افسوس واسه تو اي دل ساده
که هر کسي واست عقده اي فرستاده
هر کي که اومد جلوت گفت دلسوز توهه
حالا مي بيني باعث غم امروز توهه
تو مي خواستي زير پرچم هيچکس نري
به هر سياست پستي تو نيشخند زدي
نگاه ها روصداي تو شدن بيشتر شديد
ولي جوري که هستي تو رو هيچ کس نديد
تيغو بکش فک نکنم خونت از رگ بياد
وقتي حتي مادرتم ازت مدرک مي خواد
ديگه خوشي ها رو تو زندگي تصور کن
فقط يادت ميدن که به خدا توکل کن️
5.0
غمگین شعر خاطره دلتنگی زندگی
💚💛💚
هنوز ماهِ منی، دیدنت نفسگیر است
ولی نیا به سراغم، نیا کمی دیر است
هنوز شعرِ منی، می سُرایمت هرشب
اگرچه ازتو نوشتن،خلافِ تدبیر است
࿇─┅━━•✺⊱❤️⊰✺•━━┅─࿇️
4.2
عاشقانه شعر عشق و عقل احساسات متضاد شعر نو جدایی عاقلانه این شعر تضاد دلنشین میان «عشق» و «عقل» را به تصویر...
ماه منی، شعر منی: جدایی عاقلانه در اوج عشق و عقل:
این شعر تضاد دلنشین میان «عشق» و «عقل» را به تصویر میکشد، مفهومی ریشهدار در ادبیات فارسی. با وجود ماندگاری حس دلدادگی و دیدن معشوق چون ماه و شعر، «تدبیر» حکم به دوری میدهد. این کشمکش درونی، که در آن شور عشق از منطق فراتر میرود، بُعدی عمیق از تجربه انسانی را نشان میدهد.
راهکار:
برای درک بهتر کشمکش بین احساسات و منطق، تمرین خودآگاهی (Mindfulness) مفید است. این کار به شما کمک میکند تا هم به ندای قلب گوش دهید و هم با دیدی باز به تصمیمات عقلانی بنگرید، بدون آنکه یکی را فدای دیگری کنید.
هرگز این قصه ندانست کسی :
آن شب آمد به سرای من و خاموش نشست
سر فرو داشت نمیگفت سخن
نِگَهش از نِگَهم داشت گریز
مدتی بود که دیگر بامن
بر سرِ مهر نبود
آه، این درد مرا میفَرسود :
«او به دل عشقِ دِگَر میورزد؟»
گریه سر دادم در دامنِ او
های های که هنوز
تنم از خاطرهاش میلرزد
بر سرم دست کشید
در کنارم بِنشست
بوسه بخشید به من
لیک میدانستم
که دلش با دلِ من سرد شده است..... 🖤🥀
•
•
#سایه️
4.8
شعر خاطره شب خسته
- یکیازقشنگترین
کلمهایکهامروزشنیدم . . .
‹معانقه›بودیعنی:درآغوشگرفتن
عنقبهمعنایگردنهست،
معانقهیعنیگردنبهگردنشدن،
آغوشیچنانعمیقودرهمفرورفته
کهگردنبهگردنتماسپیداکند :)!💙🎼️
4.8
عاشقانه شعر مولانا ادبی دوستت دارم
گر بگویم با خیالت تا کجاها رفتهام مردمان این زمانه سنگسارم میکنندرج به رج هر بیت ،را از روی چشمت
ساختم ، شعرهایمدستبافمهربانیهایتوست عطسه هایم عرصۀ پاییز را پر کرده است،حرف رفتن میزنی، هی صبر میآید فقط !روی نبودت همحسابی تازه وا کردم یاد تو میارزد به بودن های خیلیها تو در کنار خودت نیستی نمیدانی؛که در کنار تو بودن ، چه عالمی دارد یک امشبی که آمده بودی به خواب من،من از غم فراق تو خوابم نبرده🍃️
5.0
عاشقانه شعر ادبی خاطره
آرام جان
جان به عشق تو سپردم نیست آرامم هنوز
ازنگاهت بوی عشق می آیدو بر جامم هنوز
زهرهٔ از نوره تو درکوه عشق چون شد آشکار
هردمی بوی عشق ازتو می آمدبر بامم هنوز..
عارف..🌷💚🌷
️
3.8
عاشقانه شعر عشق عرفانی ادبیات فارسی شعر عاشقانه آرامش عارف در این شعر به زیبایی از عشق و آرامش سخن میگو...
