جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های ادبی غمگین / بهترین متن ادبی غمگین [پیشنهادی]

4198 پست
متن های ادبی غمگین گلچین , تعداد 4,198 متن ادبی غمگین به ترتیب بهترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های ادبی غمگین / بهترین متن ادبی غمگین [پیشنهادی]
غمگین ادبی شعر غمگین غمگین عاشقانه غمگین جدایی تنهایی غمگین غمگین شاخ غمگین تیکه دار ادبی تیکه دار ادبی تنهایی ادبی عاشقانه دلتنگی غمگین
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
اشک، چون راز دلم گفت، فتاد از نظرم
با وجودی که به صد خون جگر حاصل شد...


هلالی جغتایی.️
4.8
غمگین شعر زندگی ادبی
نصب برنامه اندروید تاوبیو
میگن ساکت شدی عوض شدی حرفی برای گفتن نداری
دوست دارم بهشون بگم ؛
نه این که حرفی نباشد، هست …
خیلی هم هست
اما دلشکسته ها می دانند
غم به استخوان که برسد
می شود “سکوت”…️
4.6
عاشقانه غمگین سکوت عشق یک طرفه ادبی
چـہ زیبا گـ؋ـتـہ هاروکے موراکامے :
پشت زیباترین لبخنـב بیشترین בرב ها نهـ؋ـتـہ است .
زیباترین چشم بیشترین اشک ها ریختـہ است و مهرباט ترین قلب بیشترین בرב ها را کشیـבـہ است
5.0
بهترین ها غمگین ادبی حقیقت
مشابه ها
_ب‍‌دت‍‌ری‍‌ن ح‍‌س دن‍‌ی‍‌ا چ‍‌ی‍‌ه..؟😢

+اون‍‌ی ک‍‌ه دوس‍‌ش داری ت‍‌وی‍‌ه ش‍‌ه‍‌ر دی‍‌گ‍‌ه زن‍‌دگ‍‌ی م‍‌ی‍‌ک‍‌ن‍‌ه💔

-ش‍‌و‌ک‍‌ول‍‌ات‍ ت‍‌ل‍‌خ.️
5.0
عاشقانه غمگین حقیقت دلتنگی ادبی
ه‍‌‌ر ب‍‌‌ار ک‍‌‌ه‍‌ گ‍‌‌وش‍‌‌ی‍‌‌م‍‌‌و ب‍‌‌رم‍‌‌ی‍‌‌دارم‍ دن‍‌‌ب‍‌‌ال ی‍‌‌ه‍ خ‍‌‌ب‍‌‌ر
از‌ #ط‍‌ ام‍ . !("️
4.9
غمگین عشق یک طرفه دلتنگی ادبی
چیزی مرا کم است
شاید امید
شاید فراموشی
شاید دوست
شاید من!

_محمود درویش
#پاراگراف️
5.0
غمگین خسته ادبی

اونجایی که استاد شهریار میگه❤️🌿

گر مرا ترک کنی
من زغمت می سوزم،
آسمان را به زمين
جان خودت می دوزم،
گر مرا ترک کنی
ترک نفس خواهم کرد،
بی وجود تُو بدان
خانه قفس خواهم کرد!

‌  ️
5.0
عاشقانه غمگین بهترین ها جدایی دلتنگی ادبی خسته
از خستگی هایم خسته ام
از عصبی شدن هایم عصبی گشته ام
آه خدای من تنش هایم جانم را نشخوار میکنند
بیخوابی فرسوده ام گردانده
مریضی ها و ناخوشی ها مرا از پای در آورده.
اما افسوس که منِ منفرد ناچار است ایستادگی پیشه کرده و درمیان انبوهی از مسئولیت ها نقش آفرینی کند، بدون آنکه لحظه ای درنگ داشته باشد تا کمی از رنجش هایش مداوا شوند...🚬
_𝓐𝓼𝓻𝓪
5.0
غمگین ادبی
«از زندگی لذت نمی‌برید. پس درباره‌ی زندگی چه احساسی دارید ؟»
«نمی‌توانم بگویم که اصلاً چیزی را احساس می‌کنم یا نه .»
«اما احساس زنده بودن که می‌کنید .»
«زنده بودن ؟ نه ، راستش نه . خیلی وقت است که احساس زنده بودن را نداشته‌ام .»
بر چهره‌اش حالتی از تسلیم و غمی بی‌‌پایان نشست .

- صفحهٔ ۶۶ -
از : "کتابِ مردی که زنش را با کلاه اشتباه می‌گرفت"
به قلمِ : ' الیو ساکس'️
4.2
غمگین فلسفی خسته زندگی ادبی