امشب بوی خون گرفته ام …!
سرشارم ازبغض هایِ ناامیدی …
اطرافم را حصارهایی پوشانده است از جنس دیوار…
نفسم تنگی میکند … همچون خـُـلـقــَــم !
میخواهم رها شوم … صدا شوم و تمام دلتنگی هایم را فریاد شوم در گوش های آسمان …!
می خواهم اشک بریزم و بهانه بگیرم …
اما
آرام آرام در صفحه ی روزگار محو میشوم
این سرنوشت برخی آدم هاست
تلخ نیست….غریبانه ست…….️
سرشارم ازبغض هایِ ناامیدی …
اطرافم را حصارهایی پوشانده است از جنس دیوار…
نفسم تنگی میکند … همچون خـُـلـقــَــم !
میخواهم رها شوم … صدا شوم و تمام دلتنگی هایم را فریاد شوم در گوش های آسمان …!
می خواهم اشک بریزم و بهانه بگیرم …
اما
آرام آرام در صفحه ی روزگار محو میشوم
این سرنوشت برخی آدم هاست
تلخ نیست….غریبانه ست…….️
5.0
غمگین تنهایی خسته دلتنگی زندگی