شعر عاشقانه: آرام جان و بوی عشق:
عارف در این شعر به زیبایی از عشق و آرامش سخن میگوید. جالب است بدانیم، در ادبیات عرفانی، عشق نه فقط یک احساس، بلکه راهی برای رسیدن به کمال و درک حقیقت هستی است. این مفهوم در آثار بسیاری از شاعران بزرگ ایرانی تکرار شده است.
راهکار:
برای درک عمیقتر اشعار عرفانی، به بررسی زندگی و آثار شاعران بزرگ این حوزه مانند مولانا بپردازید. این مطالعه میتواند دریچهای نو به سوی فهم عشق الهی بگشاید.
پشت پا خوردیم از هر کسی که گفت یار منه💔😪
چون که دیدم شب و روز در پی آزار منه
هرکس که دست محبت حلقه گرد بر گردنم
دیدم این دست محبت حلقه دار منه
ماکه رقصیدیم به هرسازی که زدی روزگار
دل به تو بستیم آخر دلشکستی ای روزگار
کاش میشد بار دیگر سرنوشت از می سرنوشت
خوب بودم پس چرا کاتب برایم غم نوشت
چرا؟...............
️
5.0
شعر غمگین زندگی
#شعر_دلبر 🌿
هرچند اینکه سخت شکستی دل من است
غمگین مشو! که شیشه برای شکستن است
من دوستی به جز تو ندارم؛ قسم به عشق
هرکس که غیر از این به تو گفتهست، دشمن است
چشمان من مسیر تو را گم نمیکنند
فانوس اشکهای من از بس که روشن است!
جای گلایه پیش تو چون شمع سوختم
لب باز کردهام به زبانی که الکن است
از دیدنم دوباره پریشان شدی؟ ببخش!
چون خواب بد، سزای من «از یاد بردن» است
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤️
4.8
شعر عاشقانه ادبی
∙∙·▫▫ᵒᴼᵒ▫ₒₒ▫ᵒᴼᵒ▫ₒₒ▫ᵒᴼᵒ
اگر انسانیت شرطش حراج خویشتن باشـد
نمے خواهم ، چـہ اصراریست ، من آدم نخواهم شـد
ᵒᴼᵒ▫ₒₒ▫ᵒᴼᵒ▫ₒₒ▫ᵒᴼᵒ▫▫·∙∙️
4.9
شعر بهترین ها ادبی حقیقت
بی خود از خود شوم و راهی میخانه شوم
بی خود از خود شوم و راهی میخانه شوم
آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب..
نه دگر دوست شناسم.. نه دگر،جام شراب
✍🏼مولانا️
5.0
عاشقانه شعر ادبی مولانا
💚💛💚
پنـدها دادم بـه دل ، اما دلـم عـاقل نشد
هیچکـس ماننـدِ او ، دلـدادهٔ بیـدل نشد
گفتمایدل عشق راپنهانکنو نشکن غرور
شانه بـالا کـرده بـر من، ارزشی قائل نشد
࿇─┅━━•✺⊱❤️⊰✺•━━┅─࿇️
3.8
عاشقانه شعر عشق نافرجام غرور پند دل بی قرار در این شعر، شاعر به زیبایی تضاد بین عقل و احساس را...
دل بی قرار و عشق نافرجام: شعری از دل:
در این شعر، شاعر به زیبایی تضاد بین عقل و احساس را به تصویر میکشد. پندهای عقلانی در برابر شور و اشتیاق دل عاشق، رنگ میبازند و این نشاندهنده غلبه احساسات درونی بر منطق است. این جدال درونی، مضمون بسیاری از اشعار کلاسیک فارسی است.
راهکار:
به یاد داشته باشید، ابراز احساسات، حتی اگر با شکست مواجه شود، بهتر از پنهان کردن آنهاست. پنهان کردن احساسات می تواند منجر به حسرت شود.
تنهایی یعنی که بغض کنی بشکنی هیچکی نفهمه
تنهایی یعنی شبای سکوتو قلبی که زخمه
تنهایی یعنی قدم بزنی دوباره زیر بارون
خودتی و شب و چشمای گریون
#اهنگ.ندیم.تنهایی️
4.7
غمگین شعر خسته دلتنگی نامردی
کاش میشد،،،
روز های با تو بودن را،
میان فصل های کتاب زندگی داشت ،...
