༺ زلـ؋ هاے پریشانم را ؋ـرش زیر پایت میکنم نور چشماט بر انتظار نشستـہ را چراغ راهت میکنم ذرـہ ذرـہ وجوـבم را ؋ــבاے ذرـہ اے از عشقت میکنم تمام حرف ها ی دل را ز دلتنگی ات شعر میکنم با ز گر نیایے ز غم عشقت با בیوانـہ ها سر میکنم
هوات رو دارم ولی.... در عین حال هم حرص میخورم بخاطر این که قبلا چی شده بودی و چه اشتباهی کرده بودی و دوباره همون رو تکرار داری میکنی البته عیبی هم نداره به من ربطی نداره دیگ هیچی،،، (نگرانتم ولی. مراقب خودت باش..)