من کافهای ک قرار بود باهم بریمو تنها رفتم شهری ک قرار بود دوتایی کلشو قدم بزنیمو تنها قدم زدم روزایی ک قرار بود خاطره بسازیمو با تنهاییم گذروندم گریه ها و خندههامو تنهایی کردم تنهایی ذوق کردم ...
یهچیزی توی زندگیم هیچوقت کافی نبوده و نیست، خودمم نمیدونم چیه اما هرچی که باشه اینکه نیست بودنه بقیه چیزا رو هم کمرنگ میکنه واسم. هرجا میرم هرکاری میکنم تو ارتباطم با آدما خوش میگذره اما کوتاهه زود یادم میره و برمیگردم ب حالته اولم که یهجای کارم میلنگه و کلافه میشم، چون یهچیزی کمه و من هنوزم تا نباشه نمیدونم چیه باید دنباله چی بگردم و این مغزمو میخوره هرشب .️
اون لحظه ای که سکوت کردمو جوابتو ندادم فکر نکن که کم اوردم نه، انقدر ارزش نداری که بخوام مغزمو به کار بندازم حرفتو گوش بده تا واکنش بده همینقدر برام بی اهمیتی؛ -تاریکیشبمهی️