که به وقت رسیدن فصل های بی حوصلگی،
کتاب را به امید رسیدن روز های با تو، تند به تند ورق زد،،،
و چه شیرین است،
رسیدن به فصل کتابی، که نامش، نام تو باشد،،،
آن هم، بعد از آن همه بی حوصلگی...️
5.0
شعر عاشقانه زندگی انگیزشی
بنام خدای بهار آفرین / بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود🌹
سال نو همگی مبارک
امیدوارم امسال سال خوبی رو در کنار خانواده دوستان اقوام و اکیپ نکروس داشته باشین️
3.4
عاشقانه شعر عید خانواده خاطره
ادامه شعر:
ای داد بر من !
صورتی ام به خاطر آبی جدا شد از من
حال گشته است قرمز تنها
او نیز مانند من گشته اسیر
در آن سوی جهان رنگ ها
شد جداییِ دیگری پیدا
رنگی به نام مشکی جدا شده است
او هم سفید را تنها گذاشته است
آنان چقدر ترکیب خوبی بودند
حیف،حیف که فعل آنها نیز شده است (بودند)
قرمز با مشکی بیرون آمد ز تنهایی
حال سفید مانده است به تنهایی
تو چه دیده ای کار خدا را ؟
شاید سفید تکمیل کند این رنگ را
ادامه اش هم هس...️
4.7
عاشقانه شعر ادبی
« خالي تر از سياه ام اگر تو مرا دگر نخواهي
پر حسرت تر از شاهين در قفس مي شوم
اگر مرا به آغوشت رهي نباشد
بي تو بودن را به چه مانند كنم؟
بي تو بودن را به چه معنا كنم؟
اگر نباشي خورشيدي طلوع نخواهد كرد
ستاره ها از آسمان سياه كوچ خواهند كرد
تو اگر نباشي اكسيژن ها مي سوزند
در سوزِهجرتت.
دگر مرغ عشقي نمي خواند،
شوق پروازي ندارد شاهين بالغ رسيده،
اگر تو نباشی️
4.9
عاشقانه شعر ادبی
عاشقم…
اما او نمیداند،
در این سکوت مبهم،
قلبم چه غوغایی دارد،
و نگاهم چه تمنایی.
عاشقم…
در خلوت خیالم،
دستش را میگیرم،
در آغوشش میگیرم،
و رویاها میسازم.
اما او نمیداند…
که این عشق پنهان،
چه زخمی بر دلم میزند،
و چه اشکی در چشمانم میخشکاند️
4.8
عاشقانه شعر سکوت خسته عشق یک طرفه
تو مرا آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت میروم از قلبت
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی و به خود میگویی باز میآید و میسوزد از این عشق ولی
برنمیگردم، نه
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد...️
4.9
عاشقانه شعر دلتنگی دوستت دارم
رک بگویم... از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام
در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام
سالها از بس که خوش بین بوده ام
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بارها
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها
لا به لای هر دعا بخشیدهام️
5.0
غمگین شعر زندگی ادبی
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
جان بر لب است و حسرت
در دل که از لبانش،
نگرفته هیچ کامی، جان از بدن برآید️
5.0
شعر حافظ
اونجا که نزار قبانی میگه:
آیا بگویم دوستت دارم؟!
کاش جرأت گفتن بیابم
که در این دنیا چیزی برایم نمانده است
بهجز اندوههایم
و چشمهایت!
-سیتا️
4.8
عاشقانه شعر دوستت دارم دلتنگی عشق یک طرفه
دلم تو را می خواهد
بیا
بی بهانه
لبخند باش
خودت را بر لب هایم بچسبان
آغوشت را
به علاقه ام قرض بده
و بگذار غرق شود نگاهم
درون دریای دوست داشتنت
که در قلبت پنهان ساخته ای️
3.2
عاشقانه شعر متن عاشقانه برای معشوق شعر دلتنگی کوتاه احساس عشق بیبهانه درخواست آغوش تحقیقات علوم اعصاب نشان میدهد در لحظهٔ ابراز عشق،...
