خیال مرا شانه میکنی !؟
پریشان است ...
🗯 صالحی
خیال مرا شانه میکنی !؟
پریشان است ...
🗯 صالحی
زندگی های خیلی هامون ختم میشه به گفته دولت آبادی که میگه ما دیر آمدیم یا زود هرچه بود به موقع نیامدیم
️°《قصد رفتن کرده ای
تا باز هم گویم بمان بار دیگر میکنم
خواهش اما اصرار نـہ! >》°彡
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد ، بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد .
️آشفته دلان را هوس خواب نباشد .....
️عشقت نه سرسری است که از سر به در شود...
️من مصداقِ "قدمت روی چشم" معروفم..
از چشمانم خاک میریزد بعدِ رفتنت!
-آرزو پارسامهر
باید گریست در غم شهری که اندر ان
مشتی اسیر گریه به آزاده ای کنند
❤اگر رنگ رخساره خبر میدهد از سِرّ درون، پس چرا این همه آدم داریم که لبشون میخنده اما دلشون خون؟ جناب سعدی؟!🤨❤
️اوست گرفته شهر دل...
من به کجا سفر کنم؟!♥️