چون رودِ کارون زلال و آکنده از امید و طراوت.
آن شکوهِ گذشته کجاست؟
اکنون درونم جز طنینِ غم، چیزی نمانده…
دُربانو️
آتشِ زخمِ روزگار در درونم شعلهور و چون تفتان شده.
منی که پیشتر دلم چون دشتِ سوسن سرسبز بود و شاداب،و قلبم چون رودِ کارون زلال و آکنده از امید و طراوت.
آن شکوهِ گذشته کجاست؟
اکنون درونم جز طنینِ غم، چیزی نمانده…
دُربانو️
-
غمگین شعر دلتنگی عمیق آتشفشان درون غم به بزرگی کوه نماد کوه در شعر مغز انسان درد عاطفی را درست در همان بخشهایی پرداز...
یاد رنگینی در خاطرمن ؛
گریه می انگیزد .
"ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست..."
ارغوانم دارد می گرید !
چون دل من ؛
که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو می ریزد....
- هوشنگ ابتهاج️
گریه می انگیزد .
"ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست..."
ارغوانم دارد می گرید !
چون دل من ؛
که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو می ریزد....
- هوشنگ ابتهاج️
1.9
غمگین شعر تنهایی عاشقانه شعر غمگین ابتهاج ارغوان نماد گریه درخت در شعر درخت ارغوان در باورهای کهن ایرانی نماد عشق سوگوار ...
خاطراتی دارم
که از من می ترسند
می دانند
دیگر آن آدمِ دیروز نیستم
در گوشه ای پنهان می شوند
که مبادا
با لمس شان
چون کاغذی نازک تیکه
پاره شان کنم...
✦͙͙͙*͙*❥⃝∗⁎.ʚ امیر علی ɞ.⁎∗❥⃝**͙✦͙͙͙
️
که از من می ترسند
می دانند
دیگر آن آدمِ دیروز نیستم
در گوشه ای پنهان می شوند
که مبادا
با لمس شان
چون کاغذی نازک تیکه
پاره شان کنم...
✦͙͙͙*͙*❥⃝∗⁎.ʚ امیر علی ɞ.⁎∗❥⃝**͙✦͙͙͙
️
1.5
غمگین شعر خاطراتی که میترسند خاطرات شکننده تغییر شخصیت و گذشته ترس از خاطرات قدیمی از نگاه عصبشناسی، هر بار خاطرهای را مرور میکنیم...
و سرانجام قطاعی سرد کند این تن خسته را 🖤🖤️
5.0
غمگین شعر خستگی از زندگی پایان تلخ احساس سرمای روانی شعر غمگین مرگ جالبه بدونید احساس سرمای ناگهانی در اوج فروپاشی رو...
همهی ویساتو شنیدم تا خود صبح چه کشیدم✈️🖤️
-
غمگین شعر خاطره عشق یک طرفه زندگی از موقعی اشتباه بودنش را نشان می دهد که شعر کودکی مان اینگونه غلط خوانده شود :
صد دانه اشک
دسته به دسته
با نظم و ترتیب
رو گونه ریخته
هر دانه ای هست
پر بغض و پر درد
دانه ها را پیچیده با هم
در لایه ی چشمم ، پروردگارم !️
صد دانه اشک
دسته به دسته
با نظم و ترتیب
رو گونه ریخته
هر دانه ای هست
پر بغض و پر درد
دانه ها را پیچیده با هم
در لایه ی چشمم ، پروردگارم !️
1.3
غمگین شعر خوانش اشتباه شعر ماندلا افکت شعر صد دانه اشک تحریف خاطره وقتی خاطرات کودکی را مرور میکنیم، مغز هر بار آنها...
یه چیزی مرد اون روز تووم
با فرضم از جامعه دشمن شدم
نه میتونم جلوی دهنمو بگیرم
نه میتونم راجع بش صحبت کنم
یه چیزی مرد اون روز تووم
که سرمای تنهایی تنمو سوزوند
اونوقت بود که دیدم نه میتونم ازش بترسم
نه میتونم جرات کنم
یه چیزی مرد اون روز تووم
که کردم از ساقه سقوط
گندیدم توی باغ سکوت
گوشتمو خورد تا ته
حتی هسته هامو ربود️
با فرضم از جامعه دشمن شدم
نه میتونم جلوی دهنمو بگیرم
نه میتونم راجع بش صحبت کنم
یه چیزی مرد اون روز تووم
که سرمای تنهایی تنمو سوزوند
اونوقت بود که دیدم نه میتونم ازش بترسم
نه میتونم جرات کنم
یه چیزی مرد اون روز تووم
که کردم از ساقه سقوط
گندیدم توی باغ سکوت
گوشتمو خورد تا ته
حتی هسته هامو ربود️
1.6
غمگین شعر مرگ درونی انزوای اجتماعی احساس سقوط باغ سکوت مغز انسان طردشدگی اجتماعی را دقیقاً مانند درد فیزی...
شدیم دریچه خونه ابتهاج، فقط آه میکشیم:)!️
3.7
غمگین شعر شعر غمگین آه کشیدن در شعر استعاره دریچه خونه ابتهاج آه کشیدن تنها یک واکنش احساسی نیست؛ علم ثابت کرده ...
درد آنقدر گسترده بود
که اشک ها نمیدانستند
بر کدام نام
بر کدام شهر
بر کدام زخم ایران
سرازیر شوند .️
که اشک ها نمیدانستند
بر کدام نام
بر کدام شهر
بر کدام زخم ایران
سرازیر شوند .️
1.9
غمگین شعر درد ایران اشک بیهدف غم پراکنده سوگ ملی اشکهای ناشی از درد عاطفی حاوی کورتیزول و هورمونه...
ماه باش…
نه آنکه تمامِ شب را
به دنبالِ ستارههایی بگردد که دیگر نیستند.
(اینجا تلخیِ فقدان و جستجویِ بیثمر برجسته شده)
️
نه آنکه تمامِ شب را
به دنبالِ ستارههایی بگردد که دیگر نیستند.
(اینجا تلخیِ فقدان و جستجویِ بیثمر برجسته شده)
️
3.7
غمگین شعر جستجوی بیثمر احساس پوچی ستارههای مرده تلخی فقدان نور ستارهها میلیونها سال در راهه. بسیاری از اونه...
اونجا که کاظم بهمنی میگه ؛
"روح برخواسته از من ته این کوچه بایست
بیش از این دور شوی از بدنم میمیرم . . .🕊️
"روح برخواسته از من ته این کوچه بایست
بیش از این دور شوی از بدنم میمیرم . . .🕊️
3.7
شعر غمگین احساس مرگ با دوری روح برخواسته از من شعر کاظم بهمنی ترس از جدایی در شعر در روانشناسی، 'توهم دست لاستیکی' نشان میدهد حس ما...
غیر از دو عاشقانهی ملموس از خودم
چیزی نخواند مرثیهخوان کرایهای
من مرده بودم و جسدم تازه مانده بود
خشکیده بود دسته گلی بر سه پایهای️
چیزی نخواند مرثیهخوان کرایهای
من مرده بودم و جسدم تازه مانده بود
خشکیده بود دسته گلی بر سه پایهای️
-
غمگین شعر شعر عاشقانه فارسی دسته گل خشکیده مرثیهخوانی پارادوکس مرگ و زندگی در تافونومی، تجزیه بدن انسان پس از مرگ تحت تأثیر د...