شعر عاشقانه: بیا بیبهانه، لبخند باش:
تحقیقات علوم اعصاب نشان میدهد در لحظهٔ ابراز عشق، مغز دوپامین و اکسیتوسین ترشح میکند – همان مواد شیمیایی که در اعتیاد به مواد مخدر هم نقش دارند. عشق واقعاً یک «اعتیاد شیرین» است. آیا این وابستگی شیمیایی باعث میشود انتخابهای عاطفیمان کمتر آزادانه باشند؟
راهکار:
این شعر کاملاً حس ناب وابستگی عاطفی را منتقل میکند. اگر به دنبال راهی برای بیان همین حس به زبان خودت هستی، میتوانی یک بند مشابه با تمرکز روی یک خاطرهٔ مشترک بنویسی تا شخصیتر شود.
اونجا که ملکالشعراء بهار میگه:
دل به اقبال جهان ای صاحب دولت مبند
کاین جهان در اختیار عقل دوراندیش نیست
نعمت او بیتغیر، امن او بیانقلاب
راحت او بیتزاحم، نوش او بینیش نیست
-ستا️
5.0
شعر فلسفی ادبی سکوت خدا
زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت
که قیمتم بشناسد به امتحان سکوت
منی که خاک نشین بودم از تجلی عشق
گذشتهام از فلک هم به نردبان سکوت
نهفته باید و بنهفتم آنچه را دیدم
که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت
. شهریار .️
4.9
شعر زندگی
ܩߊ ߊܝ̇ ߊ߬ࡍ߭ ܢܚߊܥܘ ܥܠߊࡅ߭ࡅ࡙ܩܢ ܭܘ ܝ̇ ܭܚࡍ ܭࡅ࡙ࡅ߭ܘ ࡅ߭ܥߊܝࡅ࡙ܩܢ
ࡅ࡙ܭ ܢܚ݅ܣܝ ܝ݆ߺܝ ߊܝ̇ ܥܢܚ݅ܩࡅ߭ࡐ ࡅ࡙ܭ ܥࡐܢܚࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߭ܥߊܝࡅ࡙ܩܢ️
5.0
غمگین تیکه دار شعر خسته حقیقت دلتنگی زندگی
گفت؛
بهشون توجه نکن من بعد از سالها زندگی کردن با این مردم فهمیدم که خطرناک تر از آدمهایی که هیچ کتابی نخوندن، آدمهایی هستن که فقط چندتا کتاب خوندن.
اونها دیگه خودشون رو از روشنفکرها میدونن و میخوان در مورد هر چیزی اظهار نظر تخصصی کنن.
هراتفاق و داستانی رو به اون کتابها ربط میدن و از سطر به سطرش نقل قول میکنن ..!
📘: قهوه سرد آقای نویسنده .️
4.8
غمگین شعر حقیقت
او می آید ...
ولی نمیدانم آن روز زنده ام یا نه .
ولی اگر آن روزی که آن آمده بود و من زنده نبودم بدانید با آمدن آن ، من از شوق دیدارش دوباره زنده میشوم :)
آذر ماه 1403 ️
4.1
عاشقانه شعر عشق عرفانی ادبیات فارسی امید به وصال حیات دوباره این متن، اشتیاق عمیق و تقریباً عرفانی را به تصویر ...
شوقی که از مرگ حیات میبخشد:
این متن، اشتیاق عمیق و تقریباً عرفانی را به تصویر میکشد که در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در آثار شاعرانی چون مولانا و حافظ، بسیار دیده میشود. در این نگاه، بازگشت معشوق چنان قدرتی دارد که حتی فراتر از مرزهای حیات و ممات رفته و به روح، زندگی دوبارهای میبخشد؛ بیانگر پیوندی فرازمینی و جاودان.
راهکار:
قدرت امید و انتظار در زندگی نقش مهمی دارد. تصور آیندهای روشن با حضور آنکه دوستش دارید، میتواند به شما انگیزه و آرامش ببخشد. این تمرین ذهنی، به تقویت تابآوری روحی کمک میکند.
مارِ بر گنج زده چنبره را میبینی؟
گرگِ در حالِ دریدن بره را میبینی؟
یک نفر گفت که قانونِ طبیعت این است
فنِّ از آب گرفتن کَره را میبینی؟
دیگ با دیگِ دگر گفت که روی تو سیاه
جدلِ سیر و پیاز و تره را میبینی؟
آدمی کور، عصاکش شدهی کورِ دگر
علتِ کوریِ صدها گره را میبینی؟!
زاغ و کرکس به سرِ شاخه رجز میخوانند
تَرَکِ سقف و در و پنجره را میبینی؟
_نیروانا_️
4.7
شعر عصبانی ادبی حقیقت نامردی